|
پژوهش و گسترش ایرانشناسی
|
||
|
Iranology Dilate : جستارهای درباره تاریخ، فرهنگ، استوره، ادب و جشنهای ایران |
این جستار در بهار سال گذشته نگاشته شده و تا امروز در چندین نشریه کاغذی و الکترونیکی در درون و برون کشور به چاپ رسیده است.
دوران ساسانی، دوران شکوه و برجستگی و درخشش هنر موسیقی _و دیگر هنرهای_ ایران زمین است و جالب اینکه اگر در برخی موارد بیننده نزول در درازای ۴۳۰ سال شاهنشاهی ساسانی هستیم، در زمینه هنر یک روند رو به رشد و صعودی را میبینیم. و در پایان دوره ساسانی یعنی در زمان خسرو پرویز است که بیننده طلایی ترین زمان در درازای تاریخ ایران را در هنر موسیقی هستیم. نوشتن درباره موسیقی در دوران ساسانی به یک کتاب و دست کم یک مقاله مستقل نیاز دارد.
این جستار به مناسبت همایش بزرگ فردوسی در سال 86 در هفته نامه امرداد به چاپ رسیده.
«تئودور نولدكه» که به داشتن نگاهی منفی درباره ایران شهره است، درباره «زن» در شاهنامه چنین مینویسد: «در
شاهنامه زنان نقش فعالی ايفا نميكنند، تنها هنگامی ظاهر ميشوند كه هوس يا عشقی در ميان باشد».این جستار به مناسبت همایش بزرگ فردوسی در سال 86 در هفته نامه امرداد به چاپ رسیده.
امروز بیش از
500 سال است که پیشزمینه آرمان فردوسی یعنی «تشکیل کشور یکپارچه ایران» محقق شده است، و ما همچنان شاهنامه را میخوانیم و لذت میبریم و درود میفرستیم به روان فردوسی. و گاهی هم لعنتی به دیگران. درحالیکه فردوسی نه خواستار درود ما به او بود و نه لعنت ما به دیگران. فردوسی شاهنامه را سرود تا ملت گرایی زنده بماند. او بنیانگذار ناسیونالیسم ایرانی نیز نیست. ایرانیان از آغاز ناسیونالیست بودند. اوستا، کتیبه های هخامنشی و استوره ملی ایرانیان شامل اندیشه های کاملا شفافی در این مورد هستند. ساسانیان نیز الگویی پیشرفته تر از گذشتگان و حتا آیندگان خود ایجاد کردند. و فردوسی با گردآوری همه بزرگی ها، یک سند تمام عیار از ناسیونالیسم به جا گذارد. با این همه سردبیر یکی از سرشناسترین روزنامه ها _روزنامه شرق_ در سرمقاله خود ناسیونالیسم را اختراع اروپاییها! آنهم در سده 19! میداند و دیگر نویسنده نامی، ناسیونالیسم ایرانی را یکی از ابزار استعماری! غرب با هدف استثمار ملت های منطقه معرفی میکند!.
"اهورَهمزدا به سِـپیتمان زرتــشـت گفت: من یاری و رستگاری و رامش و بهروزی خـورداد را برای مردمان اَشـَوَن بیافریدم... کسی که در میان امشاسپندان، او را بستاید، بدان مانـَد که امشاسپندان بهمن و اَردیبهشت و شهریور و سپندارمذ و خورداد و اَمرداد را ستوده باشد."
خرداد يشت – بند 1
ميدانيم كه ايرانيان از ديرباز ، چهار آخشيچ(عنصر) «آب» و «آتش» و «باد» و «خاك» را پاك دانسته و در گراميداشت هريك يشتها و جشنهاي گوناگون داشتهاند.
خردادگان، در گروه «جشنهاي آب» جاي ميگيرد و به مانند بسياري از جشنهای کهن سرزمينمان، نزديکی روان ايرانيان با پرهام (طبيعت) را نمايان میسازد.
در گاهشمار ايرانيان باستان و زرتشتيان امروز، هر يك از 30 روز ماه، با نامی ويژه شناخته شده و هنگام همنام شدن روز و ماه، از ديرباز جشنهايي در اين سرزمين برپا ميشدهاند. روز ششم از هر ماه به نام ششمين امشاسپند، "خورداد" يا "خرداد" خوانده ميشود و روز ششم خرداد، به خاطر همنام شدن روز و ماه جشني برپا ميشود به نام "خردادگان". با 31 روزه شدن 6 ماه نخست سال در گاهشمار خيامي، امروزه اين جشن به روز چهارم خرداد، جابهجا شده است..
|
|