تبليغاتX
پژوهش و گسترش ایرانشناسی - آبانگان _ پژوهش یاسمین آریانا
 
پژوهش و گسترش ایرانشناسی
 
 
Iranology Dilate : جستارهای درباره تاریخ، فرهنگ، استوره، ادب و جشنهای ایران
 
"به سرچشمه آب درود می‌فرستیم، به کوههايی که از بالای آنها آب جاری می‌شود درود می‌فرستیم، بر گذرگاههای آب درود می‌فرستیم، به دریا و دریاچه‌ها و استخرها درود می‌فرستیم ..." اوستا - یسنای 8 ، بند 1و2

مي‌گويند پيامبر راستي و خرد، اشو زرتشت، با لبخند پاي به گيتي نهاد؛ با لبخند زندگی کرد و با لبخند درگذشت.
به هر روي او در آئينی که از خود برجاي گذاشت، نيايش و ستايش اهورامزدا و فروزه‌هاي وي را با جشن و شادی درآميخت. آري؛ فرهنگ ايراني واژگون فرهنگ سامي، آميخته با شادي و سرور است !
ايرانيان از ديرباز ، چهار آخشيچ (عنصر) «آب» و «آتش» و «باد» و «خاك» را مقدس دانسته و در گرامي‌داشت هريك يسن‌هاي گوناگون داشته اند. شايد از يك نگره بتوان جشنهاي ايرانيان را به دو دسته‌ي «جشنهاي آب» و «جشنهاي آتش» بخش‌بندي كرد كه هر يك درون‌مايه‌هاي تاريخي-استوره‌اي، فصلي و آيينيِ ويژه‌ي خود را نيز دارند.
در دسته‌ي نخست آتش افروختن و آتش‌نيايش، محور اساسي جشن شمرده مي‌شود و در دسته‌ي دوم، آب و آب‌پاشی و آبزور .
آبانگان در گروه «جشنهاي آب» جاي مي‌گيرد و به مانند بسياري از جشنهای کهن سرزمينمان، نزديکی روان ايرانيان با پرهام (طبيعت) را نمايان می سازد.

از دید طبیعی :

آريايي‌هاي نخستين سال را به دو فصل بخش مي‌كردند:
ا) تابستان كه از نخستين روز فروردين‌ماه آغاز و در آخرين روز مهرماه پايان مي‌يافت.
2) زمستان كه از اولين روز آبان آغاز و تا آخرين روز اسفند ادامه داشت.
پس همراه با آبان ، زمان سرما و بارندگي سر مي‌رسد و زمستان 150 روزه آغاز مي‌شود.

از دید استوره ای - تاریخی :

همچنين درباره پيدايش جشن آبانگان روايت است كه در پى جنگهاى پی‌درپی ايران و توران، افراسياب تورانى دستور داد تا كاريزها و نهرها را ويران كنند. پس از پايان جنگ پسر تهماسب كه «زو» نام داشت دستور داد تا كاريزها و نهرها را لايروبى كنند و پس از لايروبى، آب در كاريزها روان گرديد. ايرانيان آمدن آب را جشن گرفتند. در روايت ديگرى آمده است كه پس از خشكسالى هشت ساله، در ماه آبان باران آغاز به باريدن كرد و از آن زمان جشن آبانگان پديد آمد.
بيرونى در آثار الباقيه در مورد جشن آبانگان چنين مى نويسد: «آبان روز، روز دهم آبان است و آن عيدى است كه به واسطه توافق دو اسم، آبانگان مى گويند. در اين روز «زو» پسر تهماسب از سلسله پيشداديان به پادشاهى رسيد و مردم را به كندن نهرها و تعمير آنها امر كرد و در اين روز به كشورهاى هفتگانه خبر رسيد كه فريدون، بيوراسب (ضحاك) را اسير كرد و خود به پادشاهى رسيده و به مردم دستور داده است كه خانه و زندگى خود را مالك شوند.»

از دید آیینی :

مي‌دانيم كه در گاهشمار ايرانيان باستان و زرتشتيان امروز هر يك از 30 روز ماه، با نامی ويژه شناخته شده و هنگام همنام شدن روز و ماه، جشني برپا مى‌شود. روز دهم از ماه آبان، آبان روز نام دارد و ايرانيان از ديرباز در اين روز جشن آبانگان را برپا مي‌كرده‌اند. با 31 روزه شدن 6 ماه نخست سال در گاهشمار خيامي ، امروزه اين جشن در 4 آبان برگزار مي‌شود.
آبان (در اوستا «اپم نپات» و در پهلوى «آبان» گفته مى شود) به چم « فرزند آبها » است. خويشكاري (وظيفه) اين ايزد، پخش آبها و نجات كساني ست كه گرفتار امواج دريا شده‌اند. (يشت ۸ بند ۳۴) . او نيرومند و بلند بالا است و داراى اسب تندرو. او مانند امشاسپندان درخشان است. در وداها نام او به صورت «اپام نپات» ظاهر مى‌شود كه ايزد آبها است.
و اما چون سخن از آب و ارزش و بزرگی آن آمد، بایسته است از آناهيتا، ايزدبانوى آب‌ها نيز سخن به میان آید.
ناهيد، اَناهيد (اردويسور آناهيتا) به چم پاك و بدون آلودگي ؛ در آبان‌يشت اوستا به گونه‌ي زنى جوان، بلند بالا، زيبا چهره با بازوانى سپيد و اندامى برازنده، به جواهر آراسته، كفش هايى درخشان به پا، با بالاپوشى زرين و پرچين و.. توصيف مي‌شود. او دارنده‌ي هزار چشمه و هزار رود است. گردونه اى دارد با ۴ اسب سفيد. اسب هاى گردونه او ايزدان ابر، باران، برف و تگرگ هستند. او که در بلندترين رده‌ي آسمان جاى دارد، نطفه مردان را پاك مى كند و زهدان زنان را براى زايش آماده مى كند. آناهيتا ايزدبانویى برجسته است كه به گفته‌اي پيشينه‌ي ستايش او به پيش از زرتشت مى‌رسد. اين ايزدبانو در كتيبه اردشير دوم هخامنشى به گونه‌ي «آناهيتا» مى‌آيد و در اواخر دوره هخامنشى در كتيبه‌هاى پادشاهان اردشير دوم و سوم در كنار هرمزد و مهر، از او یاد مى شود. بنابراين ايزد آب‌ها گشته و از اپم نپات پيشى مى‌گيرد.

زرتشتيان در اين روز همانند ساير جشن‌ها به آدريان‌ها مى‌روند و پس از آن به كنار جوى‌ها و نهرها مى روند و با خواندن آبزور كه توسط موبد خوانده مى‌شود، اهورامزدا را ستايش كرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را مى نمايند و پس از آن به شادى مى پردازند.
در پايان گوشه‌هايي از اردويسور نيايش يا اوستای آبزور را با هم مي‌خوانيم :

"درود و ستايش و توانايى و زور و آفرين باد به اهورامزداى فروغمند با شكوه و به امشاسپندان ؛ به آبهاى خوبِ مزدا داده، به آب اردويسور آناهيتاى پاك، به همه آب هاى مزدا داده، به همه گياهان مزدا داده، به همه ستودگان مادى و مينوى و به فروهرهاى پاكان و راستان كه پيروز و پرتوان هستند..
مى‌ستايم آب اردويسور اناهيتا را كه در همه جا گسترده است و تندرستى بخش است و بدانديشان را دشمن است و اهورايى كيش است و درخور ستايش و نيايش در جهان مادى. آن پاكى كه جان افزاست، پاكى كه فزاينده گله و رمه است، پاكى ای كه گيتى افزاست، پاكى ای كه خواسته افزاست. آب ما، از آن بدانديش نيست، از آنِ بدگو نيست، از آنِ بدكردار نيست، از آنِ بدبين نيست، از آنِ كسى كه دوست را بيازارد نيست، از آنِ كسى كه همراهان را بيازارد نيست، از آنِ كسى كه كاركن را بيازارد نيست، از آنِ كسى كه خويشان را بيازارد نيست...
اى آب ستوده، به من بزرگ‌ترين دارش‌ها (نعمت‌ها)، تن درست و اندام درست ارزانى دار. اى آب ستوده، به من خواسته فراوان ببخش، گله و رمه گوناگون و فرزندان دلير همان‌گونه كه پيش از من به كسانى كه از تو خواستند، بخشيدى.."

ايدون باد.

پژوهشهای ایراندخت آریانا

جشن‌های ملی

 |+| نوشته شده در  86/08/04ساعت 0  توسط یاسمین آریانا  | 
 
  بالا