تبليغاتX
پژوهش و گسترش ایرانشناسی - کیش آریایی ها، پیش از زرتشت _ نشست ششم
 
پژوهش و گسترش ایرانشناسی
 
 
Iranology Dilate : جستارهای درباره تاریخ، فرهنگ، استوره، ادب و جشنهای ایران
 

بررسی اين جستار از آنرو شايد كمي دشوار به نظر رسد كه ما با تكه های گوناگونی_ از اسناد تاريخي_ روبرو هستيم كه همگي در يك واژه همساني دارند و آن مهر يا ميترا است. ازهمين رو پاره اي ميانديشند كه تمام اين تكه ها سازنده يك پازل بزرگ، درزماني گسترده هستند. اما چه بسا بتوان دريافت كه هر يك سازنده يك پازل جدا گانه اند. پاره ای پژوهشگران با دست آويز قرار دادن نام ميترا به نوعي يكپارچگی در آيين ميترا اشاره ميكنند. برهانشان هم آن است كه با ديدن نام ميترا در بر هه هاي گوناگون همان كار چيدن پازل را انجام داده و در انديشه خويش آيين پيوسته ای _زمانی و جغرافيايی_ را ميسازند. از همين رو ما نيز براي پي گيری اين نام در گستره تاريخ بايد به سري اسنادی كه بدان اشاره كرده اند ميپرداختيم تا دريابيم كدام گمانه درست است؟

1در گامهاي نخست جايگاه و زمان زرتشت را تا حدي روشن كرديم و با سنجش فاصله ي ميان واپسين جانشيني آرياييها در ايران و زرتشت و سپس بررسي محيطي كه زرتشت در آن زندگي ميكند _فضاي حاكم بر گاتها يا اسناد كهن ديگري چون مهريشت و..._ نشان داديم وجود يك دین _به چم يك سامانه سفت و سخت پرستش خدایان و دستورات شرعی در گستره يك فرهنگ يكسان_ پيش از زرتشت ناممكن به نظر رسيده و از ديگر سو در هيچ سند كهنی اشاره اي بدان نشده.

بنابراين نظریه پيشينه كهن تر دین مهری نسبت به دین مزديسنا کاملا مردود میباشد.

تنها به جامعه اي برميخوريم كه در آن ايزدان و خدايان گوناگوني _كه ميترا تنها يكي از مهمترينهاي آنان است_ مورد ستايش قرار ميگيرند كه پاره ايشان در انديشه ي ايراني و به ناچار در شكل گيري دین مزديسنا به در مقامي پايينتر بدان راه ميابند. با جمعبندي مراسم و باورهاي اينان چون تقدس شراب هوم، قربانيها، برخورد با اجساد مردگان و.... نيز نميتوان وجود يك دین مستحكم را اثبات كرد. ولی بیگمان آنان راه و روشی برای زیستن داشتند که بدان کیش میگویند.

2 در رديابي به كار گيري دوباره مهر در تاريخ، به سنگ نگاره اردشیر دوم هخامنشی بر ميخوريم_ كه پاره اي آن را آغازی بر پرستش دوباره ي مهر در غالب يك آيين ميدانند و نشان داديم آنچه هخامنشیان در آغاز آنرا نپذیرفتند و در زمان اردشیر دوم با تغییر رویه آنرا قبول کردند، نه میترائیسم، بلکه کیش عام _پيشين_ آریایی ها بود. آنان به دلیل ضعف سیاسی، میترا و آناهیتا که بزرگترین خدایان آریایی در آنزمان بودند را در کنار اهورامزدا قرار دادند. تا همبستگی همه آریایی ها را اعلام دارند.

3 ناگفته نماند كه در ميان اين جستجوها گاه به نام ايزدان ديگري در فرهنگهاي گوناگون بر ميخوريم كه باره اي آنان را همسان با ميترا دانسته و به كارگيريشان را در ساير فرهنگها نشاني از مهر پرست بودن مردمان آن سرزمينها _شايد برگرفته از انديشه هاي ايراني _ميدانند. از آنان است خداي خورشيد بابلي شمس ، هليوس يوناني و.... .

پيرامون اين ايزدان بايد گفت كه ستايش و گرامي داشتن خورشيد و نماد هاي آ ن _ايزدان_ براي مردمان باستان فرايندي عادي و همه گير بوده _به سبب نيازمندي به اين فروزه _و اين ربطي به برداشت آنان از هم ندارد . ا زديگر سو ميترا هيچ گا ه با فرنام ايزد خورشيد نمايان نشده. كه در مقايسه با اين ايزدان يكي دانسته شود. او تنها گاه فروغ و پرتو خورشيد است .

4 در گام پسين به نام مهر در زمان اشكانيان بر ميخوريم. سخنهاي پراكنده اي است پيرامون پيامبري به نام مهر، كه در ميانه ي سده سوم پيش از ميلاد زاده ميشود. البته اسناد استواري براي بررسي اين جستار در دست نيست. او چندان تاريخي نمينمايد و از سوي ديگر در بررسي فرهنگ و زندگي اشكانيان گمانه وجود يك دين رسمي و نوين بسيار كمرنگ است. آنچه از فرهنگ آنان دستگيرمان ميشود. نه تنها مزديسنا نيست بلكه اصولا دور به نظر ميرسد كه يك دين باشد. شايد بتوان پنداشت مهر در جايي شايد بيرون از ايران، بنيانگزار آييني شده كه در ميان خود ايرانيان چندان پيروي نداشته است و مهمترین گمانه که همانا در نظر گرفتن مهرپرستی و آیین مهر به عنوان عرفان آریایی و یک آیین زیرزمینی و راز آمیز و نه یک دین مردمی است که هیچ دور نیست که نه تنها در دوره اشکانی، بلکه پیش از زرتشت نیز وجود داشته باشد. كه پيرامون آن هم نميتوان نظري قطعی داد مگر با بررسي عرفان ايراني پس از اسلام (تكه اي از كار پژوهشی كه هنوز بدان پرداخته نشده است).

۵ و در گام بعد به نام ميترا در اروپا و در گستره ي امپراتوري رم بر ميخوريم. تنها جايي كه ميترا _به چم يك فرد_ را براستي ميتوان با ويژگيهايش، جايگاه ويژه اش و سنگ نگاره هايش بازشناخت.

ميتوان در او _سنگ نگاره ها _تجسم يك خدا انسان را ديد .ميتوان پيشينه اش را گمانه زد. نا حدي ميتوان آييني برايش متصور شد. و خويشكاري اي از او ديد.

اما بر پايه ي پژوهشها نشان داديم كه دور است كه اين ميترا همان مهر شرقي باشد. دست بالا نامش، و شايد پاره اي ويژگيهايش را وام گرفته اند. ايزدي شرقي كه فلسفه اي از غرب را به دوش ميكشد. آيين او آييني دشوار است. پايگاهي نظامي دارد. و به عقيده ي پاره اي كوششي است براي نگاه داشت توان امپراتوري رم.

سپس نگاره هايي از او به دست ميايد. ميترا با فرنام يك رهايي دهنده نمايان ميشود. شايد ازاين رو پاره اي همسانيهايي ميان اين ميترا و مهر اشكاني ميدانند. و معتقدند اين ميترا يك انسان يا انسان خدا _پيامبر مهر _است. به هر روي او با ايزد ايراني همساني چنداني ندارد.

بر شمرديم كه گويا اين موجود جديد درهمي است از چندين نفر. چند ايزد، چند فلسفه، چند خويشكاري و شايد از همين رو است كه هركس از ظن خويش يارش ميشود. ميترا تنها اينجا _ و نه پيشتر_ است، كه در مركز يك فلسفه و آيين قرار ميگيرد. گرچه از ريز همان آيين نيز آگاهي هاي چنداني در دست نيست. اما دست كم بر پايه ي يافته ها ميتوان در يافت كه ميترا اينجا چند سده خداي پيروزمند مردم به ويژه اقشار ويژه اي چون سربازان و... ميشود. ايزدان همراهي ميابد و برايش شمايل سازي ميشود.

با بررسي راه هاي ورود اين نام و سازماندهي پسينتر شكي نميماند كه آيين ميترا را درهمان سرزمين همراستا با فرهنگ خويش ساخته و پرداخته اند .

اين ميترا همان اندازه از تعاريف مهر و كيش مهر عرفاني دور است كه از ايزد ايراني و ويژگيهاي او. از همين رو همانطور كه كمون ميگويد:

((آيين ميترايي در سده ي چهارم ميلادي ابزاري شد تا همه استوره ها و باورها ي گستره ي وسيع امپراتوري را يگانه سازد .چنين آييني با بنيان مزدايي خود فاصله گرفت و شكل ديگري از بت پرستي PAGANISM را از نو تعليم داد))

ما نيز مي افزاييم كه اين فاصله پيرامون اين آيين و عرفان نيز ديده ميشود كه پيرامون اين گوناگوني نيز ميبايست پژوهشهايي كرد.

به مي سجاده رنگين كن گرت پير مغان گويد/ كه سالك بي خبر نبود ز راه و رسم منزلها

 |+| نوشته شده در  86/07/28ساعت 23  توسط آیدا آبادپور  | 
 
  بالا