تبليغاتX
کانون پژوهشهای ایرانشناسی

کانون پژوهشهای ایرانشناسی

Iranology Research: تاریخ، فرهنگ، استوره، دین، ادب و جشنهای ایران
 
 
کانون ایرانشناسی افراز در تابستان سال 86 پا گرفت و با آرمانی بزرگ و البته گامهای کوچک ولی استوار به پیش رفته است. این کانون در اين سالها نخست به یادگیری پرداخته و سپس داشته ها و دستاوردها را به دیگران پیشکش کرده است. و از این جهت تلاش دارد تا خلا بزرگ میان استادان اهل فن و مردمان کوچه و بازار را پر کند. این تارنگار به ارائه پژوهشهای گروه و هموندان آن پرداخته است. برداشت با ذکر نشانی وبلاگ و نام نویسنده آزاد است. برای عضویت، برای ما نامه بفرستید یا پیام بگذارید.
 

Image and video hosting by TinyPic

من اَردی‌بهشت را همی­خوانم. هنگامی­که من اردی‌بهشت را بخوانم، ‌آرامگاه نیک دیگر امشاسپندان نیز - که مزدا آن­را با اندیشه­ی نیک نگاهداری می­کند؛ که مزدا آن را با گفتار نیک نگاهداری می­کند؛ که مزدا آن را با کردار نیک نگاهداری می‌کند - گشوده شود. آن آرامگاه نیک در گـَرزمان اهوره است.

‌‌}ارديبهشت‌يشت- بند3}

همان‌گونه كه پيشتر نيز گفته بوديم، در يك نگره مي‌توان جشن‌های ايرانيان باستان(و زرتشتيان امروز) را به دو گروه بخش‌بندي کرد: جشن‌های آب و جشن‌های آتش. اَردیبهشتگان (با فتح الف) در شمار جشن‌های آتش است و نيز همچون بيشتر جشنهاي ايرانيان باستان از سه ديدگاه آييني، تاريخي- استوره‌اي و طبيعي در خور نگرش است..

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی یاسمین آریانا |  در 89/02/02 | 

خبرنگار امرداد- آفتاب يزداني: «فروهر ذره‌ای از وجود خداست و نه آفریده‌ي او. از همين‌روي، فروهر با ديگر نيروهاي تشكيل‌دهنده‌ي هستي آدمي، متفاوت است. بنابراین فروهر نه تنها در همه‌ي موجودات‌(همه آفریده‌ها) هست، بلكه از یک يگانگي(:وحدت) نيز برخوردار است. چراکه وارون(:بر‌خلاف) روان، فروهر، آلودگی‌پذیر نیست و تا زمان مرگ به پاکی روز نخست می‌ماند.»

بهرام روشن‌ضمير، پژوهشگر جوان كشورمان، افزون‌بر گفتار بالا پيرامون فروهر كه يكي از نيروهاي ٥‌گانه‌ي آدمي است، گفت: «بر پايه‌ي اوستا آدمی 5 نیرو دارد و یا بهتر است بگوییم از 5 بخش ساخته شده است.»

وي برپايه‌ي آموزه‌هاي اوستا، اين نكته را يادآور شد كه فروهر و روان هرگز به تن باز‌نمی‌گردند و در فلسفه‌ي «زرتشت» و کلا ایران باستان، تناسخ نداریم.
وي با اشاره به «قرآن» كه در آن آمده كه ‌خداوند از روح خود در جسم آدمي دميده است، گفت:‌ «اين درست برابر است با فروهر كه ذره‌اي از وجود خداست در بدن انسان.»
به گفته‌ي وي برخي روان و فروهر را باهم يكسان و برابر(:مترادف) گرفته‌اند، درحالی‌که «اوستا» به روشني، اين‌دو را  جدا می‌داند: «ما می‌ستاییم جان و وجدان و درک و روان و فروهر نیاکان را.»(یسنا_هات 26)

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 89/01/21 | 

Le plus grand souvenir de nos ancêtres

Le NOWRUZ, qui se trouve au debout du printemps.
Le mot lui-même ça veut dire, LE NOUVEAU JOUR, Et peut être c’est pour ça qu’on l’admire si beaucoup.
Car C’est au même temps une grande fête de la nouvelle année, une nostalgie des prédécesseurs et aussi notre enfance Et, le commencement de la plus belle saison de l’année ; le printemps_20 mars, l’équinoxe du printemps _.
Il semble que la nature est heureuse car elle fait metamorphosis. Alors, ça nous donne l’impression que nous et la nature sommes en train de célébrer ensemble, ... See More
Pour une nouvelle vision de la vie, la nature et nos espoirs....

Joyeuse printemps joyeuse NOWRUZ à tout le monde

نوشته شده از سوی آیدا آبادپور |  در 88/12/25 | 

پژوهشگر فرهنگ و تاريخ ايران در بنياد جمشيد:
نوروز تنها در سرزمین‌هاي هم‌عرض با ايران، لمس مي‌شود

خبرنگار امرداد- ميترا دهموبد: «نوروز، جشني است كه تنها در سرزمين‌هايي همچون ايران لمس مي‌شود، چراكه سرزمين‌هايي با اين عرض جغرافيايي هستند كه دگرگوني فصل‌ها در آنها نمود دارد.»

بهرام روشن‌ضمير، پژوهشگر جوان كشورمان در نشستي با نام «نوروز»، بااشاره به عرض جغرافيايي ايران و سرزمين‌هاي همسايه كه همگي، نوروز را گرامي‌مي‌دارند، گفت: «اگر از اين مرز جغرافيايي به سوي شمال برويم و يا به سوي جنوب و گستره‌ي استوا برويم، ديگر چيزي به‌نام چهار‌فصل نخواهيم داشت و دگرگوني فصل‌ها آن‌گونه كه در فلات ايران، لمس‌شدني است، لمس نمي‌ِ‌شود.»
________________________________________________________________

اصلاحيه :

