ادامه آموزش خط پهلوي :

|
نویسندگان تارنگار
منابع انگلیسی ایرانشناسی
««Online References for Avestan Studies»» :
Zaratushtra's Gathas by Bartholomae_Part I
Zaratushtra's Gathas by Bartholomae_Part II
Zaratushtra's Gathas by Bartholomae_Part III
Zaratushtra's Gathas by Bartholomae_Part IV
Zaratushtra's Gathas by Bartholomae_Part V
Avesta_Yasna: Haptan Haiti by Mills
Avesta_Yasna: Begining Part by Mills
Avesta_Visparad by Mills
M.N. Dhalla: History of Zoroastrianism
A. Jafari: The Achaemenians, Zoroastrians in Transition
A. Jafari: Iranians and Turanians in Avesta
J. Taqizade: Old Persian Calendar
...................................
««Online References for Persian Empire History»» :
E-Book: From Kingdom to Empire: Iran history before Alexander
Ariaramnes' Gold Tablet in English and Old Persian
Arsames' Gold Tablet in English and Old Persian
Cyrus the Great's inscription in Pasargadae I
Cyrus the Great's inscription in Pasargadae II
Cyrus Babylonian Cylinder named as Human Rights Command
Nabonidus Chronicle
Darius the Great's inscription in behistun
Darius the Great's inscription in behistun II
Darius the Great's inscription in Ganj nameh hamadan
Darius the Great's inscription in Naqshe Rostam
Darius the Great's inscription in Susa
Darius the Great's inscription in Suez, Egypt
Xerxes' inscription in Persepolis
Xenophon's Cyropaedia
کلیو (تاریخ ماد و کوروش) : Herodotus_I
اوترپ (تاریخ مصر) : Herodotus_II
تالیا (تاریخ کمبوجیه و گئومات و داریوش) :Herodotus_III
ملپومن (تاریخ داریوش و سکاها) : Herodotus_IV
ترپ سیخور (تاریخ داریوش و ایونی) : Herodotus_V
اراتو (تاریخ داریوش و آتن) : Herodotus_VI
پولومنیا (تاریخ خشایارشا و اسپارت) : Herodotus_VII
اورانیا (تاریخ خشایارشا و آتن بخش یکم) : Herodotus_VIII
کالیوپ ( تاریخ خشایارشا و آتن بخش دوم) : Herodotus_IX
زندگی Aristides (سردار آتنی دوران داریوش تا خشایارشا) : Plutarch
نمایشنامه Persians (دوران خشایارشا) : Aeschylus
Themistocles (فرماندار آتن در دوران خشایارشا) : Plutarch
Cimon (سردار آتنی دوران اردشیر یکم) : Plutarch
Pericles (رئیس جمهور آتن در دوران اردشیر یکم) : Plutarch
Alcibiades (سردار آتنی دوران داریوش دوم) : Plutarch
Peloponesian Wars (دوران داریوش دوم) : Thucydides
Ctesias: Persica by Photius
Anabasis (سفرنامه دوران اردشیر دوم) : Xenophon
Plutarch: Artaxerxes II
Agesilus (شاه اسپارت در دوران اردشیر دوم) : Plutarch
Lysander (فرماندار اسپارت در دوران اردشیر دوم) : Plutarch
Historical Library (تاریخ اردشیر سوم تا اسکندر) : Diodorus
Plutarch: Alexander of Macedon
Arianus: Anabasis of Alexander of Macedon
Strabo: Geography
Plato: Republic
Plato: Laws
Aristotle: Politics
.......................................
««موزه مجازی از آثار هخامنشی»»:
Images of Achaemenid Metal Works
Images of Achaemenid Pottery Glass
Images of Achaemenid Sculpture Reliefs
Images of Achaemenid Works in Turkey
Images of Achaemenid Necropolis
Images of Pasargadae, Cyrus' Tomb
Images of Persepolis
Images of Susa
Images of Behistun
....................................
««Online References for Parthian Empire History»» :
Parthian Empire History, The Beginning
Pompey (سردار رم در دوران مهرداد دوم اشکانی) : Plutarch
Crassus (سردار رم در دوران ارد اشکانی) : Plutarch
Julius Caesar (سردار رم در دوران ارد اشکانی) : Plutarch
Mark Antony (سردار رم در دوران فرهاد چهارم) : Plutarch
....................................
