|
پژوهش و گسترش ایرانشناسی
|
||
|
Iranology Dilate : جستارهای درباره تاریخ، فرهنگ، استوره، ادب و جشنهای ایران |
تـيشتر، ستاره رايومند و فرهمند را ميستايـيم که شتابان بدان سوی پرواز کند. به سوی دريای فراخکرت پرواز کند. مانند تير آرش بهترين کماندار ايرانی که از کوه ائـيريوخشوت به طرف کوه خوانونت پرتاب گرديد .... (اوستا _ تير يشت) تيرگان يكی از بزرگترين و زيباترين يادگارهای نياكان فرزانه و بيدار دل ماست. جشني در پاسداشت فروزه های مادی و مينوی و نيز بيانگر ميهندوستی و آرزوهای ملت ايران برای رهايی از بيداد.. این جشن نیز همانند همه جشنهای باستانی ایران، از سه جنبه آیینی، استوره ای – تاریخی و جنبه طبیعی برخوردار است. در ماه تير، هنگامی كه روز تير فرا ميرسد، آن روز را جشن تيرگان مینامند. با 31 روزه شدن 6 ماه نخست سال در گاهشمار خیامی، تیرگان در گاهشمار رسمی ایران در روز 10 تیر قرار میگیرد.
"اهورَهمزدا به سِـپیتمان زرتــشـت گفت: من یاری و رستگاری و رامش و بهروزی خـورداد را برای مردمان اَشـَوَن بیافریدم... کسی که در میان امشاسپندان، او را بستاید، بدان مانـَد که امشاسپندان بهمن و اَردیبهشت و شهریور و سپندارمذ و خورداد و اَمرداد را ستوده باشد."
خرداد يشت – بند 1
ميدانيم كه ايرانيان از ديرباز ، چهار آخشيچ(عنصر) «آب» و «آتش» و «باد» و «خاك» را پاك دانسته و در گراميداشت هريك يشتها و جشنهاي گوناگون داشتهاند.
خردادگان، در گروه «جشنهاي آب» جاي ميگيرد و به مانند بسياري از جشنهای کهن سرزمينمان، نزديکی روان ايرانيان با پرهام (طبيعت) را نمايان میسازد.
در گاهشمار ايرانيان باستان و زرتشتيان امروز، هر يك از 30 روز ماه، با نامی ويژه شناخته شده و هنگام همنام شدن روز و ماه، از ديرباز جشنهايي در اين سرزمين برپا ميشدهاند. روز ششم از هر ماه به نام ششمين امشاسپند، "خورداد" يا "خرداد" خوانده ميشود و روز ششم خرداد، به خاطر همنام شدن روز و ماه جشني برپا ميشود به نام "خردادگان". با 31 روزه شدن 6 ماه نخست سال در گاهشمار خيامي، امروزه اين جشن به روز چهارم خرداد، جابهجا شده است..
من اَردیبهشت را همیخوانم. هنگامیکه من اردیبهشت را بخوانم، آرامگاه نیک دیگر امشاسپندان نیز - که مزدا آنرا با اندیشهی نیک نگاهداری میکند؛ که مزدا آن را با گفتار نیک نگاهداری میکند؛ که مزدا آن را با کردار نیک نگاهداری میکند - گشوده شود. آن آرامگاه نیک در گـَرزمان اهوره است.
}ارديبهشتيشت- بند3}
همانگونه كه پيشتر نيز گفته بوديم، در يك نگره ميتوان جشنهای ايرانيان باستان(و زرتشتيان امروز) را به دو گروه بخشبندي کرد: جشنهای آب و جشنهای آتش. اَردیبهشتگان در شمار جشنهای آتش است و نيز همچون بيشتر جشنهاي ايرانيان باستان از سه ديدگاه آييني، تاريخي- استورهاي و طبيعي در خور نگرش است..
سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من خود آن سیزدهم كز همه عالم به درم !
نوروز از نمودهای نغز و بارز فرهنگ مانای ايراني است. گواهیست بر سربلندي و پايداري يك ملت در درازناي پر فراز و نشيب تاريخ .
هزاران سال است كه ايرانيان با جشن سوري به پيشباز نوروز رفته و در سيزدهم فروردين ماه، در كنار يكديگر و در آغوشِ کهن دشتهای مینوی و رودخانههای زلال ایرانویچ، واپسين آيين از آيينهاي ارزشمند و زيباي اين جشن پر شكوه را به جاي ميآورند.
در استورهها و عرفان ايراني، برخي شمارگان مانند 7، 12، 33، 72 و .. از زندهای (تفسيرهای) ويژهاي برخوردارند. اما واژگون باورهاي سامي و غربي، هيچ شماره و روزي در نزد مردمان پشته (فلات) ايران بدشگون و يا شوم نبوده است !
ميدانيم كه در باورهاي ايرانيان باستان (و زرتشتيان امروز) هر يك از روزهاي ماه خورشيدي از آنِ يكي از ايزدان و امشاسپندان است. سيزدهم هر ماه ، روز تير (تيشتر) – ايزد باران – است. استاد فرهوشی مراسم سیزده نوروز را «روز ویژه طلب باران برای كشتزارهای نو دمیده» در دورانهای كهن دانسته و در ادامه ميگويد:«ایرانیان در روزگاران كهن پس از برگزار مراسم نوروزی و دمیدن سبزه و گندم و جو و حبوبات در نخستین روزهای سال و در روزی كه متعلق به ستاره باران بود، یعنی در روز سیزدهم فروردین ماه، به دشت و صحرا و كنار چشمه و جویبار می رفتند و به هنگام شكست یافتن دیو خشكسالی "اپوشَه" در نیم روز، گوسفند بریان می كردند و این نثاری بود برای فرشته باران «تیشتر یا تیر» تا كشتهای نودمیده را سیراب كند.
به خشنودي اهورامزدا
در جستارهاي پيشين پيرامون جشنهاي آتش سخن بسيار گفتهايم. ميدانيم كه آتش در نزد ایرانیان نماد روشنی، پاکی، زندگی، سازندگی و تندرستی است.
یکی از جشنهای آتش که در ایران باستان براي پیش درآمد یا پیشباز نوروز برگزار ميشده و آمیزهای از چند آيين گوناگون میباشد، جشن سوری بوده است. سوری به يك چم(معني) سرخي است و اشاره به سرخی آتشی است که در این روز میافروختهاند.
۲۹ بهمن روز گراميداشت زن و زمينِ بارور
«اي آرمئيتي، اي مهر خدايي، ما را در زندگي از بخششِ بيناييِ كامل و منشِ پاك برخوردار ساز» (يسنا 43 - بند 1 )
با پژوهش در كتاب اوستا و تاريخ ديني ايرانباستان و با بررسي آيين هاي ملي اين سرزمين درمي يابيم كه جشنهاي بسياري از روزگاران دور و نزديك در ايران وجود داشته و نياكان فرزانه ما به پيروي از سفارش اشوزرتشت (پيامبر ايران زمين) همواره بر آن بودند تا جشن و شادماني را گسترش دهند و به همين انگيزه جشنهايي به مناسبتهاي گوناگون تاريخي، ملي و ديني برپا داشته اند.
در گاهشمار (تقويم) ويژه زرتشتي هر سال ۱۲ ماه دارد و هر ماه سي روز است كه هر روز با نامي ويژه شناخته مي شود. از سوي ديگر نام دوازده ماه نيز در بين نام هاي سي روزه وجود دارد و در هر ماه، برابر شدن روز و ماه جشن گرفته ميشود. ماه دوازدهم سال و پنجمين روز از هر ماه به پاس ايزدبانوي موكل آن، "سپندارمذ" (اسفند) نام دارد و ايرانيان از ديرباز در اين روز جشني بزرگ بر پا ميكردهاند كه به آن "جشن سپندارمذگان" يا "جشن اسفندگان" گفتهميشود.
ای آتش اهورامزدا، تو ای جلوهگاه آن بزرگترین سزاوار ستایش، فروزان باش در این خانه ؛ همواره پرتويت با زبانههای سرخفام رخشنده باشد در این خانه، همیشه، همیشه، تا زمان بیپایان.. (آتش نيايش)
بنا به استورههاي ايراني، اهورامزدا، براي آفرينش دنيوي از زمان بيكران، زمان كرانمند آفريد تا هنگام مناسب آن را به جنبش درآورد. او در شش "بار"، پيشنمونههاي شش پديدهي اصلي آفرينش، يعني آسمان، آب، زمين، گياه، جانور و انسان را آفريد. اما اين باور نيز وجود داشته كه آفريده هفتمي هم هست و آن «آتش» است. به گفتهي استاد مهرداد بهار، آتش از آفريدههاي هفتگانه مادي است كه "همچون اخگري از انديشه آفريده شده" و "بدو درخششي از روشني بيكران داده شده است."
"به سرچشمه آب درود میفرستیم، به کوههايی که از بالای آنها آب جاری میشود درود میفرستیم، بر گذرگاههای آب درود میفرستیم، به دریا و دریاچهها و استخرها درود میفرستیم ..." اوستا - یسنای 8 ، بند 1و2
ميگويند پيامبر راستي و خرد، اشو زرتشت، با لبخند پاي به گيتي نهاد؛ با لبخند زندگی کرد و با لبخند درگذشت.
به هر روي او در آئينی که از خود برجاي گذاشت، نيايش و ستايش اهورامزدا و فروزههاي وي را با جشن و شادی درآميخت. آري؛ فرهنگ ايراني واژگون فرهنگ سامي، آميخته با شادي و سرور است !
ايرانيان از ديرباز ، چهار آخشيچ (عنصر) «آب» و «آتش» و «باد» و «خاك» را مقدس دانسته و در گراميداشت هريك يسنهاي گوناگون داشته اند. شايد از يك نگره بتوان جشنهاي ايرانيان را به دو دستهي «جشنهاي آب» و «جشنهاي آتش» بخشبندي كرد كه هر يك درونمايههاي تاريخي-استورهاي، فصلي و آيينيِ ويژهي خود را نيز دارند.
در دستهي نخست آتش افروختن و آتشنيايش، محور اساسي جشن شمرده ميشود و در دستهي دوم، آب و آبپاشی و آبزور .
آبانگان در گروه «جشنهاي آب» جاي ميگيرد و به مانند بسياري از جشنهای کهن سرزمينمان، نزديکی روان ايرانيان با پرهام (طبيعت) را نمايان می سازد.
« طبيعت دلها بر عشق به دانش استوار است و خميرهی وجود آدمی از ضد علم، يعنی جهل، متنفر است. ولی در روزگار ما چنين نيست و وارون آن رواج دارد، چگونه ممكن است دانشی به وجود آيد و يا دانشمندی نوخاسته پديد آيد..»(ابوريحان بيرونی – ماللهند )
محمد فرزند احمد، نامور به ابوريحان بيرونی خوارزمی، در شهريور ماه 320 خورشيدی (362 ه.ق و 973 م) در شهر «بيرون» از کرانه های خوارزم (ازبكستان امروزی) زاده شد. پدرش، ابوجعفر احمدبن علی انديجانی، اخترشناس دربار خوارزمشاه در رصدخانهی گرگانج بود و مادرش، مهرانه، پيشهی مامايی داشت. او ايرانی بود و به زبانهای عربی، فارسی، سانسكريت، سغدی، سريانی، عبری و تركی چيرگی داشت؛ چنانكه نوشتههايی به همه اين زبانها دارد. بدبختانه برخی از دانشنامه های معتبر او را دانشمند عرب!! خوانده اند و این درحالی است که بیرونی همه عمر در فضای ایران فرهنگی زیسته و ما هیچ دلیل و مدرکی که نشانه عرب بودن خانواده او باشد، را در دست نداریم. برخی نیز به جهت اینکه خوارزم همواره در معرض یورش اقوام ترک بوده، او را ترک خواندهاند. با اینحال ابوريحان در نسك نامورش "آثار الباقيه عن القرون الخاليه" دربارهی مردمان خوارزم چنین مينويسد : "آنان بخشی از ايرانيان و شاخهای از آن درخت تناورند."
ستايش پاك تو را باشد اى آتش پاك گوهر ، اى بزرگترين بخشودهي اهورامزدا ...
فروزان باش در اين خانه ؛ فروزان باش تا ديرزمان ؛ تا رستاخيز بزرگ.. ( آتش نيايش )
ايرانيان جشنهاي گوناگونی در گراميداشت آتش داشتهاند، كه مهمترين و باشكوهترين آنها جشن سده است. «شهریورگان» به همراه اردیبهشتگان، آذرگان و سده از شمار این جشنهاست. آتش ، نزد ايرانيان نماد روشني، پاكي، طراوت، سازندگي، زندگي، تندرستي و در نهايت بارزترين تجلي اهورامزدا بر روي زمين بوده است.
اين جشن نيز همانند جشنهاي ديگر ايرانيان باستان، از سه ديدگاهِ طبيعي، استورهاي- تاريخي و آیینی در خور نگرش است.
|
|