تبليغاتX
کانون پژوهشهای ایرانشناسی

کانون پژوهشهای ایرانشناسی

Iranology Research: تاریخ، فرهنگ، استوره، دین، ادب و جشنهای ایران
 
 
کانون ایرانشناسی افراز در تابستان سال 86 پا گرفت و با آرمانی بزرگ و البته گامهای کوچک ولی استوار به پیش رفته است. این کانون در اين سالها نخست به یادگیری پرداخته و سپس داشته ها و دستاوردها را به دیگران پیشکش کرده است. و از این جهت تلاش دارد تا خلا بزرگ میان استادان اهل فن و مردمان کوچه و بازار را پر کند. این تارنگار به ارائه پژوهشهای گروه و هموندان آن پرداخته است. برداشت با ذکر نشانی وبلاگ و نام نویسنده آزاد است. برای عضویت، برای ما نامه بفرستید یا پیام بگذارید.
 

کمرنگ کردن نوروز به بهانه وحدت!!

با طرح افزایش تعطیلات عید فطر

دیواری کوتاهتر از نوروز پیدا نمیشود؟ کاهش تعطیلات یا تغییر در روزهای تعطیل حتما باید به نوروز چند هزار ساله تحمیل شود؟

این نوشتار رنگ و بویی سیاسی ندارد و از همین رو از خوانندگان– چه نوشتار را بپسندند و چه نپسندند– میخواهم آنرا سیاسی در نظر نگیرند.

بر اساس طرح اولیه، عید فطر و آغاز ماه شوال، سه روز تعطیل بوده و در عوض به جهت نیافزودن بر آن 25 روز، تعطیلی روزهای 15 خرداد و 29 اسفند لغو میگردد.

آنچه باعث نوشتن این جستار شد، تغییر طرح در کمیسیون فرهنگی مجلس بود که بر اساس آن به جای لغو تعطیلی 15 خرداد، تعطیلی 12 فروردین لغو می‌گردد. بر این اساس من و بسیاری گمان می‌کنیم که این کار به کمرنگ شدن نوروز– این بزرگترین میراث ایرانیان و شناسنامه هویت ایرانی در جهان – می‌انجامد. آنهم زمانی که چیزی از به ثبت رسیدن نوروز در یونسکو و سازمان ملل و جهانی شدن آن نمی‌گذرد.


دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 89/06/09 | 
«هنر هفتم چه در زمينه‌ي شناخت و پژوهش‌های فرهنگی و چه در بخش تبلیغ و ارائه تصویر از فرهنگ‌ها مهم‌ترین جايگاه را در روزگار كنوني داشته و در اين زمينه، پهلو به پهلوی رسانه‌های نوشتاری همچون کتاب زده است.»


بهرام روشن‌ضمير، پژوهشگر جوان كشورمان، در نشستي نام تاثير سينما بر ايران‌شناسي كه در بنياد جمشيد جاماسيان برپا بود، افزون‌بر گفتار بالا پيرامون هنر هفتم(سينما)، گفت: «از همین روي است که می‌بینیم همه‌ي کسانی که برای نمونه کتاب‌های داستانی و رمان‌هایی همچون ارباب حلقه‌ها یا هری‌پاتر یا کد داوینچی را یک یا حتا چند‌بار خوانده‌اند، با شور و مهر فراوان برای دیدن فیلم سینمایی این آثار، به سینما می‌روند.»

وي به تصویری که از ژاپن، چین، روسیه، اروپا و آفریقا در ذهن داريم اشاره كرد و گفت:‌«اين تصوير مثبت و زیبا از راه فیلم های آمریکایی هالیوود به ما رسیده است. امروز هالیوود نه تنها سینمای جهان است، بلکه گاهی در نقش سینمای ملی نیز نمايان می‌شود. چنان‌که بزرگ‌ترین فیلم جهان اسلام مسنجر «محمد رسول‌الله» و نامورترین فیلم‌های جهان عرب «عمر مختار » و «لرنس عربستان» یا آثار ملی دیگران چون گاندی همه ساخته‌ي غرب هستند.»

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 89/06/07 | 
هوشنگ نهاوندی که در دوران پهلوى مشاغلى چون وزارت و رياست دانشگاه تهران را بر عهده داشته است در گفت و گو با رادیو فردا می گوید که طرح کودتا در روز ۲۵ مرداد به شکست انجامید ولی در روز ۲۸ مرداد این آیت الله بروجردی، مرجع تقلید شیعیان بود که به بازارایان اجازه داد تا بازار را ببندند و وارد معركه و خيابان هاى تهران شوند.

دراين هم كه طرح آژاكس در روز ۲۵ مرداد ماه شكست خورد، ترديدى نيست. اين را من نمى گويم، اسناد رسمى آمريكاييان مى گويند. سه روز بعد از جريان ۲۵ مرداد ماه، جريان به كلى تغيير يافت و در حقيقت يك حركتى ايجاد شد كه از طريق طبقات مختلفى از مردم انجام گرفت.

دكتر مصدق براى تاريخ ايران، يك مرد بزرگ و قهرمان ملى است- چنانچه قوام السلطنه هم هست. بزرگترين خدمت دكتر مصدق به ايران اين بود كه ايشان پرچمدار ملى كردن نفت ايران شد. اين اعتقاد همه مردم ايران و از جمله سرلشكر زاهدى كه از يارانش بود و تمام كسانى كه از اول موافقش بودند و بعدا از او روى برگرداندند، بود كه دكتر مصدق طلسم استيلاى انگلستان بر صحنه ايران را شكست و غرور ملى را به ايراني ها برگردانيد.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 89/06/01 | 

دکتر عباس میلانی، استاد تاریخ و مدیر مرکز دمکراسی برای ایران در دانشگاه استنفورد ایالات متحده آمریکا است. وی مولف کتاب های متعدد از جمله «معمای هویدا» و «نامداران ایران» است. از وی به طور مستمر مقالاتی در روزنامه ها و نشریات علمی نیز به چاپ می رسد. دکتر میلانی چندین سال است که برای نگارش زندگی نامه محمد رضا شاه پهلوی مطالعه و پژوهش می کند. این کتاب قرار است تا پایان سال جاری میلادی به بازار آید.


وقتى مصدق در مراسم سالگرد ۳۰ تير تمام تلاشش را انجام داد تا نيروهاى طرفدار خودش را در اين مراسم جمع كند، ديديم كه در مقابل حزب توده، يك قشون واقعا « شكست خورده » و بى رمقى به نظر مى رسيد. اين عباراتى است كه روزنامه هاى آمريكايى براى توصيف هواداران مصدق به كار بردند واين امر نگرانى ها را بيشتر كرد.


عامل ديگرى كه به گمان من در تغيير راى برخى از روحانيون و بازاريان كمك كرد، راديكاليزم روزافزون دكتر فاطمى بود.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 89/06/01 | 

سید محمود کاشانی، فرزند آیت الله کاشانی در این مقاله که در دانشگاه آکسفورد ارائه شده است، تحلیلی به واقع بدیع از رویداد 28 امرداد را ارائه میدهد.

در هواداری آقای کاشانی به نفع پدر خود - آیت الله کاشانی - و پر رنگ جلوه دادن نقش او و البته مبرا دانستن اش از هرگونه خطا شکی نیست. به گونه ای که خواننده احساس میکند همه شخصیتهای آن دوران مقصر بودند جز یک نفر یعنی آیت الله کاشانی!.

ولی با همه اینها خواندن این مقاله را به همه کسانی که علاقه مند به موضوع تاریخ معاصر و ماجرای 28 امرداد هستند توصیه میکنم. اتفاقا باورمندم که ما برای بررسی درست آن رویداد باید حتما نوشتارهای خود طرفهای درگیر را بخوانیم. خاطرات اردشیر زاهدی پسر سرلشکر زاهدی و خاطرات خود دکتر مصدق و متن دفاعیه او در دادگاه اش و مقالات آقای محمود کاشانی پسر آیت الله کاشانی به گمان من سه ضلع این مثلث را تشکیل میدهند.

حتا میتوانم بگویم دیدگاه پسر آیت الله کاشانی مهمتر است. چراکه پدر او و جریان او نه شکست خورده حادثه است و نه پیروز. جریان آیت الله کاشانی که همان جریان روحانیت + بازار بود نقشی بی بدیل در پیروزی نهضت ملی شدن نفت در سال 29 و 30 و پیروزی قیام 30 تیر سال 31 داشت و شناخت این جریان بهترین میانبر برای شناخت آنچه در سال 32 گذشت.

ضمن اینکه برچسب درباری هم به آیت الله کاشانی نمیچسبد. چراکه او هرگز با دربار رابطه خوبی نداشت و پس از 28 امرداد او هم از صحنه سیاست ایران طرد شد.


دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 89/05/28 | 
محمد علی عمویی، از اعضای اصلی سازمان افسری حزب توده ايران تا زمان وقایع روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود.

در تحولات سياسی دهه های بيستم و سی ام خورشيدی، حزب توده ايران يکی از بازيگران فعال در آن دوره بود. اين حزب که در دهم مهر ماه سال ۱۳۲۰ خورشيدی تاسيس شد، در دوره حکومت محمد مصدق،‌ ابتدا به مخالفت شديد با او و از مقطع تظاهرات ۳۰ تير ۱۳۳۱ خورشيدی به حمايت از وی پرداخت.

در  گفت و گو با محمد علی عمويی، که در آن هنگام از اعضای اصلی سازمان افسری حزب توده ايران بود و چند سال پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، بازداشت شد و حدود ۲۵ سال زندانی بود، به بررسی رویداد ۲۸ مرداد و پيامدهای آن پرداخته ايم. 

رادیو فردا: آقای عمويی! به نظر شما، ۲۸ امرداد۱۳۳۲ يک کودتا بود يا يک قيام ملی؟

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 89/05/28 | 
كودتا يا قيام ملى؛ اين پرسش همچنان يكى از مسائل مورد بحث در ميان گرايش هاى سياسى و صاحبنظر در خصوص رويدادهاى ۲۸ مرداد است. ايرج امينى، پژوهشگر و نويسنده و فرزند على امينى، از رجال دوران پهلوى بر اين عقيده است كه وقايع ۲۸ مرداد را نمى توان كودتا ناميد و استدلال هاى خود را در اين زمينه نيز مطرح مى كند.

آقاى امينى كتاب هايى چند از جمله «ناپلئون و ايران»، «بر بال بحران» و «الماس كوه نور» را به زبان هاى فرانسه، انگليسى و فارسى منتشر كرده است و به دليل پيوندهاى خانوادگى همواره از مسائل سياسى ايران آگاه بوده و با مباحث و مسائل آن از نزديك آشنا.

او درباره وقايع ۲۸ امرداد نيز هم از اين طريق و هم با شناختى علمى نظر دارد و در عين حال كه در باره اتفاق هاى آن دوران موضعى سياسى نمى گيرد آن را كودتا نيز نمى داند.