««موزه مجازی از آثار اشکانی»»:
Images of Parthian Discoveries
Images of Parthian City of Nisa
Images of Parthian Metal Works
.................................
««Online References for Sassanid Empire History»» :
Richard Frye: Ardeshir Papakan
Shapur Shahbazi: Shapur I
Richard Frye: Khosraw I
................................
««موزه مجازی از آثار ساسانی»»:
Images of Sasanid Dams and Bridges
Images of Sasanid Fire Temples
Images of Azargoshnasb
Images of Bishapur
Images of Ctesiphon
Images of Firuzabad
Images of Naqsh e Rostam
Images of Naqsh e Rajab
Images of Sarvestan Palace
Images of Taq e Bostan
Sasanid Coins
Sasanid Sculptures
Sasanid textiles
Sasanid Handy Crafts
|
According to the Diodorus Siculus' Historical Library, Artaxerxes III spent a year campaigning in Egypt and fought there for seven years. Egypt finally fell to the Persians. Nekht-har-hebi retreated to Ethiopia and claimed to rule from there. The Greeks and Persians fought over to him. In 338 BC, Philip II of Macedonia defeated the Athenians at Charoneia, Persian king was Assassinated by Bagoas. And all the princes were murdered. Persians found a remained Persian prince called Darius III. Persian-Greek Wars In 500 BC, the Ionia revolted. They burned Sardis and war went on until the Persians defeated the Greek fleets off the Miletus in 494 BC. The Ionian cities that had been allowed to have local autonomous, were now brought under imperial administration. Private wars between cities were no longer allowed but were arbitrated. According to Herodotus, Darius appointed his son-in-law Mardonius, eject irresponsible despots from Ionian cities and set up democracies. The name Iran derives from the word "Airyana". This word is used in the Avesta- the holy book of Zoroastrians- dating 3000 years ago (maybe more) and changed to "Aryan-Shatr" and "Iran-Shatr" in the first centuries A.D. and finely ended in "Iran" in Firdowsi's shahname. In the first millennium BC, some tribes of the Iranians moved gradually into the mountains area of Zagros, neighboring the Elamites in south, Assyrian empire in west and some other prior Aryans and non-Aryans in north. The Scholars divides them to three parts. The Medes settled in north western, west and center of Iran, the Persians in south western and the Parthians in north eastern of Iran. The reason is that these three major groups constructed 3 -Fourth, fifth and Sixth- "great eastern monarchies" (As English historian, Henry Rawlinson named) From 8th Century BC, to 3th Century A.D and after that the national-religious Empire of Iran was built by Ardeshir Babakan, called the Sassanid Empire, longing for 430 years. It ended in 650 A.D. the year that Yazdgerd III- the last Zoroastrian king of Iran- was murdered. And Muslim Arabs' conquer was completed in Iran. مکتب دکتر رجبی بهرام روشن ضمیر میدانیم که پس از چاپ مصاحبه دکتر پرویز رجبی با روزنامه اعتماد در ماه آبان -که در آن مسائل فرهنگی و اجتماعی و تاریخی یکجا در یک کاسه مورد بررسی قاطع قرار گرفت- سیلی از تاییدها و تشویق ها به روزنامه مربوطه و به دکتر رجبی رسید. ولی در این میان فردی بی هویت که هنوز پا در مرحله شاگردی نگذاشته (به گفته جناب غیاث آبادی) به نام بهرام روشن ضمیر به خود جرات داد تا از استاد استادان - سازنده مکتب رجبی در تاریخ نگاری به گفته آقای غیاث آبادی- انتقاد کند و نقد خود را در همان روزنامه در به چاپ رسانید. بلادرنگ پس از چاپ آن، سیلی از اعتراضات روانه گشته و سراسر محیط مجازی را در بر گرفت. از آن جمله میتوان به اینها اشاره کرد. نوشتاری از دکتر رجبی در وبلاگ دکتر رجبی، نوشتاری از دکتر رجبی در وبلاگ دکتر دوستخواه، نوشتاری از آقای غیاث آبادی در وبلاگ دکتر دوستخواه، نوشتاری از آقای غیاث آبادی در روزنامه اعتماد، نوشتاری از آقای غیاث آبادی در وبسایت آقای غیاث آبادی و خیلی نوشته های دیگر از خیلی های دیگر!!!...