با سپاس از همكاران گرامي و ارجمند دوهفته نامه گرانمايه امرداد،‌ به آگاهي خوانندگان فرهيخته ميرسانم كه نوشتار چاپ شده با فرنام "نوروز" كه گويا برداشتي از سخنراني اينجانب در تاريخ 16 اسفند 1388 در بنياد فرهنگي جمشيد،‌ انجام شده، هيچ گونه سنخيتي با آنچه در آنجا بيان شده و مورد نظر من بوده،‌ نداشته و شوربختانه خبرنگار بسيار محترم،‌ اشتباهات فراواني در پياده سازي گفتار سخنران كرده است. از جمله مهمترين آن يكي نگاشتن واژه "ميزان" به نام "نيسان" به عنوان ماهي در گاهشمار عبري است. و ديگري اشاره به نهم بودن معناي "سپتامبر" در زبان لاتيني است! كه اساسا با كل گفتار انجام شده در تناقض است. سپتامبر به معناي هفتم است و بر اين اساس من تحليل كردم كه اين دليلي است بر نخستين بودن مارس و طبيعتا آغاز سال رمي در دوران باستان از بهار. كه شوربختانه به كل نادرست درك شده است. امكان ويرايش اين اشتباهات در نسخه الكترونيكي امرداد در تارنگار آن وجود دارد ولي از آنجا كه امكان چنين ويرايشي در نسخه كاغذي نيست، از اين جهت با پوزش از خوانندگان گرامي امرداد لازم ميدانم به آگاهي برسانم كه جستار چاپ شده در اين شماره دو هفته نامه وزين امرداد را به كل ناديده بگيرند و آنرا از من ندانند.

بهرام روشن ضمير 21 اسفند 88

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/12/21 | 

از دید طبیعی و فصلی، مهرگان در پایان فصل برداشت کشاورزی جای دارد. و کیست که نداند، شادترین هنگامه سال برای کشاورزان همین زمان است. نکته دیگر قرار گرفتن جشن پاییزه در زمان اعتدال پاییزی است. در نیمکره شمالی، و در سرزمین هایی چون ایران که نه به قطب خیلی نزدیکند و نه به استوا، آغاز بهار و آغاز پاییز هوا معتدل و دلنشین است. درحالیکه هرچه از این دو هنگامه دور میشویم، گرما یا سرمای هوا آزاردهنده میشود. به همین جهت مردمان این سرزمینها آغاز سال خورشیدی خویش را در زمان اعتدال قرار داده اند.

بر اساس شاهنامه فردوسی بزرگ و دیگر اسناد بر جای مانده، ایرانیان باستان بر این باور بودند که مهرگان هنگامه ای است که در آن کاوه آهنگر (شخصیت استوره ای که نماد مردم ایران است) بر زهاک ماردوش (ضحاک) شوریده و پس از سرنگونی آن، تاج پادشاهی را به فریدون شاه پیشکش کرده است. و فریدون نیز به پاس این پیروزی و رویداد خجسته، جشن مهرگان را برپا میسازد.


بر کسی روشن نیست که دقیقا از چه تاریخی گاهشماری نامور به "اوستایی" یا "مزدیسنی" پا گرفته است. فقط میدانیم که احتمالا از زمان هخامنشیان وجود داشته است. بر اساس این گاهشماری، سال به 365 روز بخش میشود. 12 ماه 30 روزه و 5 روز افزوده. روزهای ماههای 12 گانه را نه با شماره (مانند دیگر فرهنگها) که با نام ایزدان و امشاسپندان میشناختند. بیگمان با غلبه کردن فرهنگ مزدیسنی بر فرهنگ دیویسنی در ایران تغییرات و اصلاحاتی برای زدودن برخی نامها و افزودن نامهایی دیگر انجام گرفته است. در این گاهشماری شانزدهمین روز از هر ماه به "میترا" خدای بزرگ آریایی ها و ایزد محبوب زرتشتیان داده شده است. بر این اساس آریاییهای ایران به جهت رعایت احترام دینی در هر ماه، روزی که در آن نام روز و نام ماه یکی میگشت، جشنی بدان نام و در ستایش آن ایزد یا امشاسپند برگزار میکردند که امروز بدان "جشنهای برابری روز و ماه" میگوییم و عبارتند از فروردینگان، اردیبهشتگان تا اسفندگان. در میان این جشنهای برابری روز و ماه، بی هیچ شک و تردیدی، مهرگان می بایست از جایگاهی والاتر و بالاتر برخوردار باشد. همچنانکه ایزد مهر یا میترا از جایگاهی بالاتر از دیگر ایزدان و امشاسپندان برخوردار است. در گاهشماری امروزین ما (خیامی) که از زمان مشروطیت رسمی شده است، به جهت 31 روزه شدن 6 ماه نخست سال، مهر روز از مهر ماه یا شانزدهمین روز از مهر ماه باستانی مطابق است با 10 مهر.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/07/10 | 

بدون گاهشمار زرتشتي، جشن‌هاي ماهيانه معنايي ندارند

خبرنگار امرداد- شهداد حيدري:

«‌كساني كه از جشن‌ها استفاده‌ي ابزاري مي‌كنند و پيشنهادهاي ويرانگري مي‌دهند‌، همه‌ي داده‌ها و دانسته‌هاي ما در زمينه‌ي گاهشماري ايراني را به دور مي‌ريزند و ناديده مي‌گيرند‌.

جشن‌هاي ماهيانه‌(‌جشن‌هاي برابري روز و ماه‌) فلسفه ویژه ای دارند. پس نمي‌توان جشن‌هاي ماهيانه را بدون در نظر گرفتن گاهشمار زرتشتي در گاهشمار كنوني جاي داد


بهرام روشن‌ضمير‌، كه در زمينه‌ي گاهشماري ايراني‌، پژوهش مي‌كند، یکشنبه 15 شهریور گفت‌: «‌گروهي كه با برگزاري جشن‌هاي ايراني بر پايه‌ي گاهشمار زرتشتي مخالفند‌، مي‌گويند كه پيروي از اين روزشمار ضرورتي ندارد و مي‌توان بر پايه‌ي اسناد و اشاره‌هاي پيشينيان‌، روز برگزاري جشن‌ها را پيدا كرد‌.

براي نمونه اگر در سندي نوشته شده باشد كه جشن مهرگان در روز شانزدهم مهر است‌، همين روز را بايد جشن گرفت‌. بدين‌گونه شوندي‌(:‌دليلي‌) براي پيروي از گاهشمار زرتشتي وجود ندارد‌.