رادیو فردا: آقاى امينى در۵۷ امين سالگرد وقايع ۲۸ امرداد نظرات متفاوتى در باره ماهيت شكست دولت دكتر مصدق ابراز مي شود. عده اى آن را كودتا مي خوانند برخى برهه اى ناميمون در تاريخ ايران و برخى ديگر حتى قيام ملى اش مي دانند. نظر شما چيست؟

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 89/05/28 | 
فرخ نگهدار كه از سن ۲۱ سالگى قريب به ده سال از عمر خود را در زندان دوران پهلوى به سر برد پس از انقلاب به رهبرى سازمان فدائيان خلق برگزيده شد. او در سال ۱۳۶۲ در پى تداوم سركوب نيروهاى سياسى در ايران وادار به ترك كشور شد و پس از گذراندن چندين سال در كشور هاى مختلف در لندن مستقر شد. فرخ نگهدار از سال ۱۳۶۹ تا كنون به عنوان تحليلگر و كنشگر سياسى فعاليت مى كند.

روز ۲۸ امرداد همواره ميان مورخان و پژوهشگران مورد مناقشه بوده است. در حالى كه برخى از تحليلگران از قدرت بسيج و سازماندهى بالاى اين حزب مهم در دهه ۱۳۲۰ براى ناكام گذاشتن طرح سقوط دولت محمد مصدق سخن مى گويند كه اساسا از آن بهره بردارى نشد پاره اى ديگر از صاحبنظران از بى تاثير بودن حمايت حزب توده در جريان وقايع روز ۲۸ امرداد سخن مى گويند.


اين گروه از تحليلگران كه فرخ نگهدار، رهبر  سابق سازمان فدائيان خلق – اكثريت- از جمله آنهاست معتقدند كه پشت دولت مصدق را نيروهاى مذهبى و روحانيت خالى كردند و همين باعث سقوط آن شد.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 89/05/28 | 
روزنامه واشينگتن پست در شماره روز ۱۸اوت خود و به مناسبت سالروز ۲۸ مرداد، در مقاله اى به قلم ری تکیه، تحت عنوان «روحانيت مسئول شكست دمكراسى در ايران است» سقوط دولت دكتر محمد مصدق را از چند زاويه بررسى كرده است.

واقعیت این است که در طی این جریانات، روزولت و همدستانش توطئه گرش بیشتر نقش تماشاگرانی حیرت زده را بازی کردند تا عاملانی موفق. در حقیقت بزرگترین تاثیر روزولت بر تاریخ ایران این بود که روایتی پر شاخ و برگ و اغراق آمیز از ماجراجوئی های خود را بیش از بیست سال پس از آن کودتا منتشر کند. این حکایت پر خطا سپس تبدیل شد به مرجعی برای تحلیل آن وقایع تاریخی، و دستمایه ای برای تخیل عوام، اگرچه واقعیت این بود که واشنگتن در عمل با خامی خاصی در مواجهه با وقایع تهران عاجز مانده بود.

پرزیدنت آیزنهاور وقتی حکایت جریان را از روزولت شنید گفت، «من گزارش پر شاخ و برگ روزولت را شنیدم، بیشتر به داستانهای یک رمان ارزان قیمت میمانست تا واقعیتهای تاریخی.»

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 89/05/28 | 

باز نشر جستار یکسال پیش

باز هم رسیدیم به 28 امرداد. روزی که بی هیچ شک و تردیدی نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران است. نقطه عطفی به بزرگی فتح تهران به دست مشروطه خواهان در سال 1285 که به پیروزی کامل مشروطه خواهان انجامید یا کودتای سوم اسفند 1299 که رضا شاه را برای مدت 20 سال در صحنه سیاسی ایران قرار داد و چهره کشور را کاملا دگرگون کرد. و البته انقلاب 22 بهمن 1357 که پایانی بود بر سامانه پیشین و آغازی بر سامانه نوین.

هیچ جریانی در 56 سال گذشته نتوانسته 28 امرداد را نادیده بگیرد. و جالب آنکه تقریبا همه جریانات و شخصیتها یا آنرا رویدادی تاریک و سیاه دانستند و یا روشن و سپید.

چون خودم نوشتار نوینی در این زمینه نداشتم، دست به دامان نوشتارهای دیگران شدم و در این میان به این نتیجه رسیدم که نقل قول از هر شخصیتی که وابستگی حزبی و سیاسی داشته باشد، نتیجه لازم را به همراه نخواهد داشت. آوردن نوشتار و گفتار فردی که نامش ما را به یاد حاکمیت پهلوی بیاندازد و یا پیشینه ای در نهضت و جبهه ملی و شاخه های آن داشته باشد، بی فایده خواهد بود. چراکه خوانندگان _به ویژه آنانکه پیش زمینه ذهنی درباره مصدق و پهلوی ها دارند_ آنرا جانبدارانه و متعصبانه خواهند یافت.

بهتر دیدم تا از نوشتار کسانی بهره برم که اگر نقدهایشان بر یک جریان سرشناس است، نقدهایشان از جریان دیگر نیز شهره باشد. تا خواننده یکبار و فقط یکبار هم که شده بدون پیشفرض ذهنی نوشتار نویسنده را بخواند و بر روی آن اندیشه کند تا به نتیجه ای نوین دست یابد.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 89/05/28 | 

آسیب شناسی کارکردهای گذشته و کنونی سینما در شناسایی فرهنگ و تمدن ایرانی

بهرام روشن ضمیر

یکشنبه 24 امرداد ساعت 5

جایگاه : خ کریمخان، خ خردمند شمالی، کوچه شهید اعرابی غربی، پلاک 2 زنگ 2


نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 89/05/24 | 

واقعه گوهرشاد

شاید خیلی از شما فکر می کنید که کشتار مردم مشهد در مسجد گوهرشاد به دلیل اعتراض آنها به کشف حجاب بوده است. من هم تا همین دیروز، همین تصور رایج را بدیهی می پنداشتم و حتی به کتاب های دم دستی تاریخ هم رجوع نکرده بودم تا این تصور غلط را اصلاح کنم. حتی در نوشته ای که در آخرین شماره های روزنامه اعتماد ملی نوشته بودم، ضمن اشاره به همین تصور به بررسی تفاوت های موجود در موضع گیری حوزه قم و مشهد علیه مدرنیزاسیون رضا شاه پرداخته بودم.

دیروز که برای حل بعضی ابهام ها درباره قضیه گوهرشاد، مشغول جستجو در سایت ها بودم به مقاله ویکی پدیا درباره واقعه مسجد گوهرشاد مشهد برخوردم که دلیل دیگری را برای اعتراض مردم مشهد ذکر کرده بود. به منابع تاریخی هم که رجوع کردم، ادعای مقاله ویکی پدیا را تأیید می کردند که کشف حجاب شش ماه پس از واقعه گوهرشاد واقع شده است. واقعیت آن است که ۲۸ خرداد ۱۳۱۴ دولت محمد علی فروغی در یک بخشنامه مضحک و آمرانه که از تبعات سفر رضاشاه به ترکیه در ۱۲ خرداد ۱۳۱۳ بود، مردم ایران را ملزم کرد که از کلاه پهلوی (یک لبه) دست برداشته و کلاه بین المللی تمام لبه ای به اسم شاپو استفاده کنند. دو روز بعد نیز دولت بخشنامه دیگری ابلاغ کرد که طبق آن، مجالس ختم اموات فقط در مساجد معدودی که بلدیه (شهرداری) اجازه می داد باید برگزار می شد و استعمال چای، قهوه، قلیان و سیگار نیز در این مجالس ممنوع اعلام شد. (۱)

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 89/05/20 | 

انجمن افراز برای چهارمین سال پیاپی برگزار میکند


دوره تابستانی آشنایی با تاریخ و تمدن ایران باستان



مدرس: بهرام روشن ضمیر، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران



·       تاریخ ایران از آغاز شهرنشینی تا اسلام

·       معرفی یادمانها و یادگارهای هنری و ادبی ایران باستان

·       آشنایی با باورها و دینهای ایران باستان

زمان: از 23 امرداد شنبه ها

مدت دوره: 8 هفته

جایگاه : خ کریمخان، خ خردمند شمالی، کوچه اعرابی غربی، پلاک 2، زنگ 2، بنیاد فرهنگی جمشید.

شهریه : 15000 تومان

تلفن نام نویسی : 09385276117 خانم رضایی

 

نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 89/05/12 | 
روشن نيست كه نولدکه، شاهنامه را با «ایلیاد و اودیسه» اثر هومر می‌سنجد يا با نوشته‌هاي برجسته‌ي ادبی اروپای نوین، پس از رنسانس.

چه‌كسي مي‌تواند ادعا كند كه در دو اثر هومر، زنان، نقشی پررنگ‌تر از شاهنامه‌ي فردوسی دارند؟


حتا در نگاشته‌هاي نويسندگان بنامي همچون «ویلیام شکسپیر»، »ویکتور هوگو» و «چارلز دیکنز» و ... نيز كه چند سده، دیرتر از فردوسی و پس از پیروزی جنبش‌های آزادی‌گرایانه‌ي اروپا، دست به نگارش زده‌اند، زنان را در فضاهایی بیرون از «هوس» و «عشق» نمی‌یابیم.

البته به اینها نیز نمي‌توان اتهامي بست چراکه کسی که تاريخ را مي‌نويسد و یا قصه و رمان، باید آن‌چه که از گذشته شنیده و آن‌چه که امروز، می‌بیند را بنویسد.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 89/05/04 | 

 

ب 

     درباره آیین ها و باورهای دینی ایرانی و یا اسلامی تا امروز یا کاری نشده و بهتر بگوییم جرات کار کردن نبوده و یا اگر بوده با واکنش منفی هواداران آن دین و مسلک روبرو بوده. هرکس دیگری، زرتشتی یا نازرتشتی، ایرانی یا بیگانه، چنین پرحجم و ریزبینانه درباره تک تک آیین ها و باورها و سمبل های باستانی ایرانی فیلم بسازد، به شدت مورد نقد قرار خواهد گرفت. به فرض محال هم که کسی پیدا شود فیلمی بسازد که اکثریت پیروان رسمی دین زرتشت در ایران آنرا بپسندند، آنگاه باید نقدهای تیز تر از شمشیر دانشگاهیان و ایرانشناسان و پژوهشگران آکادمیسین را تحمل کند. این را از من بپذیرید که دیریست در این باره می اندیشم. بنابراین به گمان من منتقدان محتوایی آثار آقای نقاشی چه زرتشتی و چه نازرتشتی، بهتر است بپذیرند که حسن نقاشی نه برای آنان که نخست برای خود و سپس برای همه مردم فیلم میسازد و اگر هم در موضوعات اختلاف برانگیز پژوهشی نظر شما را بپذیرد، آنگاه گروهی دیگر به مخالفت خواهند پرداخت. و هم حسن نقاشی و یارانش که خود من هم از آنانم باید آستانه تحمل خود را بیشتر کرده و بپذیریم که ساختن و آفرینش و خلق کردن بدون نقد و مخالفت بی معناست و هرچه اثر تاثیر گذارتر باشد، نقدهایش پرحجم تر و تیز تر خواهند بود. به ویژه ورود به محتوایی به نام استوره و آیینها و باورهای ملی و دینی...

