تبليغاتX
پژوهش و گسترش ایرانشناسی
 
پژوهش و گسترش ایرانشناسی
 
 
Iranology Dilate : جستارهای درباره تاریخ، فرهنگ، استوره، ادب و جشنهای ایران
 

نوروز بزرگ و زادروز اشو زرتشت

 

اي عشق تو آمدي جهان زيبا شد

                               هر دل كه سراچه ي تو شد دريا شد

سر بر سر شانه ات نهادم همه شب

                               آنقدر گريست ديده تا دل باز شد

 

این بخش از بهرام روشن ضمیر :

در ادبیات ایران نخستین خرداد روز سال را نوروز بزرگ دانسته و به شکل استوره ای همه رویدادهای بزرگ و نیک را به این روز نسبت میداده اند : در نامه پهلوی ماه فروردین و روز خرداد (۶ فروردین) آمده است : در این روز در پیکر مردم جان و جنبش به وجود آمد. ایران زمین در چنین روزی پیدایش یافت. کیومرس دیو را کشت. نخستین جفت بشر، مشی و مشیانه چون دو ساقه ریواس از زمین رستند. هوشنگ پیشدادی در این روز به جهان آمد. تهمورس، اهریمن را به بند کشید. جمشید مردمان را همیشه جوان و بی مرگ کرد. فریدون جهان را میان سه پسرش بخش کرد. منوچهر در این روز به خونخواهی ایرج بیرون شد. کیخسرو در این روز افراسیاب را به کین پدر ـ سیاوش ـ کشت. زرتشت با اهورا مزدا همپرسی کرد و دین مزدیسنا را آشکار گرداند و کی گشتاسب آیین بهی را پذیرفت.

"نوروز بزرگ" ویژه زرتشتیان نبوده و حتا پس از اسلام احتمالا تا دوره غزنوی از شکوهی ویژه برخوردار بوده است چنانکه شاعران این دوره به آن اشاره دارند.

عنصری :

نوروز بزرگ آمد و آرایش عالم / میراث به نزدیک ملوک عجم از جم

منوچهری :

نوروز بزرگم بزن ای مطرب امروز/ زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز 

گاه زیر قیصران و گاه تخت اردشیر / گاه نوروز بزرگ و گه نوای بشکنه

گرچه اشاره کهنی به اینکه زرتشت در چه روزی زاده شده نیامده است ولی زرتشتیان به شکل نمادین ـ سمبلیک ـ خرداد روز از فروردین را روز زایش زرتشت بزرگ میدانند و همه ساله آنرا به جشن می نشینند.   


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  87/01/06ساعت 10  توسط سحر رستگاری  | 

اگر به گات ها برگرديم به يك دو دستگي بنيادي، ميان «اهورا» ها و «ديو»ها، يعني خدايان و شياطين برمي خوريم. نام خداي يكتا معمولن اهورا و يا خردمند و يا اهوراي خردمند (مزدا اهورا) آمده است و گاه نيز برمجموعه ي نيروهايي كه جهان را مي گردانند، به نام «اهوراهاي خردمند» خوانده شده اند. ديوان از آغاز خلقت به بدي گراييده و در شمار ارواح خبيثه درآمده اند.

در ظاهر ايرانيان كهن علاقه داشتند تا آنجايي كه مي توانند، خدايان خود را به عنواني بنامند كه بتواند حقيقت وجودي آنها را به روشي آشكار سازد. گاهي نام اصلي اين خدايان فراموش شده اما عنوان آنها باقي مانده است، مانند نام وارونا كه نزد ايرانيان اهوراپرست فراموش شده و عنوان خردمند (مزدا) يا اهوراي خردمند (مزدااهورا) يا اهورا از آن باقي مانده است.

اوستا خود رمز وجودي امشاسپندان و ايزدان را به استواري بيان مي كند. بدون شك مقام وجودي اينان با آن برداشتي كه از فرشتگان در تورات و جز آن داريم متفاوت است. اينان نه در شمار و شكل رسولان خداوند هستند و نه خادمان و كارگزاران او. اينان نه چنان كه موبدان تعليم مي دادند خانواده خداوند هستند و نه وزيران و مباشران و عاملان او.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  86/12/11ساعت 21  توسط سحر رستگاری  | 

از بزرگترين و با شكوهترين جشن هاي آتش در ايران باستان كه داراي تار و پودي آنچنان ژرف و منسجم و پر دوام بوده است، كه تا به امروز ادامه يافته، جشن با شكوه سده است، جشني كه به يادگار پيدايي آتش برگزار مي شود. جشن سده كه جشن ملي ايرانيان است را در دهمين روز از ماه بهمن به شب هنگام برگزار مي كنند.

علاوه بر زرتشتیان که این جشن را با شکوه برگزار کرده و بزرگترین اجتماعشان در شهرهای محل سکونت، به هنگام جشن سده میباشد، این مراسم در میان دیگر مردمان، برای نمونه در میان روستا‌نشینان شمال شرقی كشور (همچون آزادوَر و روستاهای دشت جوین)، در بخش‌هایی از افغانستان و آسیای میانه (با نام «خِـرپَـچار»)، در كردستان (پیرامون سلیمانیه و اورامانات)، نواحی مركزی ایران (با نام‌های «هله‌هله»، «كُـرده»، «جشن چوپانان») و در میان برخی روستانشینان و عشایر لرستان، كردستان، آذربایجان و كرمان رواج دارد.

 

 در كرمان برای جشن سده هر ساله در شب هنگام در محوطه اي ويژه، آتشي برپا مي كنند كه از فاصله دور نيز دیدنی است و همه اقشار مردم كرمان از مسلمان، زرتشتي، یهودی … گرداگرد آن جمع شده و جشن مي گيرند.

  

سحر صلاي عشقت بشنيد گوش جانم

                                              كه در  آ در آتش ما، بجه از جهان آتش

دل چون تنور پر شد كه زسوز چند گويد

                                              دهن پر آتش من، سخن از دهان آتش


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  86/11/10ساعت 22  توسط سحر رستگاری  | 

درود به تو اي آتش! اي برترين آفريده نيك و ستودني اهورامزدا. فروزان باش در اين خانه، فروزان باش در اين خانه تا دير زمان تا رستاخيز بزرگ و نيك، بده به من اي آتش آفريده اهورامزدا، رامش بسيار، روزي بسيار، زندگي بسيار، رامش فراوان، روزي فراوان، زندگي فراوان، پارسايي كامل، خوش زباني و دين آگاهي و پس از آن خردي بزرگ و پاينده و پس از آن دليري مردانه، استوار، هوشياري، وظيفه شناسي و بيداري و فرزندان برومند، زيرك، نگهبان كشور، انجمن آرا، باليده، نيك كردار، رهاننده از سختي ها و هوشيار كه پيشرفت دهد خانه مرا، ده مرا، شهر مرا، كشور مرا و سر افرازي هاي ميهن مرا...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  86/09/27ساعت 7  توسط سحر رستگاری  | 

آریاییها در آغاز يك گروه از موجودات فرا طبيعي را به نام ايزدان نوراني پرستش مي كردند. در زمانهاي نخستين اين عناصر به هيچوجه صورت و شكل مشخصي نداشتند و شايد پرتوهايي بودند بسيار محو و درهم از تاثرات دروني آدمي كه به وسيله انگيزش رويدادهاي خارجي ايجاد مي شد. اما اندكي نگذشت كه انديشه خيال پرداز و فعال آدمي براي روشن نمودن وضع اين عناصر مبهم به فعاليت پرداخت و اين ايزدان نوراني به زودي به وسيله قياس به نفس انسان ها به صورت شخصيت هايي درآمدند انسان منش با احساسات، نيازمندي ها و تمايلات آدميان.

در راس اين خدايان يك پروردگار بزرگ در آسمان قرار داشت. شايد در آغاز ميان شعبه هايي از آرياييان الاهه مادر يا زمين وجود نداشته است و جاي او را همان خداوند بزرگ و عالي جناب يا مظهر آسمان پر مي كرده است. اين افراد يا ايزدان نوراني به ترتيب از دو جنس مخالف يعني مذكر و مونث بودند و با روابط زناشويي و بارآوري به هم مرتبط مي شدند.
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  86/08/11ساعت 11  توسط سحر رستگاری  | 

در ده هزار سال و يا شايد اندكي كمتر كه مي توان زمان آغاز زندگي در فلات ايران دانست عقايد ديني مردمان وجه مشابهتي بسيار با مردم و گروه ها و جوامعي ديگر داشته كه پيش از تاريخ مي زيسته اند. به طور كلي آگاهي هايي كه درباره دين قديم ترين سكنه ايران در حال حاضر به دست است بسيار اندك مي باشد و اين اندك نيز به هيچ وجه مبنا و منشائی نوشته شده ندارد. بلكه به وسيله حفاري ها و كاوش هاي باستاني از گورها بدست آمده است. آنان بر اين اعتقاد بوده اند كه آدمي پس از مرگ همچنان به زندگي در شكلي ديگر ادامه مي دهد. به همين جهت گور مردگان را همچون مصريان و بابليها و بسياري ديگر از مردم كهن از خوردني ها و آشاميدني ها و وسايل زندگي و جنگ ابزار آكنده مي كرده اند. اما اين گورها خارج از محل زندگي نبوده است. بلكه در همان مكان ها، اتاق ها، كف غارها و جاهايي بوده است كه زندگي مي كرده اند. اين از جهت صرفه جويي و بهره ايي بوده است كه عايدشان مي شده چون معتقد بودند كه روح فرد مرده نيز مي تواند از خوراك، وسايل، ابزار و ديگر نيازهاي زندگي آنها استفاده كرده و سود كند و در جمع زندگان به اشتراك زندگي نمايد. بدون آنكه از براي او وسايل اضافه ای جهت رفع نيازهايش در گوري دوردست نهند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  86/08/10ساعت 7  توسط سحر رستگاری  | 
 
  بالا