اما كساني كه چنين مي‌گويند و وانمود مي‌كنند كه تكيه بر سندها دارند‌، اين نكته را در نظر نمي‌گيرند كه اگر براي نمونه رويدادي در 30 اسفند‌(‌زماني كه همه‌ي ماه‌ها 30 روزه بود‌) رخ داده باشد‌، چگونه مي‌توان آن را در گاهشمار امروزي(خيامي‌) جاي داد؟ يا جشن پنجه‌، كه فلسفه‌ي ويژه‌اي دارد‌، در كجاي سالنماي رسمي و كنوني قرار مي‌گيرد‌؟‌



دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 88/06/22 | 

"فرورهرهای نیک توانای پاک مقدسین را میستاییم که در هنگام " همسپتمدم" از آرامگاه های خود بیرون میشتابند .

به مدت ده شب در اینجا، برای آگاهی یافتن به سر می برند..."

در برشمردن وبررسی آیینهای نوروزی چیزی که پیش روست، جز فراگیری و نگهداری آنها، آن است که بدانیم ریشه و پیشینه آنها از کجاست؟ چرا خانه میتکانیم، از آتش می گذریم و آجیل میخوریم؟ بیشینه ما پاره ای از آنها را چون سر خاک درگذشتگان رفتن در واپسین ۵ شنبه شب سال، آنچه با عنوان صله رحم میخوانند و.. را برگرفته از فرهنگ اسلامی میدانیم.

اما پرسشی که پیش میآید این است که چرا در باقی ملتهای مسلمان شده چنین رسومی دیده نمیشود؟

اگر آن را به فرهنگ ایرانی - اسلامی نسبت بدهیم چطور؟ در این صورت بی شک همانندهایی از آن، در فرهنگ باستانی ما نیز وجود داشته است و میتوان گمانه هایی از چونی آن در گذشته زد.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی آیدا آبادپور |  در 88/01/01 | 

اين جستار بخشي جدا شده از جستار بسيار بزرگتري به نام جشن زمستانه _چاپ شده در چند نشريه الكترونيك و كاغذي در سال گذشته_ است كه در اين آدرس ميتوانيد به همه آن دسترسي يابيد.

"جشن زایش مسیح" (به انگلیسی کریسمس) در ایران ساسانی در میان مسیحیان پر شمار ایران همان "یلدا" بود که به زبان رسمی مسیحیان ایران معنای زایش میدهد. در این هیچ گمانی نیست که این روز پیش از سده چهارم میلادی وابسته به فرهنگ میترائیسم بوده و به دست مسیحیان مصادره شده است. ولی اینکه یلدا در میان ایرانیان در چه روزی گرفته میشده چیزی جز گمانه نمیتوان داد. میتوانیم تصور کنیم که آنچه ابوریحان گفته همانی است که 350 سال پیش از او نیز وجود داشته و در این صورت یلدا یا "کریسمس ایران" به دلیل همان جابجایی پنجه در دوران ساسانی در 30 آذر برگزار میگشت. و همزمان با دیگان یکم بود. زرتشتیان آن روز را با نام و یاد اهورا مزدا و غربیان آنرا با نام و یاد عیسا مسیح جشن میگرفتند (و پیش از مسیحیت با نام و یاد میترا). یا میتوانیم بگوییم که کریسمس ایرانیان همزمان با کریسمس غربیها در 4 دیماه برگزار میشده است. در این صورت نیز باز شایان توجه است که در گاهشماری باستانی ایران، دیگان دوم زرتشتیان فقط 24 ساعت با کریسمس فاصله دارد.

و شگفت آنکه اگر روایت 6 ژانویه که روایت کم طرفداری از کریسمس و یا روز غسل تعمید مسیح در میان برخی کلیساهای شرق بوده و هست را نیز در نظر بگیریم، با توجه به اینکه 6 ژانویه برابر با 16 دیماه است، باز فقط یک روز با دیگان سوم، دیگر جشن ایرانی فاصله دارد. گویا مسیحیان درمانده بودند و با هم اختلاف داشتند که کدامیک از دیگان‌های ایرانی را به عنوان جشن خود جا بزنند!

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 87/10/03 | 
امرداد ماه فرا می رسد و گرمی و پختگی همه سویه ی جهانش در اوج دلبر است.
طبیعت ِ سبز در این ماه ِ بی مرگی، تمامی ِ پاره های جگر خود را به بازار چشمان عرضه می کند.
فراوانی و فزونی ِ آفریده های ِ زمین، چشم و دل عاشقان ِ زندگی ِ شاداب را آفتابی، نور می گستراند و ماهتاب را در شام ِ شب ِ شیدایان، برهنگی ماه را، چراغ، آویزان.
گلها، با پرهای رنگارنگینشان، خندان، در باغ ِ پر طراوت ِ انار، عصاره ی دل انگیز ِ جانشان را در هوا معطر می کنند.
چلچله ها جوجه هایشان را ...
دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 87/05/03 | 

تـيشتر، ستاره رايومند و فرهمند را مي‌ستايـيم که شتابان بدان سوی پرواز کند. به سوی دريای فراخکرت پرواز کند. مانند تير آرش بهترين کماندار ايرانی که از کوه ائـيريوخشوت به طرف کوه خوانونت پرتاب گرديد ....

(اوستا _ تير يشت)

تيرگان يكی از بزرگترين و زيباترين يادگارهای نياكان فرزانه و بيدار دل ماست. جشني در پاسداشت فروزه های مادی و مينوی و نيز بيانگر ميهن‌دوستی و آرزوهای ملت ايران برای رهايی از بيداد.. این جشن نیز همانند همه جشنهای باستانی ایران، از سه جنبه آیینی، استوره ای – تاریخی و جنبه طبیعی برخوردار است.

در ماه تير، هنگامی ‌كه روز تير فرا مي‌رسد، آن روز را جشن تيرگان می‌نامند. با 31 روزه شدن 6 ماه نخست سال در گاهشمار خیامی، تیرگان در گاهشمار رسمی ایران در روز 10 تیر قرار میگیرد.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی یاسمین آریانا |  در 87/04/10 | 
 پس از انتشار جستارهایم با نام گاهشماری باستانی ایران (1) و (2) به همراه یاور گرامی ام آقای مسعود لقمان از همه صاحب نظران و علاقمندان خواستیم تا اگر نقد یا نقطه ابهامی دارند به ما انتقال دهند و اگر کلیات این نوشتار را تایید میکنند، بیاییم هم آواز و همراه با هم در یک زمان جشنهای کهن ایرانی را جشن بگیریم. چراکه بدون همبستگی هرگز نخواهیم توانست این جشنها را زنده کنیم.

در میان بازخوردها، بیننده یک نمونه جالب بودیم و آن اینکه جناب آقای رضا مرادی غیاث آبادی پژوهشگر ایران باستان بر بخشی از نوشتار من (جستار یکم) نقدی نسبتا مفصل نوشته و آنرا از طریق دکتر جلیل دوستخواه اوستاشناس گرامی به ما رساندند. که بسیار باعث خوشحالی و سپاسگذاری ما شد. چراکه آقای غیاث آبادی را سمبل جریان مخالف خود در زمینه برگزاری جشنها میدانستیم و اینکه ایشان به این نوشتار توجه کرده و از آن مهمتر آنرا نقد کرده و وارد میدان بحث و گفتگو شدند باعث خرسندی بود.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 87/04/01 | 

"اهورَه‌مزدا به سِـپیتمان زرتــشـت گفت: من یاری و رستگاری و رامش و بهروزی خـورداد را برای مردمان اَشـَوَن بیافریدم... کسی که در میان امشاسپندان، او را بستاید، بدان مانـَد که امشاسپندان بهمن و اَردیبهشت و شهریور و سپندارمذ و خورداد و اَمرداد را ستوده باشد."

خرداد يشت – بند 1

مي‌دانيم كه ايرانيان از ديرباز ، چهار آخشيچ(عنصر) «آب» و «آتش» و «باد» و «خاك» را پاك دانسته و در گرامي‌داشت هريك يشت‌ها و جشنهاي گوناگون داشته‌اند.
خردادگان، در گروه «جشنهاي آب» جاي مي‌گيرد و به مانند بسياري از جشنهای کهن سرزمينمان، نزديکی روان ايرانيان با پرهام (طبيعت) را نمايان می‌سازد.
در گاهشمار ايرانيان باستان و زرتشتيان امروز، هر يك از 30 روز ماه، با نامی ويژه شناخته شده و هنگام همنام شدن روز و ماه، از ديرباز جشن‌هايي در اين سرزمين برپا مي‌شده‌اند. روز ششم از هر ماه به نام ششمين امشاسپند، "خورداد" يا "خرداد" خوانده مي‌شود و روز ششم خرداد، به خاطر هم‌نام شدن روز و ماه جشني برپا مي‌شود به نام "خردادگان". با 31 روزه شدن 6 ماه نخست سال در گاه‌شمار خيامي، امروزه اين جشن به روز چهارم خرداد، جابه‌جا شده است..

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی یاسمین آریانا |  در 87/03/04 | 
«همه فروشی‌های نیرومند، مقدس و نیک راستان را می‌ستاییم، از گیه مرتن (کیومرث) تا سئوشینت (سوشیانس) پیروزگر» (فروردین یشت، بند 145).

در سختی‌ها و ناخوشی‌ها و بیم و هراس باید از فروهرهای نیکان یاد کرد و کمک خواست. در فروردین یشت اوستا، فروهر هر یک از نامداران برای رفع بلای مخصوصی خوانده می‌شود، مثلاً فروهر جمشید برای رفع فقر و خشکسالی،‌ فروهر فریدون برای رفع ناخوشی، فروهر گرشاسب علیه دشمن و دزد. فروشی‌ها وظیفه توزیع آب را بر دوش دارند و از این منظر، همکار خرداد،‌ امشاسپند موکل بر آب، هستند. همچنین در نبرد تیشتر، ایزد باران، با اپوش، دیو خشکسالی، یاری‌رسان تیشترند. فروهرها از پیکر گرشاسب نیز که تا هزاره اوشیدرماه در بی‌هوشی به سر می‌برد، محافظت می‌کنند. همچنین ۹۹۹۹۹ فروشی مقدس از سه نطفه زرتشت در آب دریاچه مراقبت می‌کنند که فرزندان منجی ها (اوشیدر، اوشیدرماه، سوشیانت) از این نطفه‌ها به وجود خواهند آمد.

اینکه چرا ماه نخست سال به فروهرها داده شده است یکی از چیستانهاست. گمان بسیاری بر این است که آغاز سال از بهار یا نوروز بهاری رسم آریاییهای نخستین نیست و آنان از زمانی آغاز به گرفتن نوروز بهاری کرده اند و شاید به همین جهت اثری از نوروز در اوستا نیست. و به همین جهت احتمال میرود که نام فروردین ماه یکی از نامها نزد آریایی های نخستین نبوده باشد. بلکه آنان پس از زرتشتی شدن و سپس آغاز سال از بهار، نخستین ماه را به احترام نیاکان خود ماه فروهر درگذشتگان گذاشته اند. در باورهای زرتشتی فروهرها در گاهنبار همس پت میدیم و در واپسین روز پنجه که همان واپسین روز سال باشد به زمین نزد خانواده هایشان می آیند و آتش افروزی پنجه که امروز چارشنبه سوری را به جایش داریم، استقبال از فروهرهاست و خانه تکانی و نو کردن همه چیز، آمادگی برای پذیرایی از این میهمانان دوست داشتنی و فروردینگان در ۱۹ فروردین بدرقه آنان. یعنی یکی از دلایل جشن گرفتن نوروز اساسا همین حضور یافتن فروهر نیاکان و درگذشتگان است. پس حال که میدانیم جشن نوروز بهاری از زمانی در میان آریاییها آغاز شده، پس نام ماه فروردین هم باید چنین باشد. پیشنهاد من بر این است که نام کهن فروردین، ورهرام (ورترغنه اوستایی، ورهران پهلوانیک، ورهرام پارسیک، وهرام دری، بهرام فارسی) بوده است. چراکه در ارزش و مقام این خدای آریایی و ایزد زرتشتی هیچ شکی نیست و کسی نمیتواند آنرا پایینتر از ایزدان دیگری که ماهی به نام خود دارند بداند. در ارزش این ایزد همین بس که یکی از سیارات نیز به نام او بود (مارس یا مریخ). پس من گمان میکنم که حتما این ایزد نیز باید ماهی به نام خویش داشته باشد. حال با توجه به اینکه میدانیم مارس برابر رمی ورهرام است، و نیز میدانیم که رمی ها سال را از مارس آغاز میکردند و امروز نیز مارس از نظر زمانی برابر با اسفند و فروردین است، میتوانیم تئوری دهیم که نام کهن فروردین، ورهرام ماه بوده که با غلبه انگیزه های دینی مزدیسنیان، این جایگزینی روی داده است.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 87/01/19 | 

سیزده را همه عالم به در امروز از شهر

من خود آن سیزدهم كز همه عالم به درم !

نوروز از نمودهای نغز و بارز فرهنگ مانای ايراني است. گواهی‌ست بر سربلندي و پايداري يك ملت در درازناي پر فراز و نشيب تاريخ .

هزاران سال است كه ايرانيان با جشن سوري به پيشباز نوروز رفته و در سيزدهم فروردين ماه، در كنار يكديگر و در آغوشِ کهن دشتهای مینوی و رودخانه‌های زلال ایران‌ویچ، واپسين آيين از آيينهاي ارزشمند و زيباي اين جشن پر شكوه را به جاي مي‌آورند.

در استوره‌ها و عرفان ايراني، برخي شمارگان مانند 7، 12، 33، 72 و .. از زندهای (تفسيرهای) ويژه‌اي برخوردارند. اما واژگون باورهاي سامي و غربي، هيچ شماره و روزي در نزد مردمان پشته (فلات) ايران بدشگون و يا شوم نبوده است !

مي‌دانيم كه در باورهاي ايرانيان باستان (و زرتشتيان امروز) هر يك از روزهاي ماه خورشيدي از آنِ يكي از ايزدان و امشاسپندان است. سيزدهم هر ماه ، روز تير (تيشتر) – ايزد باران – است. استاد فره‌وشی مراسم سیزده نوروز را «روز ویژه طلب باران برای كشتزارهای نو دمیده» در دورانهای كهن دانسته و در ادامه مي‌‌گويد:«ایرانیان در روزگاران كهن پس از برگزار مراسم نوروزی و دمیدن سبزه و گندم و جو و حبوبات در نخستین روزهای سال و در روزی كه متعلق به ستاره باران بود، یعنی در روز سیزدهم فروردین ماه، به دشت و صحرا و كنار چشمه و جویبار می رفتند و به هنگام شكست یافتن دیو خشكسالی "اپوشَه" در نیم روز، گوسفند بریان می كردند و این نثاری بود برای فرشته باران «تیشتر یا تیر» تا كشتهای نودمیده را سیراب كند.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی یاسمین آریانا |  در 87/01/13 | 

نوروز بزرگ و زادروز اشو زرتشت

 

اي عشق تو آمدي جهان زيبا شد

                               هر دل كه سراچه ي تو شد دريا شد

سر بر سر شانه ات نهادم همه شب

                               آنقدر گريست ديده تا دل باز شد

 

این بخش از بهرام روشن ضمیر :

در ادبیات ایران نخستین خرداد روز سال را نوروز بزرگ دانسته و به شکل استوره ای همه رویدادهای بزرگ و نیک را به این روز نسبت میداده اند : در نامه پهلوی ماه فروردین و روز خرداد (۶ فروردین) آمده است : در این روز در پیکر مردم جان و جنبش به وجود آمد. ایران زمین در چنین روزی پیدایش یافت. کیومرس دیو را کشت. نخستین جفت بشر، مشی و مشیانه چون دو ساقه ریواس از زمین رستند. هوشنگ پیشدادی در این روز به جهان آمد. تهمورس، اهریمن را به بند کشید. جمشید مردمان را همیشه جوان و بی مرگ کرد. فریدون جهان را میان سه پسرش بخش کرد. منوچهر در این روز به خونخواهی ایرج بیرون شد. کیخسرو در این روز افراسیاب را به کین پدر ـ سیاوش ـ کشت. زرتشت با اهورا مزدا همپرسی کرد و دین مزدیسنا را آشکار گرداند و کی گشتاسب آیین بهی را پذیرفت.

"نوروز بزرگ" ویژه زرتشتیان نبوده و حتا پس از اسلام احتمالا تا دوره غزنوی از شکوهی ویژه برخوردار بوده است چنانکه شاعران این دوره به آن اشاره دارند.

عنصری :

نوروز بزرگ آمد و آرایش عالم / میراث به نزدیک ملوک عجم از جم

منوچهری :

نوروز بزرگم بزن ای مطرب امروز/ زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز 

گاه زیر قیصران و گاه تخت اردشیر / گاه نوروز بزرگ و گه نوای بشکنه

گرچه اشاره کهنی به اینکه زرتشت در چه روزی زاده شده نیامده است ولی زرتشتیان به شکل نمادین ـ سمبلیک ـ خرداد روز از فروردین را روز زایش زرتشت بزرگ میدانند و همه ساله آنرا به جشن می نشینند.   

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی سحر رستگاری |  در 87/01/06 | 

ابر آزاری برآمد باد نوروزی وزيد

وجه می می‌خواهم و مطرب که می‌گويد رسيد

شاهدان در جلوه و من شرمسار کيسه‌ام

بار عشق و مفلسی را هردو می‌بايد کشيد

قحط جود است آبروی خود نمی‌بايد فروخت

باده و گل از بهای خرقه می‌بايد خريد

 با لبی و صد هزاران خنده آمد گل به باغ

از کريمی گوييا در گوشه‌ای بويی شنيد

اين لطايف کز لب لعل تو من گفتم که گفت

وين تطاول کز سر زلف تو من ديدم که ديد

عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق

گوشه گيران را ز آسايش طمع بايد بريد

تير عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد

اين قدر دانم که از شعر ترش خون می‌چکيد

 

چیست راز نوروز ایرانیان؟ اگر جشن گرفتن آغاز بهار که زمین زندگی از سر میگیرد، طبیعی است، چرا بسیاری مردمان هرگز جشن بزرگی برای آن نداشته و اگر تمدنهایی بودند که سال نو را آغاز بهار میدانستند، پس از تغییر دین یا زبان آنرا کنار گذاشته اند و فقط ایرانیان مانده اند؟ ایرانیان! بهترین تعریف برای ایرانیان این است : مردمانی که نوروز دارند. ولی چیست راز نوروز ایرانیان؟ نوروزی که استوره میگوید از زمان جمشید _نماد عصر فلز و شهرنشینی_ گرامی بوده. نوروزی که در زمان هخامنشیان در پایتختهای سیاسی و همچنین در تخت جمشید شکوهی تاریخی داشته. نوروزی که از دوران سیاه اسکندر و مقدونیان گذر میکند. نوروزی که شاهان ساسانی در آن به خود جرات میدادند به شکل رسمی تاج شاه درگذشته را بر سر گذارند.

چیست راز امردادی نوروز که یورش اعراب بر آن اثری نداشت و حتا خلیفگان را بر آن داشت تا آنرا به رسمیت بشناسند؟ چیست راز کامیابی نوروز که فتوای پیشوایان دینی، از جمله "امام محمد غزالی" مبنی بر حرام بودن همه جشنهای ایرانی، بر آن و فقط بر آن اثر نکرد؟ نوروز از برای چه پاینده است که یورش ترکان و مغولان کمر آنرا خم نکرد؟ چرا شاهان صفوی با آن تعصب مذهبی مثال زدنی با نوروز مبارزه که نکردند هیچ، آنرا پشتیبانی کردند؟ به طوریکه "شاه عباس بزرگ" که همه هویتش را در خدمتگذاری اهل بیت میدانست در محرم، نوروز برپا داشت! ورجاوندی نوروز از چیست که دیگر جشنهای زیبای ایرانی یک به یک در این سده ها فراموش شدند ولی نوروز و جشنهای هم پیوند با آن مانند سوری و سیزده بدر زنده ماندند؟ چرا در عصر جهانی شدن و در دهکده جهانی مردم شرق و جنوب آسیا و مردمان آفریقا که بیشترشان اصلاً مسیحی نیستند سال به سال بیشتر در سال نو مسیحی در ژانویه غرق میشوند و حتا در شهرهای مهم مسلمانان از جمله استامبول و دمشق و دبی و... ژانویه شدیداً به چشم می آید؟ ولی ایرانیان که در بیشتر موارد در بهره گیری از فرهنگ و تمدن غربی از دیگران پیشی میگیرند در این یک مورد گامی به پس ننهاده و همچنان نوروز را _اگرچه متفاوت با جامعه سنّتی دیروز_ جشن میگیرند و زمان بندی و برنامه ریزی همه زندگی شان بر اساس نوروز و سال نو خورشیدی سامان میگیرد!. من پاسخی ندارم. ولی میدانم راز آن با راز جاودانگی و پایندگی "ایران" یکی است.

نوروز امرداد، نوروز کامیاب، نوروز پاینده، نوروز ورجاوند، نوروز پیروز، نوروز جمشیدی و نوروز باستانی بر ایرانیان فرخنده باد.

نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 87/01/01 | 

به خشنودي اهورامزدا

در جستارهاي پيشين پيرامون جشنهاي آتش سخن بسيار گفته‌ايم. مي‌دانيم كه آتش در نزد ایرانیان نماد روشنی، پاکی، زندگی، سازندگی و تندرستی است.
یکی از جشنهای آتش که در ایران باستان براي پیش درآمد یا پیش‌باز نوروز برگزار ‌مي‌شده و آمیزه‌ای از چند آيين گوناگون می‌باشد، جشن سوری بوده است. سوری به يك چم(معني) سرخي است و اشاره به سرخی آتشی است که در این روز می‌افروخته‌اند.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی یاسمین آریانا |  در 86/12/28 | 
 

چارچوبی برای بازیابی جشنهای کهن آریایی (بخش دوم)

 مسئله‌ای که در چند سال گذشته با کوششهای بعضاً ناروای برخی ایجاد شده است، این است که ایرانیان فرهنگ دوست و جوانان ایرانگرا که به برگزاری نوروز و سیزده بدر و چله و سوری بسنده نکرده و خواهان برگزاری دیگر جشنهای کهن و اصیل و ملی ایرانی میباشند، آیا باید برای یافتن زمان این جشنها به سالنامه زرتشتیان نگاه کنند و یا اینکه از راه دیگری بهره جویند؟

تا چند دهه پیش چون هیچ انجمن و گروهی در صدد برگزاری جشنهای کهن ایرانی بر نمی‌آمد، طبیعی بود که هرکسی میخواست این جشنها را برگزار کند می‌بایست به نزد زرتشتیان میرفت. ولی چندیست که انجمن‌ها و نهادها در درون و برون ایران مستقل از زرتشتیان دست به کار زنده گرداندن این جشنها شده‌اند. و به همین دلیل جریانی تازه به پا خاسته سر برون کرده است که تکیه به سالنامه زرتشتیان ایران را نمی‌پذیرد. (7)

  مخالفان برگزاری جشنهای کهن ایرانی از روی سالنامه زرتشتیان که همان سالنامه باستانی ایران است، خود بر دو گروه عمده هستند. گروهی که آنرا برای امروز نامناسب و برگزاری جشنها از روی آنرا برای ایرانیان نازرتشتی ناکابردی می‌پندارند و گروه دوم که بر کلیت آن شبهه وارد کرده و حتا از زرتشتیان میخواهند که گاهشماری باستانی خود را کنار نهاده و از شبه گاهشماری "من درآوردی" اینان پیروی کنند!!

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 86/12/24 | 

چارچوبی برای بازیابی جشنهای کهن آریایی :

به هنگام نگاشتن جستاری با نام جشن زمستانی درباره چیستی و چرایی و فلسفه وجودی یلدا یا جشن چله و همگونی و همزادی آن با دیگر جشنهای جهانی زمستانی، ناگزیر شدم تا کمی به گاهشماری باستانی ایران و نقدها و نظرگاههای نوین درباره آن بپردازم. نخست از این جهت که در سالهای اخیر که جنبشی مردمی و خودجوش برای زنده گردانی جشنهای کهن آریایی ایجاد شده اشکالات و ایراداتی درباره زمان برگزاری جشنها پیدا گشته است و دوم اینکه جشن یلدا یا چله وسیلهای شده است برای گمراهی سهوی یا عمدی یک گروه. ضمن اینکه از مدتها پیش دوستم مسعود لقمان پیشنهاد چنین جستاری را به من داده بود. بنابراین تصمیم گرفتم تا به پژوهشی مستقل ولی اجمالی درباره گاهشماری باستانی ایران بپردازم. به هنگام این کار متوجه شدم که تا ما اصلا ندانیم که گاهشماری چیست؟ و سالنامه‌های تاریخی کدامهاست؟ و هرکدام چه ویژگی هایی دارند؟ سخن از گاهشماری و سالنامه ایرانی بی‌فایده است. امید که توانسته باشم گامی کوچک در این راه بزرگ بردارم.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 86/12/19 | 

۲۹ بهمن روز گرامي‌داشت زن و زمينِ بارور

«اي آرمئيتي، اي مهر خدايي، ما را در زندگي از بخششِ بيناييِ كامل و منشِ پاك برخوردار ساز» (يسنا 43 - بند 1 )

با پژوهش در كتاب اوستا و تاريخ ديني ايران‌باستان و با بررسي آيين هاي ملي اين سرزمين درمي يابيم كه جشنهاي بسياري از روزگاران دور و نزديك در ايران وجود داشته و نياكان فرزانه ما به پيروي از سفارش اشوزرتشت (پيامبر ايران زمين) همواره بر آن بودند تا جشن و شادماني را گسترش دهند و به همين انگيزه جشن‌هايي به مناسبت‌هاي گوناگون تاريخي، ملي و ديني برپا داشته اند.

در گاهشمار (تقويم) ويژه زرتشتي هر سال ۱۲ ماه دارد و هر ماه سي روز است كه هر روز با نامي ويژه شناخته مي شود. از سوي ديگر نام دوازده ماه نيز در بين نام هاي سي روزه وجود دارد و در هر ماه، برابر شدن روز و ماه جشن گرفته مي‌شود. ماه دوازدهم سال و پنجمين روز از هر ماه به پاس ايزدبانوي موكل آن، "سپندارمذ" (اسفند) نام دارد و ايرانيان از ديرباز در اين روز جشني بزرگ بر پا مي‌كرده‌اند كه به آن "جشن سپندارمذگان" يا "جشن اسفندگان" گفته‌مي‌شود.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی یاسمین آریانا |  در 86/11/29 | 

از ارزشمندی آتش نزد ایرانیان بارها سخن گفته شده اما کمتر به این نکته توجه شده که چرا آغاز و میان و پایان زمستان (یا بهتر است بگوییم زمستان قدیم که از آغاز آبان ماه بوده) همواره جشنی به نام آتش برگزار میگردیده (آذرگان –سده – گهنبار پایانی سال که امروز جای خود را به چهارشنبه سوری داده است) که البته به تک تک انها جداگانه پرداخته شده است اما ارتباط این سه جشن کمتر مورد بحث قرار گرفته است و شاید دلیلی جز آنکه آتش روشن و گرم تنها راه رهایی از سرمای زمستان است آورده نشده در این مقاله تلاش نمودم تا زاویه پنهان دیگری را در این رابطه تا حد توان آشکار نمایم.

بنابر روایت های پهلوی از استوره های گرد زندگی اشو زرتشت که نیک می دانیم همگی ریشه در حقایقی ژرف دارد می دانیم فره زرتشت از پیش اورمزد به روشنی بی پایان و از آنجا به خورشید و از خورشید به ماه و از ماه به ستارگان و از آنجا به آتشی که در خانه زو ییش مادر مادر زرتشت می سوخت پیوست و این در لحظه ای بود که او دغدو مادر زرتشت را به دنیا می آورد. داخل شدن فره در وجود دغدو درخشندگی خاصی بدو بخشید... دیوان برای دشمنی با آن فره ۳ آفت زمستان بیماری و دشمنان ستمگر بر دغدو فرو فرستادند...

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی الیکا بقایی |  در 86/11/22 | 

از بزرگترين و با شكوهترين جشن هاي آتش در ايران باستان كه داراي تار و پودي آنچنان ژرف و منسجم و پر دوام بوده است، كه تا به امروز ادامه يافته، جشن با شكوه سده است، جشني كه به يادگار پيدايي آتش برگزار مي شود. جشن سده كه جشن ملي ايرانيان است را در دهمين روز از ماه بهمن به شب هنگام برگزار مي كنند.

علاوه بر زرتشتیان که این جشن را با شکوه برگزار کرده و بزرگترین اجتماعشان در شهرهای محل سکونت، به هنگام جشن سده میباشد، این مراسم در میان دیگر مردمان، برای نمونه در میان روستا‌نشینان شمال شرقی كشور (همچون آزادوَر و روستاهای دشت جوین)، در بخش‌هایی از افغانستان و آسیای میانه (با نام «خِـرپَـچار»)، در كردستان (پیرامون سلیمانیه و اورامانات)، نواحی مركزی ایران (با نام‌های «هله‌هله»، «كُـرده»، «جشن چوپانان») و در میان برخی روستانشینان و عشایر لرستان، كردستان، آذربایجان و كرمان رواج دارد.

 

 در كرمان برای جشن سده هر ساله در شب هنگام در محوطه اي ويژه، آتشي برپا مي كنند كه از فاصله دور نيز دیدنی است و همه اقشار مردم كرمان از مسلمان، زرتشتي، یهودی … گرداگرد آن جمع شده و جشن مي گيرند.

  

سحر صلاي عشقت بشنيد گوش جانم

                                              كه در  آ در آتش ما، بجه از جهان آتش

دل چون تنور پر شد كه زسوز چند گويد

                                              دهن پر آتش من، سخن از دهان آتش

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی سحر رستگاری |  در 86/11/10 | 

یلدا، شب چله، دیگان، زایش خورشید، کریسمس و ...

بخش 2 :

مخالفان ـکه در کمال شگفتی از زرتشتیان میخواهند تا گاهشماری خود را کنار گذارده و گاهشماری "من در آوردی" اینان را بپذیرند_ چنین میگویند که گاهشماری اصیل ایران همان گاهشماری خیامی (جلالی) است که در آن 6 ماه نخست سال 31 روزه و 5 ماه دیگر 30 روزه و اسفند 29 روزه است! این تئوری ویرانگر از چندین جهت مختلف همه دانسته‌های ما از گاهشماری باستانی ایرانیان را به هم ریخته و همه اصول تایید شده آکادمی‌های ایرانشناسی جهانی مبنی بر 30 روزه بودن ماههای ایرانی، نامزد بودن روزها به 30 ایزد و امشاسپند، وجود 5 روز افزون بر ماهها به نام پنجه دزدیده (بهیزک یا خمسه مستقرقه) که برابر با واپسین گاهنبار زرتشتیان به نام "همس پت ميديوم" (جشن آفرینش آدمی)، وجود نداشتن چیزی به نام هفته و ... را نادیده میگیرد!
دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 86/10/03 | 

یلدا، شب چله، دیگان، زایش خورشید، کریسمس و ...

بخش 1 :

بیگمان آغاز زمستان به دلیل جشنهای همزمان با آن در دو هزار سال گذشته مهمترین زمان سال در سراسر گیتی بوده است. با نگاهی گذرا پی میبریم که اگر نوروز بهاری در زمانی دور و دراز از سوی ایرانیان، کلدانیان بابلی، سومریان و رمی ها، جشن گرفته میشده و هنوز در ایران فرهنگی، گرفته میشود و جشن پاییزه (مهرگان) از هزاران سال پیش تا 2-3 سده پس از اسلام بزرگترین جشن ایرانیان بوده ولی جشنهای آغاز زمستان در این دو هزاره اخیر گوی سبقت را از رقبا ربوده است.

با اینکه جشن آغاز زمستان همه گیری و محبوبیت شگفت انگیزی دارد، ولی همچنان رازها و معماهای آن پا برجاست و گمانم هرکس تصور کند که میتواند یک تنه آنرا رمزگشایی کند در خواب خوش بی خبری به سر میبرد. نگارنده تلاش میکنم در این فرصت مناسب دست کم صورت مسئله را به بهترین نحو ارائه دهم.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی بهرام روشن ضمیر |  در 86/10/01 | 

ای آتش اهورامزدا، تو ای جلوه‌گاه آن بزرگ‌ترین سزاوار ستایش، فروزان باش در این خانه ؛ همواره پرتويت با زبانه‌های سرخ‌فام رخشنده باشد در این خانه، همیشه، همیشه، تا زمان بی‌پایان.. (آتش نيايش)


بنا به استوره‌هاي ايراني، اهورامزدا، براي آفرينش دنيوي از زمان بي‎كران، زمان كران‎مند ‎آفريد تا هنگام مناسب آن را به جنبش درآورد. او در شش "بار"، پيش‌نمونه‎هاي شش پديده‎ي اصلي آفرينش، يعني آسمان، آب، زمين، گياه، جانور و انسان را ‎آفريد. اما اين باور نيز وجود داشته كه آفريده هفتمي هم هست و آن «آتش» است. به گفته‌ي استاد مهرداد بهار، آتش از آفريده‌هاي هفتگانه مادي است كه "همچون اخگري از انديشه آفريده شده" و "بدو درخششي از روشني بيكران داده شده است."

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی یاسمین آریانا |  در 86/09/03 | 


"به سرچشمه آب درود می‌فرستیم، به کوههايی که از بالای آنها آب جاری می‌شود درود می‌فرستیم، بر گذرگاههای آب درود می‌فرستیم، به دریا و دریاچه‌ها و استخرها درود می‌فرستیم ..." اوستا - یسنای 8 ، بند 1و2

مي‌گويند پيامبر راستي و خرد، اشو زرتشت، با لبخند پاي به گيتي نهاد؛ با لبخند زندگی کرد و با لبخند درگذشت.
به هر روي او در آئينی که از خود برجاي گذاشت، نيايش و ستايش اهورامزدا و فروزه‌هاي وي را با جشن و شادی درآميخت. آري؛ فرهنگ ايراني واژگون فرهنگ سامي، آميخته با شادي و سرور است !
ايرانيان از ديرباز ، چهار آخشيچ (عنصر) «آب» و «آتش» و «باد» و «خاك» را مقدس دانسته و در گرامي‌داشت هريك يسن‌هاي گوناگون داشته اند. شايد از يك نگره بتوان جشنهاي ايرانيان را به دو دسته‌ي «جشنهاي آب» و «جشنهاي آتش» بخش‌بندي كرد كه هر يك درون‌مايه‌هاي تاريخي-استوره‌اي، فصلي و آيينيِ ويژه‌ي خود را نيز دارند.
در دسته‌ي نخست آتش افروختن و آتش‌نيايش، محور اساسي جشن شمرده مي‌شود و در دسته‌ي دوم، آب و آب‌پاشی و آبزور .
آبانگان در گروه «جشنهاي آب» جاي مي‌گيرد و به مانند بسياري از جشنهای کهن سرزمينمان، نزديکی روان ايرانيان با پرهام (طبيعت) را نمايان می سازد.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی یاسمین آریانا |  در 86/08/04 | 

ستايش پاك تو را باشد اى آتش پاك گوهر ، اى بزرگ‌ترين بخشوده‌ي اهورامزدا ...

فروزان باش در اين خانه ؛ فروزان باش تا ديرزمان ؛ تا رستاخيز بزرگ.. ( آتش نيايش )

ايرانيان جشن‌هاي گوناگونی در گرامي‌داشت آتش داشته‌اند، كه مهم‌ترين و باشكوه‌ترين آن‌ها جشن سده است. «شهریورگان» به همراه اردیبهشتگان، آذرگان و سده از شمار این جشنهاست. آتش ، نزد ايرانيان نماد روشني، پاكي، طراوت، سازندگي، زندگي، تندرستي و در نهايت بارزترين تجلي اهورامزدا بر روي زمين بوده است.

اين جشن نيز همانند جشنهاي ديگر ايرانيان باستان، از سه ديدگاهِ طبيعي، استوره‌اي- تاريخي و آیینی در خور نگرش است.

دنباله نوشتار............Read more |  نوشته شده از سوی یاسمین آریانا |  در 86/05/30 | 

pctfx3.3

Sunset Template

مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا مركز طراحي و توسعه وب مركز طراحي قالبهاي حرفه اي وب سايت گروه طراحي چندرسانه اي Multimedia CD Catalogues وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration