تبليغاتX
پژوهش و گسترش ایرانشناسی - فروردینگان : جشن درگذشتگان در 19 فروردین
 
پژوهش و گسترش ایرانشناسی
 
 
Iranology Dilate : جستارهای درباره تاریخ، فرهنگ، استوره، ادب و جشنهای ایران
 
 

در جشن فروردینگان یا فرودگ زرتشتیان سر مزار درگذشتگان خود (در تهران به قصر فیروزه گورستان زرتشتیان) می‌روند و برای خشنودی روان‌ها عود و کندر آتش می‌زنند.

در ایران باستان در هر ماه، در روزی که با نام آن ماه همنام می‌شد، جشنی برگزار می‌کردند که برخی از این جشن‌ها از عمومیت و اهمیت زیادی برخوردار بودند و تا امروز اعتبار و اهمیت خود را حفظ کرده‌اند.  روز نوزدهم هر ماه «فروردین» نام دارد و نوزدهم فروردین جشنی برگزار می‌شد، به نام «فروردینگان» که نخستین جشن برابری روز و ماه سال است.

 فروردین به معنای «فروهرها» و ماه فروردین اصلاً ماه فروهرها و این جشن در تجلیل از فروهرهاست. فروهر (Frawahr) که صورت اوستایی آن فروشی (Fravashi) و صورت فارسی باستان آن فرورتی (Fra-vrti-) است، بخش اهورایی ذات انسان است. همچنانکه در باور ادیان سامی خداوند هنگام خلق انسان بخشی از وجود خویش را در نهاد او گذارده است، در باور مزدیسنا نیز فروهر بخش اهورایی یا نمود مینوی و آن جهانی و یا همزاد آسمانی انسان است. 

هر بدی که آدمی بر زمین کند، بر «خود آسمانی او تأثیر نمی‌گذارد و فقط وجود زمینی انسان است که به سبب گناهانش در دوزخ رنج می‌برد. به عبارت دیگر، فروهر پاسبان آدمی است که پیش از تولد وجود دارد و پس از مرگ نیز باقی می‌ماند. روان پس از مرگ به فروشی خود می‌پیوندد.

در مورد معنای این کلمه نظرات گوناگون ارائه شده است. ظاهر کلمه از پیشوند «فرا_» و بن فعلی «ور» و پسوند اسم مونث‌ساز «تی» ساخته شده است. اما چون بن «ور» معانی گوناگونی در زبان‌های باستانی ایران دارد، در مورد معنای این کلمه اختلاف نظر است. برخی ایران‌شناسان معنای «گزینش» را برای آن در نظر گرفته‌اند و با این معنی، فروهر آن بخشی از انسان است که توانایی گزینش میان خوب و بد را دارد. برخی دیگر «ور» را به معنای «پوشاننده، در برگیرنده» می‌پندارند و «فروهر» را «نگاهبان، پشتیبان» معنا می‌کنند. «ور» به معنای «آبستن کردن» نیز است و با این معنا، می‌توان ارتباط فروهرها را با زاییدن توجیه کرد. چون در مراحل اولیه جامعه آدمی، باور مردم این بود که آنچه باعث آبستنی زنان می‌شود، ارواح نیاکان است. اما پیشنهادی که از همه معقول‌تر به نظر می‌رسد، عقیده بیلی (Bailey)، ایران‌شناس بزرگ است که این واژه را از بن «ورتی» (varti_) به معنای «دلاوری» می‌گیرد و معتقد است فروهر نماینده روان پهلوانی در گذشته بود که مجسمه دلیری شناخته می‌شد. در این صورت، باید فرض کرد در میان ایرانیان رزمنده، روزگاری آیین پرستش پهلوان رایج بوده و بازماندگان، پهلوانان درگذشته را ستایش می‌کردند تا از نیروی پهلوانی بالقوه آنان کمک و مدد بگیرند. 