آموزش خط پهلوي :
دبیره پهلوی كه امروز قصد آشنایی با آنرا داریم، حروف صدادار ندارد. یعنی خواننده متن پهلوی اگر برای نخستین بار با یك واژه روبرو شود، كمی لنگ میزند. به ویژه كه اصلا آن واژه یا نام به گوشش نخورده باشد. تصور كنید كه كسی (یا به جهت كودك بودن و یا كم سوادی) "سهروردی" را نشناسد. چند درسد میتوان احتمال داد كه او پس از روبرو شدن با این نام در یك نوشتار، بتوان آنرا درست بخواند؟ به گمان من احتمالش نزدیك به صفر است. چراكه حتا اگر بخواهد از روش تطبیقی جلو رود، آنرا saharverdi خواهد خواند!!. خواننده نوشتار پهلوی درست همانند یك كودك كه نوشتار فارسی میخواند خواهد بود. چون سواد او در شناخت واژگان پهلوی همانند سواد یك كودك، كم است. پس مجبور است، حالت های گوناگون را یك به یك آزموده و در پایان ببیند كه كدام حالت به گوشش آشنا تر است؟ به همین جهت در كتابهای فارسی كه متن های پهلوی یا دیگر زبانهای باستانی را ترجمان كرده اند، برای كمك به خواننده، نوشتار پهلوی را به لاتین آوانویسی كرده اند و نه به فارسی. چون فارسی و پهلوی از یك قماش اند و كمكی نمیكنند. همچنانكه در بخش پیش دیدیم، زبان پهلوی را با چندین دبیره مینگاشتند. ولی دبیره غالب كه با آن دفترها و نامه های پهلوی نگاشته شده و پس از اسلام بازنویسی گشته و امروز به دست ما رسیده است، دبیره ای است به نام هام دبیره كه با آن آشنا خواهیم شد. گشتك دبیره ساسانی و دبیره اشكانی از این جهت كه شكسته نبوده و به هم نمیچسبند، آسان ترند. و در صورت علاقه داشتن میتوانید نسبت به یادگیری آنها نیز اقدام كنید. دو دبيره ديگر پهلوي، زبور پهلوي و خط مانوي است.
آشنايي با زبان پهلوي :
زبان پهلوی مادر زبانهای ایرانی امروزین چون فارسی و بلوچی و كردی و ارمنی و پشتو و ... است. هر واژه ای را كه از این زبان نشان كنیم، اگر در فارسی دری رسمی ایران با كمی تغییر یا بی تغییر وجود نداشته باشد، به احتمال 99 درسد در یكی دیگر از زبانهای ایرانی امروزین یا دستكم در یكی از لهجه های ایران وجود دارد. و همه واژگان پهلوی از زبانهای كهنتر یعنی اوستایی و پارسی باستان ستانده شده اند. همین وجود پل پیوند میان سه زبان باستانی ایرانی و سانسكریت هندی و زبانهای ایرانی امروز، دلیل استواری فارسی است. ویژگی كه در دیگر زبانهای امروزین كمتر وجود دارد. یعنی در زبانهای اروپایی اگرچه بسیاری از واژگان از زبانهای كهن اروپایی یا شرقی گرفته شده ولی هستند واژگانی كه روشن نیست از كجا آمده اند. و وضع زبانهای سامی و اورال – آلتایی خیلی بدتر است. زبان پارسیك یا پهلوی ساسانی اگرچه حد فاصل فارسی دری و پارسی باستان است ولی به مراتب به فارسی دری نزدیك تر است. این نزدیكی چنان است كه میتوان گفت، پهلوی ساسانی چیزی نیست جز زبان فارسی دری منهای واژگان تازی و تركی و بیگانه (فارسی سره) و با دستور زبانی ساده تر و طبیعی تر و بی تكلف تر. در بخشهای پسین پس از روبرو شدن با جملات پهلوی خواهید دید كه بدون هيچ پيشينه 50 درسد و با كمي تلاش 100 درسد آنرا خواهید فهمید. براي آشنايي با ویژگی های زبان پهلوی ادامه نوشتار را بخوانيد :
چند
نمونه چگونگی حركت واژگان در درازای تاریخ را میبینیم :
1- ورترغنه (Vrateraqna) نام ایزدی است آریایی كه خدای جنگ و پیروزی در اوستا است. این نام را در پارسی باستان نیافتم. ولی در پهلوی به دو شیوه كهن ورهران (Verahran) و شیوه نوین تر ورهرام (Verahram) آورده شده. در زبان فارسی دری كهن كه امروز فقط در لهجه های محلی قابل ردیابی است، وهرام (Vahram) و در فارسی دری نوین كه شاهنامه فردوسی آنرا در ایران به عنوان زبان رسمی تثبیت كرد بهرام شد. به خوبی میتوان دید كه واژگان و نامها در درازای تاریخ از حالتی دراز و دشوار در تلفظ و پرحرفی به حالتی ساده و كوتاه تبدیل شده اند. 2- میثره نام ایزدی دیگر است در اوستا كه آنرا خدای بزرگ، ایزد عهد و پیمان و نگهبان سرزمین های آریایی میدانستند. در پارسی باستان ث به ت تبدیل شده و فتحه آخر به آ. یعنی میترا. در پهلوی به شكل متر و میتر خوانده میشده. ولی در فارسی با تبدیل ت به ه، به میهر و در فارسی رسمی به مهر تثبیت شده است. 3- آثره در اوستا به معنای آتش است. در پهلوی آنرا به دو شیوه آتور و آتخش نوشته اند. آتور در فارسی به آذر تبدیل شده و آتخش به آتش و هر دو در فارسی به كار میرود. در ادب پارسی، زبان پهلوی به آواز بلبل كه زیباترین آوازهای پرندگان است، همانند شده است. فردوسی در شاهنامه میگوید : نگه كن سحرگه تا بشنوی / ز بلبل سخن گفتن پهلوی
خیام در یكی از رباعیات خویش چنین میسراید : روزی است خوش و هوا نه گرم و نه سرد / ابر از رخ گلزار همی شوید گرد بلبل به زبان پهلوی با گل زرد / فریاد همی زند كه می باید خورد
خواجه شیراز، حافظ مهرآیین در یكی از زیباترین غزلهایش میگوید : بلبل بشاخ سرو به گلبانگ پهلوی/ میخواند دوش درس مقامات معنویاين جستار بخشي جدا شده از جستار بسيار بزرگتري به نام جشن زمستانه _چاپ شده در چند نشريه الكترونيك و كاغذي در سال گذشته_ است كه در اين آدرس ميتوانيد به همه آن دسترسي يابيد. "جشن زایش مسیح" (به انگلیسی کریسمس) در ایران ساسانی در میان
مسیحیان پر شمار ایران همان "یلدا" بود که به زبان رسمی مسیحیان ایران
معنای زایش میدهد. در این هیچ گمانی نیست که این روز پیش از سده چهارم میلادی
وابسته به فرهنگ میترائیسم بوده و به دست مسیحیان مصادره شده است. ولی اینکه یلدا
در میان ایرانیان در چه روزی گرفته میشده چیزی جز گمانه نمیتوان داد. میتوانیم
تصور کنیم که آنچه ابوریحان گفته همانی است که 350 سال پیش از او نیز وجود داشته و
در این صورت یلدا یا "کریسمس ایران" به دلیل همان جابجایی پنجه در دوران
ساسانی در 30 آذر برگزار میگشت. و همزمان با دیگان یکم بود. زرتشتیان آن روز را با نام و یاد اهورا مزدا و غربیان آنرا با نام و
یاد عیسا مسیح جشن
میگرفتند (و پیش از مسیحیت با نام و یاد میترا). یا میتوانیم بگوییم که کریسمس
ایرانیان همزمان با کریسمس غربیها در 4 دیماه برگزار میشده است. در این صورت نیز
باز شایان توجه است که در گاهشماری باستانی ایران، دیگان دوم زرتشتیان فقط 24 ساعت
با کریسمس فاصله دارد. و شگفت آنکه اگر روایت 6 ژانویه که روایت کم طرفداری از کریسمس و یا روز غسل تعمید مسیح در میان برخی کلیساهای شرق بوده و هست را نیز در نظر بگیریم، با توجه به اینکه 6 ژانویه برابر با 16 دیماه است، باز فقط یک روز با دیگان سوم، دیگر جشن ایرانی فاصله دارد. گویا مسیحیان درمانده بودند و با هم اختلاف داشتند که کدامیک از دیگانهای ایرانی را به عنوان جشن خود جا بزنند!
|
Download Free Blog Templates
Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ
Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان
Template
pictofxt
pictofxt
Farsi
Blog
Iran Domain Registration