 

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 89/04/22 | 
بنیاد جمشید برگزار میکند :


بررسی اتهام زن ستیزی در شاهنامه و ادبیات پارسی


سخنرانی بهرام روشن ضمیر

زمان : یکشنبه 27 تیر ماه ساعت 5

جایگاه : خ کریمخان، خ خردمند شمالی، نبش کوچه شهید اعرابی، پلاک 4، زنگ دوم


نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 89/04/17 | 

 این کشور از آغاز در جامعه ملل که سپس به سازمان ملل تغییر یافت، عضویت داشت. ولی با نام پرشیا به انگلیسی و پرسیا به زبانهای دیگر اروپایی. تا اینکه در سال 1314 – 1935 رضا شاه با صدور فرمانی به همه دولتهای جهان اعلام داشت که اگر زین پس در مکاتبات خود نام ایران را به کار نبرند، با آنها برخورد خواهد شد. این اقدام دولت ایران، اگرچه نام راستین و درست کشور ما را در سطح جهان جا انداخت، ولی باعث یک دوگانگی و آشفتگی شد. چراکه جهانیان همچنان کالاهای فرهنگی و میراث معنوی ملت ما را با پسوند پرشین و پرسیک میشناختند. که مهمترین آنها خلیج فارس و زبان فارسی بوده است.

البته به مرور برای نخبگان و بزرگان و فرهیختگان علمی و فرهنگی جهان جا افتاد که آنچه با پسوند پرشین در جهان شناخته میشود مربوط به ملتی است که نام کشورش ایران است. ولی عوام جهان، به ویژه در نقاط دور همچو اروپا و آمریکا میان این دو تفاوت قائل بودند و آنها را دو کشور یا دو ملت بی ربط به هم تصور میکردند. مرور زمان باعث سرشناسی بیشتر ایران شد. ایران کشوری نفت خیز بود که مورد اشغال متفقین قرار گرفت و استالین و روزولت و چرچیل کنفرانس تهران را برگزار کردند.

ایران کشوری بود که نفتش را ملی کرد و در برابر انگلیس ایستاد. ایران کشوری بود متحد آمریکا و جهان غرب که رویای روسها برای دستیابی به آبهای گرم را نقش بر آب کرد. ایران کشوری بود که در سال 1979 در آن انقلاب شد و طی آن پادشاهی سکولار پهلوی جای خود را به جمهوری اسلامی داد. و سپس به گروگانگیری کارکنان سفارت آمریکا پرداخت و 8 سال با عراق جنگید. ایران کشوری است که در سالهای اخیر پرونده هسته ای آن مهمترین موضوع مرتبط با آن در سطح جهان است. کشوری که در زمینه سیاست همواره موضوعی داغ برای جهانیان محسوب میشود ولی در زمینه فرهنگ و تاریخ و تمدن، هر آنچه داریم در یک حوزه دیگر زیر نام پرشیا قرار داده شده است.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 89/03/19 | 

روز نخست ارديبهشت را روز بزرگداشت سعدي ناميده اند.


سعدي را ايرانيان و جهانيان بهتر از هر شاعر و سخنور و حكيم ايراني ديگري ميشناسند.

اگر فردوسي،‌ حافظ، نظامي و مولوي با نظم خود جاودانه شدند، سعدي به جهت درخشش در هر دو بخش نظم و نثر، تاثيري بي همتا و تكرار نشدني بر زبان و ادب پارسي نهاده است. تاثير نظم بر زبان محدود است و بيگمان نثر سعدي ست كه درست و يا نادرست، سازنده نثر فارسي پس از اوست.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 89/02/05 | 

خبرنگار امرداد- آفتاب يزداني: «فروهر ذره‌ای از وجود خداست و نه آفریده‌ي او. از همين‌روي، فروهر با ديگر نيروهاي تشكيل‌دهنده‌ي هستي آدمي، متفاوت است. بنابراین فروهر نه تنها در همه‌ي موجودات‌(همه آفریده‌ها) هست، بلكه از یک يگانگي(:وحدت) نيز برخوردار است. چراکه وارون(:بر‌خلاف) روان، فروهر، آلودگی‌پذیر نیست و تا زمان مرگ به پاکی روز نخست می‌ماند.»

بهرام روشن‌ضمير، پژوهشگر جوان كشورمان، افزون‌بر گفتار بالا پيرامون فروهر كه يكي از نيروهاي ٥‌گانه‌ي آدمي است، گفت: «بر پايه‌ي اوستا آدمی 5 نیرو دارد و یا بهتر است بگوییم از 5 بخش ساخته شده است.»

وي برپايه‌ي آموزه‌هاي اوستا، اين نكته را يادآور شد كه فروهر و روان هرگز به تن باز‌نمی‌گردند و در فلسفه‌ي «زرتشت» و کلا ایران باستان، تناسخ نداریم.
وي با اشاره به «قرآن» كه در آن آمده كه ‌خداوند از روح خود در جسم آدمي دميده است، گفت:‌ «اين درست برابر است با فروهر كه ذره‌اي از وجود خداست در بدن انسان.»
به گفته‌ي وي برخي روان و فروهر را باهم يكسان و برابر(:مترادف) گرفته‌اند، درحالی‌که «اوستا» به روشني، اين‌دو را  جدا می‌داند: «ما می‌ستاییم جان و وجدان و درک و روان و فروهر نیاکان را.»(یسنا_هات 26)

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 89/01/21 | 

Nowrūz meaning 'New Day is the traditional ancient Iranian festival and also the start day of Iranian "New Year".

Nowruz is celebrated and observed by Iranian people  and the related coltural continent and has spread in many other parts of the world, including parts of Central Asia, South Asia, Northwestern China, the Crimea.

Nowruz is the most important holiday in Iran. Preparations for Nowruz begin in the month Esfand (or Espand), the last month of winter in the Persian Solar Calendar

Spelling variations in English

A variety of spelling variations for the word "nowruz" exist in English-language usage. Random House (unabridged) provides the spelling "nowruz". recognizes only the spelling "nauruz" (and a contestant in the final session of the 2006 , Allion Salvador, in the United States was disqualified on that basis.. In the USA, many respected figures in the field of language such as Dr. Yarshater at Columbia University have suggested to use Nowruz

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/12/26 | 

پژوهشگر فرهنگ و تاريخ ايران در بنياد جمشيد:
نوروز تنها در سرزمین‌هاي هم‌عرض با ايران، لمس مي‌شود

خبرنگار امرداد- ميترا دهموبد: «نوروز، جشني است كه تنها در سرزمين‌هايي همچون ايران لمس مي‌شود، چراكه سرزمين‌هايي با اين عرض جغرافيايي هستند كه دگرگوني فصل‌ها در آنها نمود دارد.»

بهرام روشن‌ضمير، پژوهشگر جوان كشورمان در نشستي با نام «نوروز»، بااشاره به عرض جغرافيايي ايران و سرزمين‌هاي همسايه كه همگي، نوروز را گرامي‌مي‌دارند، گفت: «اگر از اين مرز جغرافيايي به سوي شمال برويم و يا به سوي جنوب و گستره‌ي استوا برويم، ديگر چيزي به‌نام چهار‌فصل نخواهيم داشت و دگرگوني فصل‌ها آن‌گونه كه در فلات ايران، لمس‌شدني است، لمس نمي‌ِ‌شود.»
________________________________________________________________

اصلاحيه :

با سپاس از همكاران گرامي و ارجمند دوهفته نامه گرانمايه امرداد،‌ به آگاهي خوانندگان فرهيخته ميرسانم كه نوشتار چاپ شده با فرنام "نوروز" كه گويا برداشتي از سخنراني اينجانب در تاريخ 16 اسفند 1388 در بنياد فرهنگي جمشيد،‌ انجام شده، هيچ گونه سنخيتي با آنچه در آنجا بيان شده و مورد نظر من بوده،‌ نداشته و شوربختانه خبرنگار بسيار محترم،‌ اشتباهات فراواني در پياده سازي گفتار سخنران كرده است. از جمله مهمترين آن يكي نگاشتن واژه "ميزان" به نام "نيسان" به عنوان ماهي در گاهشمار عبري است. و ديگري اشاره به نهم بودن معناي "سپتامبر" در زبان لاتيني است! كه اساسا با كل گفتار انجام شده در تناقض است. سپتامبر به معناي هفتم است و بر اين اساس من تحليل كردم كه اين دليلي است بر نخستين بودن مارس و طبيعتا آغاز سال رمي در دوران باستان از بهار. كه شوربختانه به كل نادرست درك شده است. امكان ويرايش اين اشتباهات در نسخه الكترونيكي امرداد در تارنگار آن وجود دارد ولي از آنجا كه امكان چنين ويرايشي در نسخه كاغذي نيست، از اين جهت با پوزش از خوانندگان گرامي امرداد لازم ميدانم به آگاهي برسانم كه جستار چاپ شده در اين شماره دو هفته نامه وزين امرداد را به كل ناديده بگيرند و آنرا از من ندانند.

بهرام روشن ضمير 21 اسفند 88

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/12/21 | 
از تاريخ نميگوييم،‌ نميگوييم،‌ نميگوييم و آنگاه كه ميگوييم كاري ميكنيم همه از تاريخ زده ميشوند.

نميدانم. شايد هم عمدي در كار باشد تا مردم را از تاريخ زده كنند.

تب سريال تاريخي ساختن در تلويزيون ما بدجور داغ شده است. به ويژه تاريخ معاصر. ولي سطح اين سريالها از ديد هنري و علمي آن اندازه پايين است كه در بيشتر موارد علاقه مندان به تاريخ از ديدن آن چشم پوشيده و در برابر آن جبهه ميگيرند.

سريال سالهاي مشروطه اثر محمدرضا ورزي كه پيش از اين سريالهاي پدرخوانده درباره محمدرضا شاه و عمارت فرنگي درباره رضا شاه را ساخته بود، در يك ماه گذشته از شبكه 3 پخش شد.

مصاحبه با يك استاد تاريخ درباره سريال

جستاري از فريد شوليزاده پژوهشگر دين و فرهنگ زرتشتي درباره سريال


دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/12/06 | 

خبرنگار امرداد – اسفنديار كياني: «‌هرودوت در كتاب تالیا، جلد سوم تاريخش نكته‌هايي را از ايران هخامنشي بازگو مي‌كند كه كهن‌تر از فلسفه‌ي سياسي افلاتون و ارستو است. او از گفت‌و‌گوي سه تن شاهزاده‌ي پارسي‌، درباره‌ي چگونگي شيوه‌ي فرمانروايي بر ايران‌، ياد مي‌كند كه پس از سرنگوني "گيومات مغ" پيش آمده بود. اين اشاره نشان مي دهد كه ايرانيان باستان با شيوه هاي گوناگون فرمانروايي آشنا بوده اند.»

