تبليغاتX
کانون پژوهشهای ایرانشناسی

کانون پژوهشهای ایرانشناسی

Iranology Research: تاریخ، فرهنگ، استوره، دین، ادب و جشنهای ایران
 
 
کانون ایرانشناسی افراز در تابستان سال 86 پا گرفت و با آرمانی بزرگ و البته گامهای کوچک ولی استوار به پیش رفته است. این کانون در اين سالها نخست به یادگیری پرداخته و سپس داشته ها و دستاوردها را به دیگران پیشکش کرده است. و از این جهت تلاش دارد تا خلا بزرگ میان استادان اهل فن و مردمان کوچه و بازار را پر کند. این تارنگار به ارائه پژوهشهای گروه و هموندان آن پرداخته است. برداشت با ذکر نشانی وبلاگ و نام نویسنده آزاد است. برای عضویت، برای ما نامه بفرستید یا پیام بگذارید.
 

به فرخندگی روز حافظ

"مهر" از آن دست واژگانی است که تاریخچه آن برابر است با تاریخچه انسان آریایی – ایرانی.

میثره را در کهن ترین نوشتارهای آریایی (اوستا و وداها) می یابیم. به معنای پیمان و همچنین نام اختصاصی برای یکی از خدایان بزرگ. "نگهبان پیمان"

میترا در کتیبه های هخامنشی در کنار آناهیتا و اهورا مزدا آمده.

و زین پس "میتر" یا "متر" پهلوی، نام ایزدی زرتشتی است.

در ادب پارسی "مهر" (تبدیل "ت" به "ه" رایج است) به دو معناست. یکی "خورشید" و دیگری "عشق".


مهر در دیوان حافظ :

بیگمان بهترین و مهمترین نقطه پیوند عرفان ایرانی و ادب کلاسیک پارسی، حافظ است. حتا درباره مولوی چنین حکمی نمیتوان داد. چراکه بخش بزرگتری از آثار او عارفانه نیستند و مولوی منهای غزلیات عارفانه – عاشقانه اش هم مولوی بود ولی حافظ است و غزلیات عارفانه – عاشقانه اش. دیگر بزرگان ما یا مرتبه ای در عرفان ندارند و یا چیره دستی در ادب.


حافظ در شرح اوصاف عشق و وصف راه و طریقتش بسیار از "مهر" و مشتقات آن بهره گیری کرده است.

شگفتا که بزرگداشت حافظ مهر آیین، در مهر ماه است.

به فرخندگی بزرگداشت اسوه عاشقان و شکوه ماه مهر، آندسته از بیت های دیوان حافظ که دربر گیرنده واژه "مهر" به معنای عشق و دوستی است، به شما پیشکش میشود.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/07/20 | 

از دید طبیعی و فصلی، مهرگان در پایان فصل برداشت کشاورزی جای دارد. و کیست که نداند، شادترین هنگامه سال برای کشاورزان همین زمان است. نکته دیگر قرار گرفتن جشن پاییزه در زمان اعتدال پاییزی است. در نیمکره شمالی، و در سرزمین هایی چون ایران که نه به قطب خیلی نزدیکند و نه به استوا، آغاز بهار و آغاز پاییز هوا معتدل و دلنشین است. درحالیکه هرچه از این دو هنگامه دور میشویم، گرما یا سرمای هوا آزاردهنده میشود. به همین جهت مردمان این سرزمینها آغاز سال خورشیدی خویش را در زمان اعتدال قرار داده اند.

بر اساس شاهنامه فردوسی بزرگ و دیگر اسناد بر جای مانده، ایرانیان باستان بر این باور بودند که مهرگان هنگامه ای است که در آن کاوه آهنگر (شخصیت استوره ای که نماد مردم ایران است) بر زهاک ماردوش (ضحاک) شوریده و پس از سرنگونی آن، تاج پادشاهی را به فریدون شاه پیشکش کرده است. و فریدون نیز به پاس این پیروزی و رویداد خجسته، جشن مهرگان را برپا میسازد.


بر کسی روشن نیست که دقیقا از چه تاریخی گاهشماری نامور به "اوستایی" یا "مزدیسنی" پا گرفته است. فقط میدانیم که احتمالا از زمان هخامنشیان وجود داشته است. بر اساس این گاهشماری، سال به 365 روز بخش میشود. 12 ماه 30 روزه و 5 روز افزوده. روزهای ماههای 12 گانه را نه با شماره (مانند دیگر فرهنگها) که با نام ایزدان و امشاسپندان میشناختند. بیگمان با غلبه کردن فرهنگ مزدیسنی بر فرهنگ دیویسنی در ایران تغییرات و اصلاحاتی برای زدودن برخی نامها و افزودن نامهایی دیگر انجام گرفته است. در این گاهشماری شانزدهمین روز از هر ماه به "میترا" خدای بزرگ آریایی ها و ایزد محبوب زرتشتیان داده شده است. بر این اساس آریاییهای ایران به جهت رعایت احترام دینی در هر ماه، روزی که در آن نام روز و نام ماه یکی میگشت، جشنی بدان نام و در ستایش آن ایزد یا امشاسپند برگزار میکردند که امروز بدان "جشنهای برابری روز و ماه" میگوییم و عبارتند از فروردینگان، اردیبهشتگان تا اسفندگان. در میان این جشنهای برابری روز و ماه، بی هیچ شک و تردیدی، مهرگان می بایست از جایگاهی والاتر و بالاتر برخوردار باشد. همچنانکه ایزد مهر یا میترا از جایگاهی بالاتر از دیگر ایزدان و امشاسپندان برخوردار است. در گاهشماری امروزین ما (خیامی) که از زمان مشروطیت رسمی شده است، به جهت 31 روزه شدن 6 ماه نخست سال، مهر روز از مهر ماه یا شانزدهمین روز از مهر ماه باستانی مطابق است با 10 مهر.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/07/10 | 

بخش چهارم _ پورپیرار و ما :

پورپیرار نه فقط برای ما تلنگری است تا به تاریخ خود بیشتر ببالیم و بیشتر نگاهداری اش کنیم. بلکه به ما میگوید که با دانش تاریخ دشمنی نکنیم. الفبای آنرا دور نریزیم و برای اثبات نظریه خود، به کل بر روی سرشناس ترین منابع خط بطلان نکشیم.

توهم توطئه را کنار بگذاریم. توهم توطئه از کوچکترین چیزها که سلیمی نمین مطرح کرد، آغاز میشود و به جایی میرسد که پورپیرار میگوید که یهودیان بیش از 1000 سال است همه فکر و ذکرشان تحریف و جعل تاریخ ایران بوده. 1000 سال پیش برای ما کتابهای کهن نوشتند، دین درست کردند، استوره و حماسه ساختند و زبان فارسی را برکشیدند!! و از چند سد سال پیش به ایرانشناسی روی آورده و آنچه امروز به عنوان تاریخ ایران میشناسیم را خلق کرده اند و هیچکس هم جرات یا توان رویارویی با آنها را نداشته تا اینکه ناصر پورپیرار قهرمان ایرانیان امروز!! منجی ما میشود و ما را از خواب غفلت هزاران ساله در می آورد. آنهم از خوابی خوش!!.

اگر با پورپیرار مبارزه میکنیم، پس حق نداریم خودمان هم از همین ابزار یعنی دشمنی با تاریخ بهره بریم!!. شما بگویید، فرق آنکس که میگوید اسکندر وجود نداشت با آنکه میگوید هخامنشیان پس از خشایارشا وجود نداشتند چیست؟

اکنون اگر یک ایرانی دوره ای به نام سلوکیان را منکر شود، میتوانیم از او سپاسگزار باشیم و آنگاه پورپیرار را به جهت انکار دوره های تاریخی پس از خشایارشا محکوم کنیم؟.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/07/09 | 
بخش سوم _ پاسخ به تئوری های پورپیرار :

پاسخ پورپیرار درباره کنار گذاشتن بخش بزرگی از منابع تاریخ باستان، این است که چون سه منبع متفاوت که هیچ پیوندی با هم ندارند کلیات هم را تایید میکنند، حق نداریم یکی یا دو تا از آنها را نادیده و به کل جعلی بپنداریم. بله تاریخ یونانی خیلی دیر روی میز کار گذاشته شد و معلوم نشد که ناگهان از کجا پیدایش شد؟ ولی اگر ذهن خود را از تئوری توهم توطئه آنهم در این سطح وسیع خالی کنیم، نمیگوییم که جریانی در جهان ناگهان به ذهنش رسید که بنشیند این انبوه از آثار تاریخی یونانی را بنگارد و پخش کند!!. آنهم امروز که آثار باستانشناسی یافت شده. آثار باستانشناسی در زمانها و مکانهای گوناگون یافت شده و به دست دانشمندان متفاوت از دانشگاههای کشورهای متفاوت بررسی شده و بر سر نتایج آن بحثهایی به شدت پیچیده و تند انجام شده. چگونه میتوان گفت که همه این پژوهشگران یا به عمد از جایی دستور میگرفتند تا به تحریف و جعل بپردازند و یا گول دستهای پنهان را میخوردند؟!

پورپیرار میگوید بیشتر ایرانشناسان و باستانشناسانی که در ایران کار کردند یهودی بودند. آنگاه نتیجه میگیرد که یهودیان برای تحریف تاریخ و پوشیده ماندن جریان، به ایرانشناسی و خاورشناسی روی آورده و همه عمر خود را گذاشتند. بله ارنست هرتسفلد که کاوشهای تخت جمشید و چندین سایت باستانی در ایران و میانرودان را مرهون زحمات او هستیم، یهودی آلمانی بود. ولی چنین نیست که همه ایرانشناسان و خاورشناسان یهودی بوده اند!!. دانشگاه شیکاگو چه پیوندی با یهودیان دارد؟

بله در میان نخستین ها، یهودیان را زیاد میبینیم. ولی هرچه گذشته نقش آنان کمتر و نقش پژوهشگرانی با دیدگاههای گوناگون از ملتهای گوناگون بیشتر شده است. و سخن از اینکه آژانس یهود این همه هیئت باستانشناسی در زمانها و مکانهای متفاوت در 150 سال گذشته را در کنترل خود داشته باشد، خنده آور است.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/07/08 | 

بخش دوم _ پورپیرار چه میگوید؟

سنجش پورپیرار با پدیده های پیشین چون مطهری، خلخالی و جریان پان ترک، نشان میدهد که پورپیرار به هرسه همسانی دارد ولی برابر با هیچیک نیست.

خلخالی چیزی ارائه نداد جز توهین و ناسزا و کاری نکرد جز خالی کردن کینه خود از ایران باستان و گل سرسبد آن، کوروش بزرگ. او به شکلی خنده دار _گویی خواننده خودش درک و شعور ندارد_ روایات باستانی و گفتارهای پراکنده این و آن را به هرشکلی که دلش خواست تحریف کرد. تا در پایان به آنچه گمان میکند تحقیر کننده ترین حالت برای کوروش و ایران باستان است، دست یابد.

پورپیرار اگر نه در کتابهای نخستین، ولی در مقالات متاخرش عملا به همین ورطه افتاد و خودش را به نابودی کشاند.

مطهری این شیوه را در سخنرانی پیاده میکرد. آشکارا ایرانیان باستان را مورد تحقیر و مضحکه قرار میداد و سنتهای ایرانی، حتا آنها که تا امروز زنده است را مسخره میکرد. درحالیکه شریعتی که به مراتب از او باهوش تر بود، همواره دشمنی و کینه خود را در پوششی از عشق و مهر به فرهنگ و سنت های ایرانی قرار میداد. از سنتهای زنده ایرانی چون نوروز با زیباترین واژگان استقبال میکرد و هرگز نسبت به بزرگان تاریخ ایران درشتی به خرج نمیداد. ولی آنچه خواننده از کلیت آثار و شنیدن سخنرانی اش بدست می آورد، دوری از فرهنگ باستانی ایران و حتا کینه از آن بود.

مطهری را باید در کتابهایش _که عصر طلایی اسلامگرایی دوران پهلوی دوم بود_ شناخت. عصری که پس از انقلاب اسلامی به پایان رسید. به ویژه کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران که به جهت نام زیبایش و ساختار استوار و درستش پس از انقلاب (مرگش) بسیار مورد بهره برداری قرار گرفت. ولی در عمل چیزی نبود جز نقل قول و انتخاب گزینشی بخشهای منتقدانه نسبت به تاریخ و فرهنگ و دین ایران باستان. مطهری به دروغگویی و تحریف نپرداخت. بلکه پاراگرافهای منتقدانه را از همه کتابهای فارسی که چاپ شده بود، در کنار هم گذاشت تا سیمایی نه چندان جذاب از ایران باستان ارائه کند. سپس به تاریخ و فرهنگ اسلام که خودش در آن دانشمند بود پرداخت و ثابت کرد که اسلام، به ایران همه چیز داده است و ایران جز اسلام چیز چشم گیری ندارد. و سپس در بخش خدمات ایران به اسلام، به کارهای ایرانیان پس از اسلام در جهت نشر اهداف و آرمانهای اسلام و قرآن پرداخت که عملا به جای آنکه به بخش کوبنده نخستین (خدمات اسلام به ایران) تعادل ببخشد و میان ایران و اسلام موازنه برقرار کند، باز هم بیشتر به رویارویی با ایرانگرایان عصر پهلوی به ویژه شادروانان استاد پورداوود و استاد معین میپرداخت و ثابت میکرد که ایرانی هرچه کرده برای اسلام کرده.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/07/03 | 

pctfx3.3

Sunset Template

مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا مركز طراحي و توسعه وب مركز طراحي قالبهاي حرفه اي وب سايت گروه طراحي چندرسانه اي Multimedia CD Catalogues وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration