|
پژوهش و گسترش ایرانشناسی
|
||
|
Iranology Dilate : جستارهای درباره تاریخ، فرهنگ، استوره، ادب و جشنهای ایران |
نميدانم. شايد هم عمدي در كار باشد تا مردم را از تاريخ زده كنند.
تب سريال تاريخي ساختن در تلويزيون ما بدجور داغ شده است. به ويژه تاريخ معاصر. ولي سطح اين سريالها از ديد هنري و علمي آن اندازه پايين است كه در بيشتر موارد علاقه مندان به تاريخ از ديدن آن چشم پوشيده و در برابر آن جبهه ميگيرند.
سريال سالهاي مشروطه اثر محمدرضا ورزي كه پيش از اين سريالهاي پدرخوانده درباره محمدرضا شاهعمارت فرنگي درباره رضا شاه را ساخته بود، در يك ماه گذشته از شبكه 3 پخش شد. و
مصاحبه خبرآنلاين با محسن حدادي استاد دانشگاه:
روایتهای تاریخی سریال گاهی خندهآور است

وی اضافه کرد:
«البته با توجه به هزینههای سنگین تولید اینگونه مجموعهها، باید این آثار
فاخر باشد و در مورد سریال «سالهای مشروطه» این گام مثبت تلویزیون
میتوانست عمیقتر، پختهتر و بهتر برداشته شود.»
این پژوهشگر تاریخ با اشاره به اینکه در خصوص نکات فنی سریال نظری ندارد و اهل فن باید نظر بدهند، تاکید کرد: «تکرار برخی شخصیتها و داستانپردازی درخصوص آنها بر اساس چه هدفی است؟ وقتی تا به حال چندین بار از شخصیت امیرکبیر تصویرسازی داستانی شده در یک سریال جدید یا باید نکته تازهای از زندگی این فرد بیان شود و یا اینکه دیگر از او حرفی زده نشود. این دوبارهکاری با همان حرفهای قدیمی چه سودی دارد؟ من که نکته جدیدی راجع به امیرکبیر ندیدم.»
نجفی در بخش دیگری از گفتگو با خبرآنلاین، با تاکید بر اینکه در این سریال جمعی از بهترینهای سینما و تئاتر انتخاب شده بودند، تصریح کرد: «ضعف شدید فیلمنامه و ارجاعات تاریخی بدون سند نتوانسته آنگونه که باید مجموعه را شاخص کند.»
وی گفت: متن گاهی آنقدر ضعیف است که روایت
تاریخ باعث خنده میشود، اینکه شیخ فضلالله در جریان محاکمه از کلمه
«گفتمان» استفاده کند و یا محاورات و دیالوگهای امروزی در بیان نقشهای
تاریخی بیش از 100 سال قبل حضور داشته باشد، چه معنایی دارد؟ در
سریال از عبارات «تهاجم فرهنگی یا شبیخون فرهنگی» استفاده میشود که در چند
سال اخیر در ایران رایج شده است.»
نجفی اضافه کرد: «امیرکبیر از
لفظ «گاله» استفاده میکند و میرزای آشتیانی جوانان را نصیحت میکند و از
تهاجم فرهنگی سخن میگوید؛ اینها کجای تاریخ اند و چرا باید عنوان شود؟»
این مورخ و استاد دانشگاه در ادامه اظهار
داشت: «در سریال از «حکم» میرزای شیرازی چندین بار به «فتوا» یاد میشود در
حالی که ایشان حکم دادند آن هم از سامرا و نه از نجف! و یک نفر با کمترین
اطلاعات تاریخی میداند که این تاریخگویی غلط است. در حالی که تبعیت از
حکم بر همه مجتهدین و علما واجب است ولی فتوا فقط بر مقلدین لازم میشود.
تحریم تنباکو حکمی بود که تبعیت از آن بر همه واجب بود. اینها نشان میدهد
که مسئولان تولید و پخش این مجموعه، تاریخ روحانیت را به خوبی مطالعه
نکردهاند.»
وی در خصوص
اشکالات فاحش تاریخی این سریال همچین به حضور شخصیت «امینه» اشاره کرد و
گفت: «این خانم در زمان امیرکبیر 15 تا 20 سال بوده، بعد از قیام تنباکو
ناصرالدین شاه در تبریز او را عقد میکند و بچهدار هم میشود در حالی که
فاصله این دو برهه تاریخی از زمان امیرکبیر تا پس از قیام، 8-47 سال بوده و
یعنی در زمان عقد «امینه» باید حدود 60 سال میبوده. بعد با گذر از مشروطه
و کمیته مجازات که حدود 17 سال اضافه میشود، و امینه باید در واقع حدود
80 سال باشد، تازه عشق و عاشقی او گل میکند!»
نجفی در همین زمینه اضافه کرد: «در خصوص امیرکبیر، او حدود 3 تا 3.5 سال صدارت داشته است، او در همین زمان ازدواج میکند و علی القاعده باید بعد از شهادت فرزندانی داشته باشد که 2 تا 3 داشته باشند اما در سریال میبینیم که وقتی بچههای امیرکبیر را نزد ناصرالدین شاه میآورند؛ 12-10 سالهاند!»
این پژوهشگر تاریخ با بیان اینکه برخی رفتارها و گفتارهای این سریال به هیچوجه در تاریخ وجود نداشته و در جریان قصه و داستان هم پیشبرنده نبوده، به رابطه مهدعلیا و امیرکبیر اشاره کرد و گفت: «در کجای تاریخ مهدعلیا با داماد خود وارد مباحث عشقی شده است و به او ابراز عشق میکند؟! چیزی که نه در تاریخ بوده و نه برای پخش آن میتوان توجیهی داشت و به نظرم پخش چنین قسمتهایی «حرمت شرعی» هم دارد.»
دکتر نجفی در ادامه گفتگو با خبرآنلاین در خصوص نقش سیدجمالالدین اسدآبادی با بازی حسام نوابصفوی گفت: «این شخصیت آنقدر غلو شده در سریال حضور داشته که اصلا باورکردنی نیست و گاه خندهدار است. سیدجمال یک روحانی انقلابی بود، اما نه اینکه به دربار ناصرالدین شاه که وارد شود، شروع کند به فحش دادن. جالب اینکه در مقابل میبینیم ناصرالدین شاه، شاه این مملکت در برابر این حملات بیادبانه «هیچ» نمیگوید. اولا نه سید جمال اینقدر بی ادب بوده و نه ناصرالدین شاه اینقدر باتقوا! در فرهنگ ما شخصی با قدرت یک شاه، اگر در مقابل این همه هجمه گفتاری سکوت کند، انسان خوبی است و خیلی باتقوا! و این سکانسها ناصرالدین شاه را خیلی مثبت نشان میدهد و نه سیدجمال را! که البته شعاری است و غیر مستند.»
این مورخ و استاد دانشگاه در خصوص شخصیت کمال الملک نیز نکات جالبی را عنوان کرد گفت: «در هر قسمتی که کمالالملک را میبینیم، در حال نصیحت کردن است! به ناصرالدین شاه، نصیحت میکند به محمدعلی شاه نصیحت میکند به صدر اعظم نصیحت میکند و....چهرههای سوپر انقلابی ساختن از افراد یعنی چه؟ هم با واقعیتهای تاریخی نمیخواند و هم اثرگذار نیست و سودی ندارد.»
نجفی
با بیان اینکه برداشتهای سطحی از تاریخ هرگز نمیتواند ما را از رهگذر
مرور تاریخ منتفع کند در حالی که درسهای بسیاری در تاریخ مشروطه وجود
داشته که امروز میتواند برای ما و کشور مفید باشد. برای مثال «شهادت شیخ
فضلالله» یکی از اسناد غیرقابلانکار و غیر قابل خدشه در خصوص جنایات
روشنفکرها به تاریخ و ملت ایران است. که این داستان در سریال خیلی ضعیف و
سبک عنوان شده بود گرچه نقاط سطحیتر تاریخ را هم در این مجموعه خوب از آب
درنیاورده بودند اما به نظرم بزرگنمایی بیجهت نوعی انحراف در مسیر روایت
تاریخ است.»
وی با اشاره به اینکه در قضیه مشروطیت میان آیت الله
شیخ فضل الله نوری، طباطبایی و بهبهانی اختلاف نظر بود، گفت: «این سریال
ابعاد اختلاف را به درستی نشان نداد که از نقاط ضعف آن محسوب میشود.»
وی در پایان این گفتگو با تاکید بر اینکه سریال «سالهای مشروطه» نتوانست خط تاریخی جدی و پررنگی را نشان بدهد، این بیت شعر را خواند: یا مکن با پیلبانان دوستی/ یا بنا کن خانهای در خورد پیل...
***مجموعه «سالهای مشروطه» به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا ورزی و تهیه کنندگی علی لدنی در حالی از شبکه سه سیما پخش شد که دو سال قبل نیز ورزی با سریال «پدرخوانده» به شبکه اول رفت و بسیاری از منتقدان و مورخان ایرادات بسیاری را به سبک تاریخخوانی او از تاریخ انقلاب انتقاد کردند.
http://www.khabaronline.ir/news-45612.aspx
جستاري از فريد شوليزاده - پژوهشگر دين و فرهنگ زرتشتي - درباره سريال سالهاي مشروطه:
از دوازدهم
بهمنماه امسال، همزمان با آغاز دههی فجر، شبكهی سوم سیما هرشب در ساعت
20.45 اقدام به پخش سریالی پانزده قسمتی با نام سالهای مشروطه میكند.
نویسندگی و کارگردانی این مجموعه بر دوش «محمد رضا ورزی» بوده است. پیش از این مجموعههای «پدر خوانده» و «عمارت فرنگی» ساخته این كارگردان از شبكه سراسری سیما پخش شده بود.
این سریال كوشش دارد تا بینندهی خویش را از دریچهی نگاه كارگردان با رویدادهای دورهی «ناصرالدینشاه»، «امیركبیر» و «انقلاب مشروطه» آشنا سازد. اما متاسفانه در برخی موراد نویسنده و كارگردان سریال دچار لغزش میشوند و بهجای بیان حقایق تاریخی، به تحریف تاریخ معاصر میپردازند. یكی از این موارد، كوشش در تخریب چهرهی تاریخی بزرگمرد هازمان زرتشتی، مانكجی لیمجی هاتریا است.
گویا این سریال نیز بهمانند دو كار پیشین آقای «محمد رضا ورزی»، با الهام از نوشتهها، كتابها و دیدگاههای آقای (عبدالله شهبازی) ساخته شده است. در این مجموعه شخص «مانكجی» بهعنوان یكی از سركردگان فرقهی فراماسونری در ایران و فردی دستنشانده که جاسوس سرویسهای اطلاعاتی دولت انگلیس در ایران است، معرفی میشود. در تمام سكانسهای سریال که با مانکجی در پیوند است، كوشش میشود تا اینگونه القا شود كه «مانكجی» هدفی جز ترویج «بهائیت» و نیز تبدیل ایران به مستعمره انگلستان نداشته است! کارگردان حتا پا را از این هم فراتر گذاشته و در بخش از مجموعه(:قسمت پخش شده در 19بهمنماه) تا بهآنجا پیش میرود که منزل مانکجی را محل برپایی محفل بهائیان معرفی میکند
محمد رضا شريفي نيا در نقش چهره برجسته زرتشتي دوره مشروطيت كه پس از 1300 سال جزيه را از گردن زرتشتيان برداشت: مانكجي هاتريا
!
بازی در نقش «مانكجی» در این سریال
به «محمد رضا شریفینیا» سپرده شده است. بازیگری كه استعدادی شگرف در
نفرتانگیز نشان دادن شخصیتهای تاریخی دارد.
اما
آیا به راستی شخصیت تاریخی «مانكجی هاتریا» بههمان گونهای است كه
عبدالله شهبازی در كتابهایی چون «زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار
بریتانیا و ایران» و «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» توصیف میكند و البته در
سریال «سالهای مشروطه» به تصویر كشیده میشود؟
اولین خدمت مانکجی به ایران، پایهگذاری مدارس برای کودکان ایرانی و مبارزه با بیسوادی جماعت بود. دومین کار مهم او را بیشک حل مسالهی جزیه ایرانیان زرتشتی باید دانست .وی پس از سالها کوشش توانست ناصرالدینشاه را در جولای ۱۸۸۲م راضی به لغو حکم جزیه کند. باید یادآور شد که «سید جواد» امام جمعه کرمان در لغو حکم جزیه نقش مهمی داشت.
مانکجی با بسیاری از علمای دینی و پیشوایان مذاهب مختلف و بزرگان سیاسی ایران پیوند دوستی داشت. برای نمونه در ماهان با حضرت «رحمت علی شاه» قطب دراویش نعمتالهی دوستی عمیقی ایجاد نموده و از جانب رحمت علی شاه به «درویش فانی» نامور شد. از آن پس مانکجی در بیشتر نامهنگاریها، خود را به لقب «فانی» معرفی میكرد.
مانکجی در عراق عرب، بنا بر رویه دوستی خود با پیشوایان مذاهب گوناگون، با بهائیان و «میرزا حسینعلی نوری» نامهنگاری داشته است. مشکل این است که اگر بخواهیم هر شخصی را که با مانکجی تماس داشته جاسوس اتگلیس بدانیم باید از گسترهای از دولتمردان و پیشوایان مذاهب گوناگون، از «میرزا حسنخان مشیرالدوله» و «دراویش نعمتالهی» گرفته تا «ائمه جمعه» را جاسوس انگلیس بنامیم.
|
|