آن‌چه بازگو شد پاره‌اي از سخنان بهرام روشن‌ضمير، پژوهشگر تاريخ و تمدن ايران‌، در نشست «‌سامانه‌هاي فرمانروايي در تاريخ‌» بود. او در ادامه‌ي سخنانش افزود: «‌يكي از آن سه‌تن شاهزاده‌ي هخامنشي كه هرودوت ياد مي‌كند‌، «‌اوتان‌» نام داشته است. او در گفت‌و‌گو با دو شاهزاده‌ي ديگر هخامنشي‌، مگابيز و داريوش‌، گزينش يك تن را براي فرمانروايي بر ايران نادرست مي‌داند و پيشنهاد مي‌كند كه كشورداري جمهوري را برگزينند. مكابيز در نقد سخنان او مي‌گويد كه واگذاري فرمانروايي به مردم‌، راه درستي نيست‌؛ زيرا مردم براي كشورداري آموزش نديده‌اند. پس شيوه‌ي درست آن است كه مردان شايسته‌اي را برگزينيم و اداره‌ي سرزمين‌مان را به آنان بسپاريم. داريوش ديدگاه آن دو را رد مي‌كند و روشي از فرمانروايي را بهتر مي‌داند كه پادشاهي پرهيزكار، كشور را اداره كند. داريوش مي‌گويد بايد به شيوه‌ي فرمانروايي كوروش وفادار بمانيم چرا كه او بود كه به پارس‌ها آزادي بخشيد.»

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/11/08 | 
خبرنگار امرداد- شهداد حيدري: «ايراني بر پايه‌ي دين و باورش‌، انديشه‌هاي اهريمني را دشمن خود مي‌دانست. خويشكاري خود را نيز در اين مي‌شناخت كه با انديشه‌هاي زيانبار بجنگد. اما يوناني چون چنين شناختي از هستي نداشت‌، ناگزير بود كه در جستجوي الگوهاي زميني باشد. از اين رو انسان يوناني دشمني مي‌خواست تا بتواند با ستيز با او به شناخت خود و جايگاه اجتماعي‌اش برسد. اين امكان زماني براي يونانيان فراهم شد كه ارتش خشايارشا به سرزمين آنها يورش برد. از اين پس بود كه يونانيان براي خود دشمني به نام ايران ساختند و درباره‌ي آن گزافه‌گويي‌هاي بسيار كردند.‌»

آن‌چه بازگو شد سرآغاز سخن بهرام روشن‌ضمير‌، پژوهشگر فرهنگ و پيشينه‌ي ايران‌، بود. او كه در نشستي به نام «‌تاريخچه ‌ي ايران‌شناسي در باختر و ايران‌» در ۱۳ دیماه سخن مي‌گفت ، به ريشه‌هاي ستيز و رويارويي يونان و ايران پرداخت و افزود: «‌در 2400 سال پيش كشاكشي ميان ايران و يونان پديد آمد. اين دو سرزمين از ديد روان‌شناسي و اجتماعي‌، تفاوت‌هاي بنياديني داشتند. ايرانيان باورمند به اهورامزدا و دين مزدايي بودند و مي‌دانستند كه خويشكاري‌(:‌وظيفه ) هر انسان نبرد با اهريمن و ياري‌رسانان اهريمن است. اما يونانيان گرفتار در فضايي پيچيده و متضاد بودند و ترس از خداياني كه چندان پيدا نبود چه نقشي در آفرينش و هستي دارند‌، آنها را در ترس و بيمي ناشناخته فرو برده بود.‌»

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/10/21 | 
چگونگی و چرایی تایید و حتا بزرگنمایی دیدگاههای یونانپرستانه یونانیان باستان از سوی غربیان در دوره های پسین.

"از دو جنگ بسیار بلند آوازه تاریخ باستان، یعنی جنگهای ایران (ایران و یونان) و جنگهای پونیک (رم و کارتاژ) گویا فقط دومی اخیرا با اعلام آتش بس پایان یافته است. در خبر کوتاهی در روزنامه اعلام شده که شهردار رم و کنسول تونس موافقتنامه ی پایان مخاصمات را امضا کرده اند. اما گویا هنوز جنگ با ایران پایان نیافته است و انسان بی اختیار از اتهامات مکرر و پر سرو و صدای ایران مداری و یونان مداری در ادبیات تحقیقی نشانه ادامه جنگ را باز می یابد. پژواک نبردهای ماراتن و سالامیس هنوز طنین انداز است. در این میانه خطوط کاملا آراسته و مشخص دو سوی جبهه را در میدان پژوهش تاریخ ایران باستان میتوان باز شناخت. که در یک سو کمابیش با مورخان کلاسیک و در سوی دیگر با باستانشناسی مطابقت دارد. علم تاریخ به معنایی که ما از آن میفهمیم دستکم تا اندازه ای فراورده ستیز بزرگ میان یونان و ایران است. این علم در جریان شکل گیری خود شیوه اندیشه خاصی را پرورش داد که همان اندیشه یونانی سده پنجم پ.م بود. نخستین مورخ جنگهای با ایران (هرودوت) با همه بزرگی و بلند نظری و شرافتمندی که احیانا داشته است، در جنگی شرکت کرده که شاید پایان نیافته و هنوز ادامه دارد. بی طرفی کامل – اگر اصولا چنین چیزی برای یک مورخ امکان داشته باشد – به راستی فراتر از دامنه دسترسی هرودوت قرار داشت. سپس در سده چهارم پ.م صفوف طرفین مشخص تر شد اما در عین حال علاقه واقعی به ایرانیان از میان رفت. این بود تصویر تاریخ ایران در زمان اسکندر. آنگاه این مفهوم منجمد و راکد شد و مدت دو هزار سال تغییری نکرده و دوام آورد. مفهومی که کارکردها و منافع خود را داشت و نخست از سوی اسکندر و سپاهیانش و از آن پس قرنها از سوی مورخان اروپایی استفاده شده است. حتا کشفیات بزرگ سده نوزدهم نیز نتوانست بر این مفهوم منجمد خللی وارد سازد. رمزگشایی از خط میخی پارسی نیز نتوانست بر اصول عقایدی که تاریخ ایران را بر آن بنا کرده بودند اثری بگذارد. حتا کاوشهای مهم باستانشناسی در ایران نیز نتوانستند تاثیر چندانی بر این تصویر داشته باشند. اگر یادمانها و آثار به دست آمده با سخنان هرودوت تطبیق نمیکنند، بدا به حال آن آثار!. مگر ممکن بود یونانیان تا این اندازه اشتباه کرده باشند؟ نه! چنین چیزی امکان نداشت. اولا آنان همه یونانی و بنابراین تقریبا خطاناپذیر بودند و ثانیا معاصر رویدادها بودند و بنابراین اطلاعاتشان دست اول بود." (هلن سانسیسی و آملی کورت : دیباچه جلد دوم - تاریخ هخامنشی - دانشگاه خرونینگن، ص 9 و 10)

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/10/14 | 
 

تاریخچه ایرانشناسی در غرب و ایران

از ۲۵۰۰ سال پیش تا امروز

آشنایی با نگاه دیگران به ایران و دانشهای برآمده از آن و سیر تحولاتش در دوران باستان، قرون وسطا، عصر رنسانس، عصر جدید و امروز

سخنرانی بهرام روشن ضمیر در بنیاد جمشید

زمان : یکشنبه ۱۳ دی ساعت ۵ بعد از ظهر

نشانی : خیابان کریمخان زند، خیابان خردمند شمالی، نبش کوچه اعرابی، پلاک ۲ قدیم. زنگ دوم، بنیاد جمشید

 

نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/10/07 | 
برای دست یافتن به بهترین و جامع ترین منابع آنلاین اینترنتی به زبان انگلیسی درباره تاریخ و فرهنگ ایران باستان به ستون سمت چپ این وبلاگ نگاه کرده و بر روی لینک ها کلیک فرمایید

به زودی فهرستی از بزرگترین ایرانشناسان به همراه نام آثارشان به زبان اصلی و فارسی پیشکش خواهد شد.

یلدایتان سپید باد

گروه پژوهش ایرانشناسی

نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/09/30 | 
چکیده پژوهشهای دوستان گروه پژوهش تاریخ را در این باره بخوانید :

در این پست 4 نشست نخست را پیش روی خود خواهید دید

برای پژوهش در اینباره نخست لازم است بدانیم که بخش بزرگی از این راه را نزدیک به 2500 سال پیش یک تاریخنگار یونانی به نام هرودوت رفته است.

او در آغاز کتاب نخست خود مینویسد که آرمانش از نوشتن تاریخ ملتها پی بردن به چیستی و چرایی جنگهای یونانیان و بربرها بود است.

با دیدگاه هرودوتی، تعریف جنگهای ایران و یونان چنین است که نخست کوروش به جنگ یونانیان آسیا میرود و سپس داریوش چیرگی پارسیان را بر دریاهای اژه و مدیترانه نیز استوار کرده ولی کاری جدی برای چیرگی بر شبه جزیره یونان انجام نمیدهد. ولی پسرش خشایارشا همه توان جهان را برای چیرگی بر یونان انجام میدهد و با ناکامی روبرو میشود و این پایان جنگهای ایران و یونان است.

یونانیان بنابر فرهنگ و دیدگاههای سنتی خود به ساخت پولیس یا دولت – شهر میپرداختند. و هرگز به ایجاد فرمانروایی های یکپارچه و متمرکز نمی اندیشیدند. برپایی شاهنشاهی هخامنشی در زمان کوروش ناگهان یونانیان را با جهانی دگرگون شده روبرو کرد.

به گمان میرسد شمار سپاهیان ایرانی بسیار کمتر از آنچیزی بوده که در تاریخ کلاسیک یونان گزارش شده است. مهمترین دلیل اینکه تا پیش از سده بیستم نیرومند ترین دولتها نیز توان به کار گیری نیرویی چند سد هزار نفره در یک جبهه را نداشتند و این رویداد برای نخستین بار در جنگهای جهانی سده بیستم و با بهره گیری از پیشرفتهای حاصل از انقلاب صنعتی در اروپا روی داد. حال چگونه میتوان گمان کرد که در 2500 سال پیش هخامنشیان توانسته باشند نیرویی چند میلیونی به جبهه ببرند؟

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/09/22 | 
دکتر نوری علا مینویسد : "متأسفانه، همين تجربه در عهد محمدرضاشاه نيز تکرار شد و دربار ايران ديگرباره تصميم گرفت تا با استفاده از کورش و پاسارگاد و ايران باستان، ايدئولوژی شاه پرستی را احياء کند. محمد رضا شاه در برابر آرامگاه کورش از او بعنوان بنيان گزار حقوق بشر نبود که ستايش کرد بلکه تنها بين خود، بعنوان شاهنشاه ايران، با او، بعنوان شاهنشاه ايران، گفتگوئی را آغاز کرد که پنج شش سالی از آن نگذشته بکلی از محتوا تهی شد."


