بررسی اين جستار از آنرو شايد كمي دشوار به نظر رسد كه ما با تكه های گوناگونی_ از اسناد تاريخي_ روبرو هستيم كه همگي در يك واژه همساني دارند و آن مهر يا ميترا است. ازهمين رو پاره اي ميانديشند كه تمام اين تكه ها سازنده يك پازل بزرگ، درزماني گسترده هستند. اما چه بسا بتوان دريافت كه هر يك سازنده يك پازل جدا گانه اند. پاره ای پژوهشگران با دست آويز قرار دادن نام ميترا به نوعي يكپارچگی در آيين ميترا اشاره ميكنند. برهانشان هم آن است كه با ديدن نام ميترا در بر هه هاي گوناگون همان كار چيدن پازل را انجام داده و در انديشه خويش آيين پيوسته ای _زمانی و جغرافيايی_ را ميسازند. از همين رو ما نيز براي پي گيری اين نام در گستره تاريخ بايد به سري اسنادی كه بدان اشاره كرده اند ميپرداختيم تا دريابيم كدام گمانه درست است؟
1در گامهاي نخست جايگاه و زمان زرتشت را تا حدي روشن كرديم و با سنجش فاصله ي ميان واپسين جانشيني آرياييها در ايران و زرتشت و سپس بررسي محيطي كه زرتشت در آن زندگي ميكند _فضاي حاكم بر گاتها يا اسناد كهن ديگري چون مهريشت و..._ نشان داديم وجود يك دین _به چم يك سامانه سفت و سخت پرستش خدایان و دستورات شرعی در گستره يك فرهنگ يكسان_ پيش از زرتشت ناممكن به نظر رسيده و از ديگر سو در هيچ سند كهنی اشاره اي بدان نشده.
بنابراين نظریه پيشينه كهن تر دین مهری نسبت به دین مزديسنا کاملا مردود میباشد.