عقیده به فروشی باوری پیش زرتشتی و متعلق به دوران آریایی‌هاست. در اساتیر هند نیز باوری مشابه، با نام «پیتارا» (Pitara) وجود دارد. و جشن مربوط به آنها را موکتاد (Muktad) می‌نامند. باوری که محکم و با قدرت به دین زرتشت راه یافت و کاملاً رنگ دینی به خود گرفت. در اوستا، قدیمی‌ترین ذکری که از فروشی‌ها شده است، در یسنای هفت‌هات است که میدانیم پس از زرتشت به دست نزدیک ترین یارانش سروده شده و از دیگر بخشهای اوستای پس از زرتشت کهنتر و اصیل تر است. گذشته از این، سرودی مفصل در اوستا در ستایش از فروشی‌ها داریم به نام «فروردین یشت» که یشت سیزدهم و بلندترین یشت اوستاست. در این یشت، هم عناصر بسیار کهن و هم عناصر زرتشتی به چشم می‌خورد و در آن، از فروهر همه پاکان و پادشاهان و پرهیزگاران مشهور یاد شده است. بیش از سیصد و پنجاه اسم در این یشت آمده است.

«همه فروشی‌های نیرومند، مقدس و نیک راستان را می‌ستاییم، از گیه مرتن (کیومرث) تا سئوشینت (سوشیانس) پیروزگر» (فروردین یشت بند 145). در مصائب و سختی‌ها و ناخوشی‌ها و بیم و هراس باید از فروهرهای نیکان یاد کرد و کمک خواست.

در فروردین یشت فروهر هر یک از نامداران برای رفع بلای مخصوصی خوانده می‌شود، مثلاً فروهر جمشید برای رفع فقر و خشکسالی،‌ فروهر فریدون برای رفع ناخوشی، فروهر گرشاسب علیه دشمن و دزد. فروشی‌ها وظیفه توزیع آب را بر دوش دارند و از این منظر، همکار خرداد،‌ امشاسپند موکل بر آب، هستند. همچنین در نبرد تیشتر، ایزد باران، با اپوش، دیو خشکسالی، یاری‌رسان تیشترند. فروهرها از پیکر گرشاسب نیز که تا هزاره اوشیدرماه در بی‌هوشی به سر می‌برد، محافظت می‌کنند. همچنین ۹۹۹۹۹ فروشی مقدس از سه نطفه زرتشت در آب دریاچه مراقبت می‌کنند که فرزندان منجی ها (اوشیدر، اوشیدرماه، سوشیانت) از این نطفه‌ها به وجود خواهند آمد.

ولی اینکه چرا ماه نخست سال به فروهرها داده شده است یکی از چیستانهاست. گمان بسیاری بر این است که آغاز سال از بهار یا نوروز بهاری رسم آریاییهای نخستین نیست و آنان از زمانی آغاز به گرفتن نوروز بهاری کرده اند و شاید به همین جهت اثری از نوروز در اوستا نیست. و به همین جهت احتمال میرود که نام فروردین ماه یکی از نامها نزد آریایی های نخستین نبوده باشد. بلکه آنان پس از زرتشتی شدن و سپس آغاز سال از بهار، نخستین ماه را به احترام نیاکان خود ماه فروهر درگذشتگان گذاشته اند. در باورهای زرتشتی فروهرها در گاهنبار همس پت میدیم و در واپسین روز پنجه که همان واپسین روز سال باشد به زمین نزد خانواده هایشان می آیند و آتش افروزی پنجه که امروز چارشنبه سوری را به جایش داریم، استقبال از فروهرهاست و خانه تکانی و نو کردن همه چیز، آمادگی برای پذیرایی از این میهمانان دوست داشتنی و فروردینگان در ۱۹ فروردین بدرقه آنان. یعنی یکی از دلایل جشن گرفتن نوروز اساسا همین حضور یافتن فروهر نیاکان و درگذشتگان است. پس حال که میدانیم جشن نوروز بهاری از زمانی در میان آریاییها آغاز شده، پس نام ماه فروردین هم باید چنین باشد. پیشنهاد من بر این است که نام کهن فروردین، ورهرام (ورترغنه اوستایی، ورهران پهلوانیک، ورهرام پارسیک، وهرام دری، بهرام فارسی) بوده است. چراکه در ارزش و مقام این خدای آریایی و ایزد زرتشتی هیچ شکی نیست و کسی نمیتواند آنرا پایینتر از ایزدان دیگری که ماهی به نام خود دارند بداند. در ارزش این ایزد همین بس که یکی از سیارات نیز به نام او بود (مارس یا مریخ). پس من گمان میکنم که حتما این ایزد نیز باید ماهی به نام خویش داشته باشد. حال با توجه به اینکه میدانیم مارس برابر رمی ورهرام است، و نیز میدانیم که رمی ها سال را از مارس آغاز میکردند و امروز نیز مارس از نظر زمانی برابر با اسفند و فروردین است، میتوانیم تئوری دهیم که نام کهن فروردین، ورهرام ماه بوده که با غلبه انگیزه های دینی مزدیسنیان، این جایگزینی روی داده است.

در روز نوزدهم فروردین، روز جشن فروردینگان مراسم خاصی در بزرگداشت این موجودات مینوی و در بعدی گسترده‌تر، در بزرگداشت روان درگذشتگان برگزار می‌شد که هنوز در میان زرتشتیان، در یزد، با تشریفات ویژه برگزار می‌شود. امروز زرتشتیان در این روز بر سر مزار درگذشتگان خود (در تهران به قصر فیروزه، گورستان زرتشتیان) می‌روند و برای خشنودی روان‌ها عود و کندر آتش می‌زنند و گل و گیاه و میوه و شمع و لرک (مخلوطی است از هفت میوه خشک خام از قبیل پسته خام، بادام خام، فندق خام، برگه،‌ انجیر خشک، خرما، توت. لرک مراسم درگذشته با لرک مراسم عروسی و سدره‌پوشی متفاوت است) بر سر مزار می‌گذارند. ولی توجه کنیم که تا ۸۰ سال پیش زرتشتیان گورستان نداشتند و دخمه نیز جایی برای حضور نیست. بنابراین حضور در کنار گور نیاکان در فروردینگان سنتی نوین از سوی زرتشتیان است. هرچند که ایرانیان مسلمان (فقط ایرانیان) مدتهاست که واپسین شب آدینه سال را به گورستان میروند تا به درخواست ضمیر ناخودآگاه خویش پاسخ دهند. بی آنکه بدانند چرا؟

در جشن فرودگ، هفت موبد وارد می‌شوند و می‌نشینند. لرک‌ها را در چادرشب‌هایی می‌ریزند و جلو موبدان می‌گذارند. چند «موبدیار» هم حضور دارند. موبدان شروع به اوستاخوانی می‌کنند،‌ بیشتر هم سرودهایی از فروردین یشت می‌خوانند و به این ترتیب، لرک را تبرک می‌کنند. سپس، موبدیاران چادرشب‌ها را به کمر می‌بندند و لرک را بین مردم تقسیم می‌کنند. اگر کسی هم نذری دارد، در این روز نذرش را میان مردم پخش می‌کند. این مراسم در واقع گونه‌ای نیایش یا فاتحه دسته جمعی برای شادی روان درگذشتگان است. در یزد، این مراسم از ساعت چهار نوزدهم فروردین برگزار می‌شود، اما در تهران به دلیل مشغله‌های روزانه مردم، همه نمی‌توانند در یک ساعت مشخص یک جا جمع شوند (کلا بزرگترین معضل زرتشتیان ایران همین است که جشنهایشان تعطیل نیست و نمیتوانند کار و درس و مدرسه و دانشگاه خود را رها کنند. بنابراین سال به سال کمتر توان حضور پیدا میکنند). از این‌رو، مراسم چند سالی است که منسجم برگزار نمی‌شود و هر زرتشتی هر ساعتی از روز مذکور که توانست، برای زیارت به قصر فیروزه می‌رود.

فروردینگان جشنی است برای یادبود درگذشتگان و از آنجا که در دین زرتشتی، آیین‌های سوگواری وجود ندارد، این مراسم به صورت جشن برگزار می‌شود و مردم روان درگذشتگان را هم در شادی خود شرکت می‌دهند.

 |+| نوشته شده در  87/01/19ساعت 13  توسط بهرام روشن ضمیر  | 
 
  بالا