چندین ایراد بر این نظر وارد است. نخست اینکه من هرگز موافق نیستم که فرهنگ و تاریخ ایران را در یک لوح که از سر خوش شانسی ما در خرابه های باستانی عراق یافت شد، تقلیل دهیم. بیایید فرض کنیم که بدشانس بودیم و این لوح یافت نمیشد. در این صورت شک نکنید که کوروش را پدر حقوق بشر نمیدانستند. (بدبختانه همین امروز هم در بسیاری جستارهای غربی خوانده ام که این مقام را به حمورابی داده اند!! و همین چندی پیش نشریه اشپیگل آلمان و سپس چند نشریه دیگر معتبر اروپایی با نادیده انگاشتن این لوح، کوروش را کسی از جنس چنگیز و تیمور خواندند!!)

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/08/11 | 
دکتر نوری علا در مرزی بسیار حساس خیلی شفاف تکلیف خویش را روشن کرده و همسوی جوانان ناسیونالیست درونمرز قرار گرفته اند. نیک میدانیم که کسانی ناسیونالیسم و ملی گرایی را به مبارزه با استعمار و غرب ستیزی و البته دفاع از مرزهای سیاسی منحصر کرده و میکنند. درحالیکه در برابر آنها کسانی هستند که علاوه بر ویژگی های بالا، به هویت ملی و فرهنگ ملی توجه دارند. شخصیت جبهه ملی در کنگره سراسری میگوید :

"ملی گرايی افراطی که عمدتاً به ايدئولوژی ناسيوناليستی تکيه داشت از دوران رضا شاه سر بر آورده بود و تحت تاثير ناسيونال سوسياليسم هيتلری و ناسيوناليسم اروپايی و در تقليد از آنها داد سخن از برتری نژاد آريايی می داد... افتخار به نژاد آريايی، ستايش مبالغه آميز ايران باستان، نفرت از اعراب و سياست يکسان سازی نژادی و قومی و زبانی اساس سياستی بود که بقايای آن در دوران محمد رضا شاه پهلوی نيز ادامه داشت و دستاويز برقراری جشن های ۲۵۰۰ ساله و تاجگزاری و لقب آريا مهری بود. مصدق و جبهه ملی هرگز در دام اين افراط در نغلطيدند. ملی گرايی آنان در افتخار به گذشتگان و خاک و تبار نبود. آنان مردم ايران را دوست داشتند و برای بهروزی مردم زمان خود فعاليت می کردند؛ برای آنان حقوق والايی قايل بودند که فقط با مبارزه با استعمار خارجی و استبداد داخلی ميسر بود؛ همان استبدادی که خود را مظهر ناسيوناليسم ايرانی می دانست... درسی که می توان از اين سنت بجا گرفت اينست که در زمان حاضر نيز نبايد بهيچ وجه تحت تاثير رفتار بشدت ضد منافع ملی حاکمان فعلی ايران و گفتمان ضد ملی آنان دچار عکس العمل شده و بوادی افراط در ملی گرايی در غلطيد. مشی اعتدالی جبههء ملی در اين زمينهء مهم همچنان بايد حفظ شده و ادامه يابد".

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/08/10 | 

دکتر اسماعیل نوری علا، پژوهشگر و نویسنده حوزه سیاست و فرهنگ و حقوق بشر را میشناسیم. از چند سال پیش برنامه های تلویزیونی ایشان و خانم میرزادگی که ساختاری کاملا متفاوت با دیگر برنامه های ظاهرا سیاسی ایرانیان برونمرز داشت توجه مرا به خود جلب کرد. چراکه ایشان بیش از آنکه به سیاست روز بپردازند و یا به شعاردهی بپردازند، جریانات سیاسی را با بهره گیری از پیشینه تاریخی شان تحلیل کرده و رنگ و بویی جامعه شناختی به آن می بخشیدند. و این در خلآ موجود در میان تحلیلگران برونمرز نعمتی بوده و هست.

 

ایشان در بحث سد سیوند بسیار شجاعانه در کنار نیروهای درونمرز هوادار یادمانهای باستانی ایستاده و در مقالاتی از جمله "ملی گرایی بی کوروش؟!" چارچوبی بسیار مناسب برای نیروهای ملیگرا و ناسیونالیست ایجاد کردند. از دیگر فعالیت های ایشان گفتمان "سکولاریسم نو" است که در آن مفهومی به نام "استقلال از هرگونه ایدئولوژی" را جایگزین تعریف سنتی سکولاریسم _استقلال حوزه سیاسی از مذهب_ کرده اند. با این تعریف خوب و روشنگر پی خواهیم برد که یکی از بزرگترین شعارهای جریانات چپگرا (چه کمونیست و چه حتا سوسیالیست) در زمینه ایجاد حکومت سکولار، دروغین میباشد. به گمان من فعالیت های نظری این چنینی از هرگونه فعالیت عملی سیاسی سازنده تر و سودمندتر میباشد.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/08/07 | 
از پژوهشگران جوان علاقه مند به این موضوعات و کسانی که در این باره پژوهش کرده اند، خواستاریم تا در صورت علاقه برای همکاری، به این آدرس : baraam_roshan@yahoo.com نامه فرستاده و در نشست های گروه پژوهش که جایگاه و زمان آن اعلام خواهد شد، شرکت کنند.

فهرست جستارهای پژوهشی :

1- دلایل "یونان مداری" یاHellenocentrism   در نگاه به تاریخ باستان

2- پیش زمینه های تاریخ و فرهنگی قومگرایی در ایران

3- آسیب شناسی چارچوبها و پیش فرض های کلاسیک در تاریخ سنتی هخامنشیان

4- بررسی منابع نوشتاری و نانوشتاری درباره زناشویی در ایران باستان

5- بررسی شواهد وجود یا عدم وجود تاریخنویسی در ایران باستان

6- بحث درباره اصالت نظریه Theory در برابر اصالت روش Method و نگاهی به مصادقهای آن در ایرانشناسی :

الف – دین هخامنشی

ب – سنت شفاهی در ایران

پ – نقش زن در ایران

ت – استبداد شرقی

ث – برده داری و طبقات در شرق

7- خاک و آب : چیستی و چرایی جنگهای ایران و یونان و آسیب شناسی نگاه کلاسیک غرب به آن

8- هنر هخامنشی : تقلید محض؟ ترکیب؟ تلفیق؟ تحول؟ یا نوآوری؟

9- مشکلات همچنان حل نشده درباره تاریخ ماد

الف – آغاز پادشاهی

ب – روابط با همسایگان

پ – پایان پادشاهی

ت – تاثیر آن بر هخامنشیان

10-تخت جمشید، از هرتسفلد تا پورپیرار : نگاهی به مشکلات و بحثهای پیرامون کاوشهای تخت جمشید

11-بردیای دروغین و دروغ داریوش : آسیب شناسی نگاه ماجرای گئومات و داریوش بزرگ در تاریخ سنتی و تاریخ مدرن

12-بحث درباره جایگاه راستین انشان، خاستگاه کوروش : نگاهی تحلیلی به دانسته های برآمده از گزارشهای تاریخی و یافته های باستانشناسی

گروه تاریخ انجمن افراز

آبانگان 1388

نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/08/04 | 

به فرخندگی روز حافظ

"مهر" از آن دست واژگانی است که تاریخچه آن برابر است با تاریخچه انسان آریایی – ایرانی.

میثره را در کهن ترین نوشتارهای آریایی (اوستا و وداها) می یابیم. به معنای پیمان و همچنین نام اختصاصی برای یکی از خدایان بزرگ. "نگهبان پیمان"

میترا در کتیبه های هخامنشی در کنار آناهیتا و اهورا مزدا آمده.

و زین پس "میتر" یا "متر" پهلوی، نام ایزدی زرتشتی است.

در ادب پارسی "مهر" (تبدیل "ت" به "ه" رایج است) به دو معناست. یکی "خورشید" و دیگری "عشق".


مهر در دیوان حافظ :

بیگمان بهترین و مهمترین نقطه پیوند عرفان ایرانی و ادب کلاسیک پارسی، حافظ است. حتا درباره مولوی چنین حکمی نمیتوان داد. چراکه بخش بزرگتری از آثار او عارفانه نیستند و مولوی منهای غزلیات عارفانه – عاشقانه اش هم مولوی بود ولی حافظ است و غزلیات عارفانه – عاشقانه اش. دیگر بزرگان ما یا مرتبه ای در عرفان ندارند و یا چیره دستی در ادب.


حافظ در شرح اوصاف عشق و وصف راه و طریقتش بسیار از "مهر" و مشتقات آن بهره گیری کرده است.

شگفتا که بزرگداشت حافظ مهر آیین، در مهر ماه است.

به فرخندگی بزرگداشت اسوه عاشقان و شکوه ماه مهر، آندسته از بیت های دیوان حافظ که دربر گیرنده واژه "مهر" به معنای عشق و دوستی است، به شما پیشکش میشود.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/07/20 | 

از دید طبیعی و فصلی، مهرگان در پایان فصل برداشت کشاورزی جای دارد. و کیست که نداند، شادترین هنگامه سال برای کشاورزان همین زمان است. نکته دیگر قرار گرفتن جشن پاییزه در زمان اعتدال پاییزی است. در نیمکره شمالی، و در سرزمین هایی چون ایران که نه به قطب خیلی نزدیکند و نه به استوا، آغاز بهار و آغاز پاییز هوا معتدل و دلنشین است. درحالیکه هرچه از این دو هنگامه دور میشویم، گرما یا سرمای هوا آزاردهنده میشود. به همین جهت مردمان این سرزمینها آغاز سال خورشیدی خویش را در زمان اعتدال قرار داده اند.

بر اساس شاهنامه فردوسی بزرگ و دیگر اسناد بر جای مانده، ایرانیان باستان بر این باور بودند که مهرگان هنگامه ای است که در آن کاوه آهنگر (شخصیت استوره ای که نماد مردم ایران است) بر زهاک ماردوش (ضحاک) شوریده و پس از سرنگونی آن، تاج پادشاهی را به فریدون شاه پیشکش کرده است. و فریدون نیز به پاس این پیروزی و رویداد خجسته، جشن مهرگان را برپا میسازد.


بر کسی روشن نیست که دقیقا از چه تاریخی گاهشماری نامور به "اوستایی" یا "مزدیسنی" پا گرفته است. فقط میدانیم که احتمالا از زمان هخامنشیان وجود داشته است. بر اساس این گاهشماری، سال به 365 روز بخش میشود. 12 ماه 30 روزه و 5 روز افزوده. روزهای ماههای 12 گانه را نه با شماره (مانند دیگر فرهنگها) که با نام ایزدان و امشاسپندان میشناختند. بیگمان با غلبه کردن فرهنگ مزدیسنی بر فرهنگ دیویسنی در ایران تغییرات و اصلاحاتی برای زدودن برخی نامها و افزودن نامهایی دیگر انجام گرفته است. در این گاهشماری شانزدهمین روز از هر ماه به "میترا" خدای بزرگ آریایی ها و ایزد محبوب زرتشتیان داده شده است. بر این اساس آریاییهای ایران به جهت رعایت احترام دینی در هر ماه، روزی که در آن نام روز و نام ماه یکی میگشت، جشنی بدان نام و در ستایش آن ایزد یا امشاسپند برگزار میکردند که امروز بدان "جشنهای برابری روز و ماه" میگوییم و عبارتند از فروردینگان، اردیبهشتگان تا اسفندگان. در میان این جشنهای برابری روز و ماه، بی هیچ شک و تردیدی، مهرگان می بایست از جایگاهی والاتر و بالاتر برخوردار باشد. همچنانکه ایزد مهر یا میترا از جایگاهی بالاتر از دیگر ایزدان و امشاسپندان برخوردار است. در گاهشماری امروزین ما (خیامی) که از زمان مشروطیت رسمی شده است، به جهت 31 روزه شدن 6 ماه نخست سال، مهر روز از مهر ماه یا شانزدهمین روز از مهر ماه باستانی مطابق است با 10 مهر.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/07/10 | 

بخش چهارم _ پورپیرار و ما :

پورپیرار نه فقط برای ما تلنگری است تا به تاریخ خود بیشتر ببالیم و بیشتر نگاهداری اش کنیم. بلکه به ما میگوید که با دانش تاریخ دشمنی نکنیم. الفبای آنرا دور نریزیم و برای اثبات نظریه خود، به کل بر روی سرشناس ترین منابع خط بطلان نکشیم.

توهم توطئه را کنار بگذاریم. توهم توطئه از کوچکترین چیزها که سلیمی نمین مطرح کرد، آغاز میشود و به جایی میرسد که پورپیرار میگوید که یهودیان بیش از 1000 سال است همه فکر و ذکرشان تحریف و جعل تاریخ ایران بوده. 1000 سال پیش برای ما کتابهای کهن نوشتند، دین درست کردند، استوره و حماسه ساختند و زبان فارسی را برکشیدند!! و از چند سد سال پیش به ایرانشناسی روی آورده و آنچه امروز به عنوان تاریخ ایران میشناسیم را خلق کرده اند و هیچکس هم جرات یا توان رویارویی با آنها را نداشته تا اینکه ناصر پورپیرار قهرمان ایرانیان امروز!! منجی ما میشود و ما را از خواب غفلت هزاران ساله در می آورد. آنهم از خوابی خوش!!.

اگر با پورپیرار مبارزه میکنیم، پس حق نداریم خودمان هم از همین ابزار یعنی دشمنی با تاریخ بهره بریم!!. شما بگویید، فرق آنکس که میگوید اسکندر وجود نداشت با آنکه میگوید هخامنشیان پس از خشایارشا وجود نداشتند چیست؟

اکنون اگر یک ایرانی دوره ای به نام سلوکیان را منکر شود، میتوانیم از او سپاسگزار باشیم و آنگاه پورپیرار را به جهت انکار دوره های تاریخی پس از خشایارشا محکوم کنیم؟.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/07/09 | 
بخش سوم _ پاسخ به تئوری های پورپیرار :

پاسخ پورپیرار درباره کنار گذاشتن بخش بزرگی از منابع تاریخ باستان، این است که چون سه منبع متفاوت که هیچ پیوندی با هم ندارند کلیات هم را تایید میکنند، حق نداریم یکی یا دو تا از آنها را نادیده و به کل جعلی بپنداریم. بله تاریخ یونانی خیلی دیر روی میز کار گذاشته شد و معلوم نشد که ناگهان از کجا پیدایش شد؟ ولی اگر ذهن خود را از تئوری توهم توطئه آنهم در این سطح وسیع خالی کنیم، نمیگوییم که جریانی در جهان ناگهان به ذهنش رسید که بنشیند این انبوه از آثار تاریخی یونانی را بنگارد و پخش کند!!. آنهم امروز که آثار باستانشناسی یافت شده. آثار باستانشناسی در زمانها و مکانهای گوناگون یافت شده و به دست دانشمندان متفاوت از دانشگاههای کشورهای متفاوت بررسی شده و بر سر نتایج آن بحثهایی به شدت پیچیده و تند انجام شده. چگونه میتوان گفت که همه این پژوهشگران یا به عمد از جایی دستور میگرفتند تا به تحریف و جعل بپردازند و یا گول دستهای پنهان را میخوردند؟!

پورپیرار میگوید بیشتر ایرانشناسان و باستانشناسانی که در ایران کار کردند یهودی بودند. آنگاه نتیجه میگیرد که یهودیان برای تحریف تاریخ و پوشیده ماندن جریان، به ایرانشناسی و خاورشناسی روی آورده و همه عمر خود را گذاشتند. بله ارنست هرتسفلد که کاوشهای تخت جمشید و چندین سایت باستانی در ایران و میانرودان را مرهون زحمات او هستیم، یهودی آلمانی بود. ولی چنین نیست که همه ایرانشناسان و خاورشناسان یهودی بوده اند!!. دانشگاه شیکاگو چه پیوندی با یهودیان دارد؟

بله در میان نخستین ها، یهودیان را زیاد میبینیم. ولی هرچه گذشته نقش آنان کمتر و نقش پژوهشگرانی با دیدگاههای گوناگون از ملتهای گوناگون بیشتر شده است. و سخن از اینکه آژانس یهود این همه هیئت باستانشناسی در زمانها و مکانهای متفاوت در 150 سال گذشته را در کنترل خود داشته باشد، خنده آور است.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/07/08 | 

بخش دوم _ پورپیرار چه میگوید؟

سنجش پورپیرار با پدیده های پیشین چون مطهری، خلخالی و جریان پان ترک، نشان میدهد که پورپیرار به هرسه همسانی دارد ولی برابر با هیچیک نیست.

خلخالی چیزی ارائه نداد جز توهین و ناسزا و کاری نکرد جز خالی کردن کینه خود از ایران باستان و گل سرسبد آن، کوروش بزرگ. او به شکلی خنده دار _گویی خواننده خودش درک و شعور ندارد_ روایات باستانی و گفتارهای پراکنده این و آن را به هرشکلی که دلش خواست تحریف کرد. تا در پایان به آنچه گمان میکند تحقیر کننده ترین حالت برای کوروش و ایران باستان است، دست یابد.

پورپیرار اگر نه در کتابهای نخستین، ولی در مقالات متاخرش عملا به همین ورطه افتاد و خودش را به نابودی کشاند.

مطهری این شیوه را در سخنرانی پیاده میکرد. آشکارا ایرانیان باستان را مورد تحقیر و مضحکه قرار میداد و سنتهای ایرانی، حتا آنها که تا امروز زنده است را مسخره میکرد. درحالیکه شریعتی که به مراتب از او باهوش تر بود، همواره دشمنی و کینه خود را در پوششی از عشق و مهر به فرهنگ و سنت های ایرانی قرار میداد. از سنتهای زنده ایرانی چون نوروز با زیباترین واژگان استقبال میکرد و هرگز نسبت به بزرگان تاریخ ایران درشتی به خرج نمیداد. ولی آنچه خواننده از کلیت آثار و شنیدن سخنرانی اش بدست می آورد، دوری از فرهنگ باستانی ایران و حتا کینه از آن بود.

مطهری را باید در کتابهایش _که عصر طلایی اسلامگرایی دوران پهلوی دوم بود_ شناخت. عصری که پس از انقلاب اسلامی به پایان رسید. به ویژه کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران که به جهت نام زیبایش و ساختار استوار و درستش پس از انقلاب (مرگش) بسیار مورد بهره برداری قرار گرفت. ولی در عمل چیزی نبود جز نقل قول و انتخاب گزینشی بخشهای منتقدانه نسبت به تاریخ و فرهنگ و دین ایران باستان. مطهری به دروغگویی و تحریف نپرداخت. بلکه پاراگرافهای منتقدانه را از همه کتابهای فارسی که چاپ شده بود، در کنار هم گذاشت تا سیمایی نه چندان جذاب از ایران باستان ارائه کند. سپس به تاریخ و فرهنگ اسلام که خودش در آن دانشمند بود پرداخت و ثابت کرد که اسلام، به ایران همه چیز داده است و ایران جز اسلام چیز چشم گیری ندارد. و سپس در بخش خدمات ایران به اسلام، به کارهای ایرانیان پس از اسلام در جهت نشر اهداف و آرمانهای اسلام و قرآن پرداخت که عملا به جای آنکه به بخش کوبنده نخستین (خدمات اسلام به ایران) تعادل ببخشد و میان ایران و اسلام موازنه برقرار کند، باز هم بیشتر به رویارویی با ایرانگرایان عصر پهلوی به ویژه شادروانان استاد پورداوود و استاد معین میپرداخت و ثابت میکرد که ایرانی هرچه کرده برای اسلام کرده.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/07/03 | 
بخش یکم _ بررسی روند حرکت پورپیرار از آغاز تا اوج گیری و سپس سقوط :


در این سالها از خود میپرسیدم، دشمنی با ایران باستان در حوزه زبان فارسی که تازگی ندارد. در دوران پهلوی وجود داشت و آیت الله مطهری بهترین و استوارترین نمونه آنرا در آثار مکتوب و سخنرانی های پرشمار و منظم اش دنبال میکرد. آیت الله خلخالی در سالهای نخست پس از انقلاب پس از ناکامی اش برای ویرانی دستاوردهای عینی باستانی، به حوزه نوشتار و پژوهش وارد شد و کتابی درباره کوروش چاپ کرد که تجدید چاپ هم نشد.
و گاهی بیننده چاپ ترجمه هایی از کتابهای پان ترکی به زبان فارسی به ویژه در عصر خاتمی بودیم. که مهمترینش "تاریخ دیرین ترکان ایران" نوشته زهتابی بود.

با این همه جامعه علاقه مند به تاریخ و فرهنگ ایران باستان _و نه جامعه علمی و دانشگاهی_ در ایران تصمیم به رویارویی و نتیجتا کمک به سرشناسی پورپیرار کرد.

این عوامل من را بر آن داشت که بلآخره به پورپیرار روی بیاورم و اساس و بنیاد تئوری هایش را بیاموزم و در آن تامل کنم. ولی آنرا انتشار ندهم تا امروز. و دلایل انتشار آن در امروز بماند برای خودم.

نوشتارهای پورپیرار از سه بُعد تشکیل میشود، نخست تئوری های بنیادین، دوم گردآوری همه داده های ضد ایرانی و یا متناقض و گیج کننده تاریخی و باستانشناختی از گذشته تا امروز به شکلی حیرت آور در کنار هم. و سوم شاخ و برگهایی بسیار سست و بی بنیاد و حتا خنده آور که نتیجه های برآمده از ذهن نویسنده بوده است.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/06/30 | 
يك پژوهشگر فرهنگ و تمدن ايران درباره كتاب‌هاي «گاه‌شماري در ايران باستان» گفت: گاه‌شماري جلالي را خيام بنيانگذاري كرد و پژوهشگران دريافتند منابع كهن، دقيق‌ترين پشتوانه گاه‌شماري‌هاي ايراني محسوب مي‌شود. از اين رو بايد گفت، منابع كهن، پشتوانه گاه‌شماري‌هاي دقيق‌ ايراني است.\

گزارشگر : آناهید خزیر


به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، بهرام روشن ضمير پژوهشگر فرهنگ و تمدن ايران در نشست «بررسي گاه‌شماري در ايران باستان» گفت: دانش و فن نگهداري زمان را «كرونولوژي» يا گاه‌شماري مي‌گويند. گاه‌شماري در تاريخ روشي است كه با استفاده از آن مي‌توان فاصله دو زمان را در نظر گرفت. اگر اين گاه‌شماري را بتوان در چارچوبي قرار داد، آن را سالنامه مي‌نامند. دقيق‌ترين گاه‌شماري‌ها از منابع كهن استنباط مي‌شود.


دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/06/25 | 

بدون گاهشمار زرتشتي، جشن‌هاي ماهيانه معنايي ندارند

خبرنگار امرداد- شهداد حيدري:

«‌كساني كه از جشن‌ها استفاده‌ي ابزاري مي‌كنند و پيشنهادهاي ويرانگري مي‌دهند‌، همه‌ي داده‌ها و دانسته‌هاي ما در زمينه‌ي گاهشماري ايراني را به دور مي‌ريزند و ناديده مي‌گيرند‌.

جشن‌هاي ماهيانه‌(‌جشن‌هاي برابري روز و ماه‌) فلسفه ویژه ای دارند. پس نمي‌توان جشن‌هاي ماهيانه را بدون در نظر گرفتن گاهشمار زرتشتي در گاهشمار كنوني جاي داد


بهرام روشن‌ضمير‌، كه در زمينه‌ي گاهشماري ايراني‌، پژوهش مي‌كند، یکشنبه 15 شهریور گفت‌: «‌گروهي كه با برگزاري جشن‌هاي ايراني بر پايه‌ي گاهشمار زرتشتي مخالفند‌، مي‌گويند كه پيروي از اين روزشمار ضرورتي ندارد و مي‌توان بر پايه‌ي اسناد و اشاره‌هاي پيشينيان‌، روز برگزاري جشن‌ها را پيدا كرد‌.

براي نمونه اگر در سندي نوشته شده باشد كه جشن مهرگان در روز شانزدهم مهر است‌، همين روز را بايد جشن گرفت‌. بدين‌گونه شوندي‌(:‌دليلي‌) براي پيروي از گاهشمار زرتشتي وجود ندارد‌.

اما كساني كه چنين مي‌گويند و وانمود مي‌كنند كه تكيه بر سندها دارند‌، اين نكته را در نظر نمي‌گيرند كه اگر براي نمونه رويدادي در 30 اسفند‌(‌زماني كه همه‌ي ماه‌ها 30 روزه بود‌) رخ داده باشد‌، چگونه مي‌توان آن را در گاهشمار امروزي(خيامي‌) جاي داد؟ يا جشن پنجه‌، كه فلسفه‌ي ويژه‌اي دارد‌، در كجاي سالنماي رسمي و كنوني قرار مي‌گيرد‌؟‌



دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/06/22 | 

گاهشماری و جشن های ایرانی


سخنران : بهرام روشن ضمیر

جایگاه : بنیاد جمشید

زمان : یکشنبه 15 شهریور ساعت 5

نشانی : خ کریمخان، خ خردمند شمالی، نبش کوچه شهید اعرابی، پلاک 2 طبقه 2

ورود برای همگان آزاد است

نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/06/10 | 

گروه تاریخ انجمن افراز برگزار می کند:

برگزاری دوره آشنایی با تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران باستان

مکان : بنیان جمشید
(خیابان کریم خان زند، خیابان خردمند شمالی ، نبش کوچه اعرابی ، پلاک 2 زنگ دوم)

زمان : 5 شنبه ساعت 3 تا 5

از 1 امرداد

شمار نشست ها : 5 نشست

نشست نخست _ تاریخ و تمدن ایران :

ایران چیست؟ ایرانی کیست؟ ایران یعنی چه؟ ایران کجاست؟ ایران از دید تاریخ و تمدن چه برتری نسبت به دیگر کشورها دارد؟ آیا سخن ما از فرهنگ و تمدن ایران، فقط به جهت تعصب ایرانی بودن ماست؟ زرتشت که بود و چه میگفت؟ تمدن ایرانی از کجا و چگونه آغاز شد و تا امروز چگونه پایدار مانده است؟ ایرانیان در آغاز دوران ماد در چه جایگاهی بودند و در دوران هخامنشی به کجا رسیدند؟ اسکندر مقدونی چرا و چگونه بر تخت کوروش و داریوش نشست؟

نشست دوم و سوم _ فراز و نشیب های ایرانیان :

نفوذ یونانی گری در ایران در دوران اشغال چه اندازه بود؟ پارتها که بودند و چگونه به اشغال ایران پایان دادند؟ اردشیر بابکان کودتا کرد یا انقلاب؟ دلیل قیام مزداپرستان و بنیانگذاری دولت ساسانی چه بود؟ دوران ساسانی، تاریک ترین دوران ایران باستان بود و یا روشن ترین آن؟ چگونه ساسانیان سدی در برابر تهاجم نظامی و تهاجم فرهنگی – دینی رمی ها و مسیحیان ایجاد کردند؟ مزدک و خسرو انوشه روان چه کردند؟ ایران در زمان خسرو پرویز به کجا رسید؟ چرا و چگونه ساسانیان سرنگون شده و کشور به اشغال اعراب درآمد؟

نشست چهارم _ زبان های آریایی - ایرانی :

خانواده زبان های آریایی چه جایگاهی در جهان دارند؟ چه زبانهایی را آریایی مینامیم؟ همسانی ها در زبانهای خانواده آریایی چگونه و از چه روست؟ نگاهی گذرا به برخی واژگان و اصطلاحات و نامهای یکسان و همریشه در میان زبان های هندی، ایرانی و اروپایی و سنجش آنها با یکدیگر. تاریخچه زبان و خط در میان ایرانیان باستان.

نشست پنجم _ آشنایی با زبان و خط پهلوی :

واژگان پهلوی با چه فرمول و شیوه ای به زبان فارسی دری راه یافتند؟ نگاهی به دسته بندی دبیره ها. برشماری ویژگی های دبیره های اروپایی و ایرانی و سنجش آنها با یکدیگر. آشنایی با "هام دبیره" پهلوی یا پهلوی شکسته (رایج ترین دبیره ایران باستان).

قابل توجه که کلاسها محدودیتی برای افراد ندارد و همه می توانند بصورت رایگان در آن شرکت کنند. برای آگاهی بیشتر با 09121889642 تماس بگیرید


درج این آگهی در سایت سازمان میراث فرهنگی

http://www.chn.ir/news/?section=2&id=50786

نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/04/31 | 
بودیسم مذهب اصلی چینی ها است که پس از کمونیستی شدن چین در 55 سال گذشته در چین نابود شد. آیین بودا پس از ظهور در 2500 سال پیش در نپال، خیلی آهسته و پیوسته در سراسر چین و بخشی از هند باستان توسط شاگردان بودا گسترش یافت. بودا بر خلاف پیامبران سامی، نه یک مبعوث خداوند، بلکه یک فیلسوف بود که سالها در مذاهب هند کنکاش کرد. او به شدت از ریاضتهای بی دلیل و خوش گذرانی های زننده بیزار بود. به این شکل فلسفه جدیدی با نام بودیسم را به جهان ارائه کرد. بودا هیچ کتاب و نوشته ای ندارد و تفکراتش توسط شاگردانش به مرور گسترش و سازماندهی شدند.

به نظر میرسد امروز 350 میلیون نفر، در آسیا بودایی باشند.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/04/27 | 
به مذاهب هند، هندو گفته میشود. در حقیقت یک دین خاص به نام هندو وجود ندارد. بلکه این کلمه در قرن 19 توسط انگلیسیها ساخته شد. هندو به کسی میگویند که پیرو یک مذهب محلی هندی است. به کلام ساده تر، هندی که نه مسلمان است، نه بودایی و نه جینیست و سیکیست و زرتشتی و یهودی و مسیحی را هندو میدانند. و تخمین زده میشود که حدود 900 میلیون نفر، هندو باشند.
دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/04/20 | 
می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌جويی
اين گفت سحرگه گل، بلبل تو چه می‌گويی
مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقی را
لب گيری و رخ بوسی می نوشی و گل بويی
شمشاد خرامان کن و آهنگ گلستان کن
تا سرو بياموزد از قد تو دلجويی
تا غنچه خندانت دولت به که خواهد داد
ای شاخ گل رعنا از بهر که می‌رويی
امروز که بازارت پرجوش خريدار است
درياب و بنه گنجی از مايه نيکويی
چون شمع نکورويی در رهگذر باد است
طرف هنری بربند از شمع نکورويی
آن طره که هر جعدش صد نافه چين ارزد
خوش بودی اگر بودی بوييش ز خوش خويی
هر مرغ به دستانی در گلشن شاه آمد
بلبل به نواسازی حافظ به غزل گويی

زادروز پژوهشگر جوان و آگاه و فعال بانو آیدا آبادپور از بنیانگذاران گروه پژوهش ایرانشناسی را به ایشان شادباش گفته و بهروزی و کامیابی در پناه راستی را برایش از یزدان پاک خواستاریم.

گروه تاریخ افراز : فرحناز، مونا، صبا، کیوان، مسعود، مازیار و بهرام
نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/04/13 | 

هومر آبرامیان میگوید : هنگامی که زرتشت پدیدار شد، آریاییها دارای یک سامانه زیر نظر روحانیانی به نام کرپانها و مغان بودند. زرتشت در اصل بر ضد این سامانه قیام و انقلاب کرد و با کمک گشتاسب شاه توانست به پیروزی برسد. منتها پس از زرتشت، مغان و بزرگان جامعه درحالیکه ظاهرا آیین زرتشت را پذیرفته بودند، در باطن دین پیشین را زنده کردند. بدین ترتیب میتوان تناقض و تفاوت فاحش گاتها و اوستا را توجیه کرد که گاتها نماینده آیین زرتشت است و اوستای منهای گاتها، نماینده آیین پیشین مغان.

دکتر حسین وحیدی نیز کم و بیش همین باور را دارد که مغان پس از زرتشت، با خیانت به آرمانهای او دوباره دیدگاههای پیشین را زنده کردند. و دینی ایجاد کردند از تلفیق دیدگاههای پیش از زرتشت و دیدگاههای زرتشت.

ولی از آن سو هاشم رضی به ویژه هنگام بحث درباره وندیداد، به جای تکیه بر بعد زمان و انحرافات زمانه، بر بعد مکان تکیه کرده و مینویسد : دین زرتشت از شرق ایران پدیدار شده و هواداران نخستینش شرقی بودند. این دین خیلی دیر به غرب ایران نفوذ کرد. جایی که در هنگام پادشاهی مادها، مغان سامانه دینی خویش را داشتند و ری مرکز دینی آنان بود. با رسیدن دین زرتشتی به غرب ایران، به ویژه از زمان هخامنشیان، دین ترکیبی نوینی ایجاد گشت که اگرچه کلیات مزداپرستی مورد نظر زرتشت را در بر داشت ولی بدنه اش همان دین مغان مادی بود. بدین ترتیب هاشم رضی مزدیسنای زرتشتی یا شرقی را از مزدیسنای زروانی یا غربی جدا میکند. و باور دارد که از زمان هخامنشیان تا دوران ساسانیان نبرد میان این دو جناح وجود داشته است.

او پرسش میکند که چرا در اقرارنامه زرتشتیان در اوستا، باید گفت فرورانه مزدیسنو زرتوشتریش؟ (اعتراف میکنم که مزداپرست زرتشتی هستم) پس حتما مزداپرستی نازرتشتی هم وجود داشته است. او سپس به اندیشه های روحانیون دوره ساسانی به ویژه کرتیر (در کتیبه ها) اشاره کرده و اثبات میکند که دین آنها در واقع همان مزداپرستی زروانی و نه زرتشتی بوده.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/03/16 | 

بخش سوم : نگاه آسيب شناسانه به ماجراهاي پيرامون 28 امرداد :

در سال 1332 واژه کودتا در ادبیات سیاسی ایران بسیار به کار میرفت. مصدق اگرچه ظاهرا قدرتی به مراتب بیش از سالهای پیش داشت ولی در عمل کم نبودند جریانات قدرتمند و ریشه داری که به سرنگونی او می اندیشیدند. و بی گمان یکی از بهترین راههای سرنگونی، کودتا است. نخست باید به انگلیس اشاره کرد. انگلیس از آغاز ملی شدن نفت، از مصدق و کاشانی زخم خورده بود و پس از اینکه مطمئن شد که آنها کوتاه نمی آیند، به سرنگونی دولت جبهه ملی می اندیشید.

منتها از آنجایی که "انگلیسیهای همیشه هوشمند جایی نمیخوابند که زیرشان آب برود"، در پشت پرده فقط به ترغیب و هدایت جریانات ضد مصدق می پرداختند. ولی آمریکا _ابرقدرت نوظهور جهان_ که هیچ منافعی در ایران نداشت، از آغاز ملی شدن نفت، روابطی نیک با دولت ایران داشت. یگانه مشکل آمریکا هراس از چرخش ایران به سوی بلوک شرق و قرار گرفتنش پشت "پرده آهنین استالین" بود. مصدق از همین هراس آنها بهره برده و به آمریکاییها اعلام میداشت که در صورت پشتیبانی نکردن، خواه ناخواه ایران به اقمار شوروی خواهد پیوست. از آن سو انگلیسیها از لجاجت دولت ایران در بحث نفت و همچنین قدرت گیری روز افزون حزب توده در ایران بهره گیری کرده و روز به روز بیشتر آمریکاییها را زیر فشار می گذاشتند. آمریکا از زمان روی کار آمدن آیزنهاور در زمستان سال 1331 به عنوان رئیس جمهور، به ایران توجه بیشتری کرد. آیزنهاور به هیچ رو قصد تکرار اشتباه ترومن در شبه جزيره کره را نداشت. ترومن که در ژاپن با آن حرکت بحث برانگیز _بمباران اتمی_ در عرض چند روز آن کشور را تسلیم خود کرده و استالین را شوکه کرده بود، در ماجرای شبه جزيره کره تعلل کرد. همین باعث شد تا بخش شمالی آن کشور به زیر کنترل کمونیستهای هوادار شوروی برود. آمریکا در پشتیبانی از بخش جنوبی جدیت به خرج داد تا با حکم شورای امنیت، کشور به دو بخش تجزیه گردد.

در ماجرای آذربایجان ایران، دو ابرقدرت توافق کردند که ایران، یکپارچه و بیرون از کنترل هر دو باشد. ولی اکنون با به هم ریختگی سیاسی – اقتصادی ایران _در دوران پس از ملی شدن نفت_ احتمال هر چیزی وجود داشت.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 87/12/29 | 
بخش دوم : نگاه آسيب شناسانه به تاريخ ايران از مشروطيت تا 28 امرداد

بخش نخست این جستار


در جریان سوم اسفند (حوت) 1299 که در اکثریت قریب به اتفاق موارد آنرا کودتا میخوانند جریانی به قدرت رسید که رهبری سیاسی آنرا سید ضیاءالدین طباطبایی و رهبری بازوی نظامی آنرا رضا خان (پس از آن نامور به سردار سپه) بر عهده داشتند.

این رویداد به دگرگونی در دولت و بر سر کار آمدن کابینه ای فراقانونی انجامید. هرچند در ظاهر کابینه به تایید ارکان دیگر رسید. ولی با ارعاب و تهدید. همچنین روزنامه ها سانسور و توقیف شده و عده ای دستگیر شدند. این رویداد، ناگهانی، غیرقانونی و با توسل به زور بود. ولی خشونتی که از یک کودتا انتظار داریم را در بر نداشت. با اینحال نادرست نیست اگر اصطلاح کودتا را برای آن به کار بریم. با توجه به اینکه چندی است انقلاب هایی در جهان صورت میگیرد که وارون نمونه های کلاسیک (انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب اکتبر روسیه) خونین نیستند، و به همین جهت به آنها انقلاب های مخملین یا رنگین میگویند، شاید بد نباشد کودتاهای آرام را نیز چنین بنامیم!.

ه شکل سنتی این رویداد را طراحی و اجرا شده به دست انگلیس دانسته اند. ولی در چند دهه گذشته بررسی بی طرفانه اسناد به دست پژوهشگران نشان داده که چنین دیدگاهی درست نیست. دكتر همایون کاتوزیان _استاد دانشگاه آکسفورد_ که اتفاقا از دوستداران دکتر مصدق و نهضت ملی ایران است بر روی اسناد موجود در بریتانیا به خوبی کار کرده و هم در کتابهای خویش و هم در مصاحبه ها به صراحت میگوید که هیچ سندی وجود ندارد که نشان دهد دولت انگلیس و وزارت امور خارجه بریتانیا این کودتا را طراحی کرده و یا اصلا از پیش، از آن آگاه بوده باشد. بلکه حتا رویکردی بسیار سرد نسبت به کودتاچیان و دولت سید ضیا در پیش گرفت که عملا به سرنگونی زود هنگام دولت کودتا انجامید. دکتر کاتوزیان در ادامه نشان میدهد که دولت بريتانيا کمترین نقشی در جریان جمهوری رضا خانی و سپس سرنگونی قاجارها و پادشاهی رضا شاه پهلوی نداشت. به گونه ای که سفیر انگلیس در ایران سرپرسی لورن در نامه ای به وزیر خارجه کشورش به او توصیه میکند که باید از رضا خان حمایت کرد. ولی وزیر به او پاسخ میدهد که گول ظاهر رضا خان را نخورد!.

بلادرنگ پس از تثبیت قدرت مطلق رضا شاه در ایران نیز بیننده متمایل شدن او به سوی آلمان و دوری روز افزون از انگلیس هستیم (به ویژه در ماجرای نجات خوزستان و پایین کشیدن شیخ خزئل) که در پایان به حمله انگلیس به ایران و برکناری رضا شاه انجامید.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 87/12/26 | 
کودتا، دست بیگانگان، سودمندي یا زیانبخشی رويدادها


در دانشنامه انکارتا درباره کودتا نوشته شده : "پایین کشیدن دولت حاکم از سوی گروهی کوچک. کودتا گروهی کوچک از جمعیت را در بر میگیرد، که این گروه در بیشینه موارد افسران ارتش هستند. شریکان کودتا معمولا کنترل مراکز استراتژیک نیروهای نظامی و انتظامی را در دست گرفته و با برخی شخصیت های سیاسی غیرنظامی ائتلاف میکنند. در کودتاها رئیس کشور (head of state) کشته یا دستگیر و یا تبعید میگردد. برای سالهای متداوم بیننده کودتاهای فراوانی در آمریکای لاتین بودیم. این رویداد همچنان در برخی از نقاط آفریقا دیده میشود."

مفهوم و اصطلاح دیگری که در دنیای سیاست وجود دارد، "دخالت بیگانگان" است. آسان ترین و معمول ترین راه بیگانگان برای دخالت در امور سیاسی کشور دیگر، یورش نظامی است. بدین ترتیب پس از چیرگی نظامی بر آن کشور، فاتحان میتوانند هر آنکس که مورد نظرشان است (خواه بیگانه باشد و خواه بومی) را به حاکمیت برسانند. نمونه باستانی سرشناس آن امپراتوری آشور و به ویژه آشوربانیپال است که در چندین نوبت در سرزمین های اطراف به ویژه ایلام، شاهی دست نشانده ولی بومی بر سر کار آورد. در دوران استعمار بیننده این بودیم که دولتهای استعمارگر نفوذ سیاسی و فرهنگی و اقتصادی کشور مستعمره را بدست میگرفتند و آنگاه با آنکه آن کشور ظاهرا حاکمان و فرمانروایان و قانون گذارانی بومی داشت ولی در عمل هیچ رویداد مهم سیاسی نبود که بدون اجازه سیاستمداران استعمارگر انجام گیرد.

سومین مفهوم مورد بحث در این جستار، "سودمند یا زیانبخش بودن یک رویداد سیاسی" است. باز بدبختانه بسیاری از عوام و حتا نویسندگان آنرا پیوسته و همپیوند با کودتا و یا دخالت بیگانگان میگیرند. به این شکل که هر رویدادی که کودتا بوده و یا دست بیگانه در آن دیده شده است، پس حتما زیانبخش و عاری از هرگونه سودمندی بوده است و وارون آن، هر تغییر سیاسی که کاملا قانونی بوده و یا کاملا بومی بوده، حتما به سود مردمان و کشور مورد نظر بوده است!.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 87/12/24 | 

pctfx3.3

Sunset Template

مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا مركز طراحي و توسعه وب مركز طراحي قالبهاي حرفه اي وب سايت گروه طراحي چندرسانه اي Multimedia CD Catalogues وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration